برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹/۰۴/۱۱

سوال های مضحک و اعدام‌های شهریور 1367


به نام هویت انسانی


شهریور، ماه محاکمه و اعدام زندانیان کمونیست و چپ بود. این‌ها عمدتا تعلق سازمانی به ‌یکی از سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی داشتند. انشعابات مختلف چریک‌های فدایی خلق، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، حزب توده ایران، سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر)، سازمان پی‌کار، کومه‌له، حزب کمونیست ایران و دیگر سازمان‌های کوچک چپی از این سازمان‌ها بودند.

در ماه شهریور توجه کمیسیون مرگ به ‌چپی‌ها جلب شد و پرسش و پاسخ از آن‌ها از ۵ شهریور و از زندان گوهردشت آغاز شد.

آیا شما مسلمانید؟

آیا به‌خدا اعتقاد دارید؟

آیا به ‌بهشت و جهنم معتقد هستید؟

آیا محمد را به‌عنوان خاتم انبیا قبول دارید؟

آیا در ماه رمضان روزه مى‌گیرید؟

آیا قرآن مى خوانید؟

آیا هر روز نماز مى‌خوانید؟

آیا ترجیح مى‌دهید با یک مسلمان هم‌بند شوید و یا یک غیرمسلمان؟

آیا حاضرید زیر ورقه‌اى را دایر بر این‌که به‌خدا، به‌پیغمبر، به‌قرآن و به‌روز رستاخیز ایمان دارید امضا کنید؟

و پر معناتر از همه، آیا در خانواده‌اى بزرگ شده‌اید که پدر در آن نماز مى‌خواند، روزه مى‌گرفت و قرآن مى خواند؟

به ادعای بازماندگان واقعه ۶۷ و سازمان عفو بین‌الملل و تاریخ‌نویسانی هم‌چون آبراهامیان، تنها یک جواب غلط به‌ این سوال‌ها می‌توانست به ‌اعدام شخص مربوطه منتهی شود. به‌خصوص سوال آخر که جواب مثبت به ‌آن به ‌معنی اعدام بود زیرا بر ارتداد فرد تاکید می‌کرد زیرا طبق موازین فقهى، فقط کسى را می‌توان مرتد شناخت که در یک خانواده معتقد مسلمان و در سایه پدرى که به‌طور مرتب نماز و قرآن مى خوانده و در ماه رمضان روزه مى‌گرفته . در ضمن اگر کسی بر مسلمانی خود تاکید می‌کرد اما می‌گفت نماز نخوانده است تنها به‌شلاق محکوم می‌شد.

برای هر وعده نماز ۱۰ ضربه و روزی حداکثر ۵۰ ضربه.

در مورد زنان کمونیست، به‌حکم شرع در مورد زن مرتد یعنی «توبه یا مرگ زیر شلاق» عمل می‌شده است و از همین‌رو زنان کمونیست یا زیر شلاق می‌مردند یا اسلام را می‌پذیرفتند.

اعتراض‌هایی از طرف زندانیان به‌ این محاکمه‌ها صورت می‌گیرد و بعضا کسانی اعتصاب غذا می‌کنند که شلاق می‌خورند و بعضا زیر شلاق کشته می‌شوند. سرور درویش‌کهن و جلیل شهبازی از کسانی هستند که این‌گونه کشته می‌شوند.

بعد از درگذشت آقای ‌خمینی در خرداد ۶۸ آقای خامنه‌ای رهبری ایران را به‌دست می‌گیرد و تا کنون رهبری وی ادامه داشته و در قانون اساسی در زمان انتخاب وی، ولایت فقیه در قانون اساسی به ولایت مطلقه‌ی فقیه تغییر یافت.

این سوالات مضحک را آقای خمینی طرح کرده بود و با این افکار پوسیده جان بسیاری از هموطنان ما را گرفت و مسئول تمامی جنایات تابستان 1367 ایشان بود.



در آستانه سالگرد 18 تیر، خواب را از چشمان استبداد بگیریم!!!


به نام هویت انسانی

به یکباره جان در ستم سوختن مرا بهتر از با ستم ساختن
من حرف میزنم حتی اگر به ضررم تمام شود.
من حرفی که احساس میکنم حق است را میگویم حتی اگر قدرتمندترین مخالفین را داشته باشم.
من بی پروا انتقاد میکنم حتی اگر از من ناراحت شوند.
من میگویم از احمدینژاد متنفرم حتی اگر شکنجه ام کنند.
من میگویم مرگ بر جمهوری اسلامی حتی اگر به قیمت جان شیرینم تمام شود...

۱۳۸۹/۰۴/۱۰

پنجاه دروغ زیر درخت سیب از خمینی !!!


به نام هویت انسانی




۱. بشر در اظهار نظر خودش آزاد است. اولین چیزی که برای انسان هست آزادی
بیان است.



۲. مطبوعات در نشر همه‌ء حقایق و واقعیات آزادند.



۳. در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.



۴. یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است... بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال
ملی است.



۵. برنامهء ما تحصیل استقلال و آزادی است.



۶. حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.



۷. دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است. و اما من هیچ
فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی
تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.



۸. اسلام یک دین مترقی و دموکراسی به معنای واقعی است.



۹. ولایت با جمهور مردم است... نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که
حافظ استقلال و دموکراسی است.



۱۰. اما شکل حکومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای
اکثریت است.



۱۱. حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و
مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و باهمه مظاهر تمدن موافق.



۱۲. شکل حکومت جمهوری است. جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است.
جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل همه جمهوری‌ها.



۱۳. در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم امور مملکت را
اداره خواهند کرد.



۱۴. عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی
مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسئولیت هر یک از مقامات محدود و موقت است.
یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یکی از
شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود.



۱۵. رژیم ایران به یک نظام دمکراسی‌ای تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه
می‌گردد.



۱۶. اختیارات شاه را نخواهم داشت.



۱۷. من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت.



۱۸. من در آینده [پس از پیروزی انقلاب] همین نقشی که الان دارم خواهم
داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می
کنم... لکن من در خود دولت نقشی ندارم.



۱۹. ما به خواست خدای تعالی در اولین زمان ممکن و لازم برنامه‌های خود را
اعلام خواهیم نمود، ولی این بدان معنی نیست که من زمام امور کشور را به
دست بگیرم و هر روز نظیر دوران دیکتاتوری شاه، اصلی بسازم و علی‌رغم
خواست ملت به آنها تحمیل کنم. به عهدهء دولت و نمایندگان ملت است که در
این امور تصمیم بگیرند، ولی من همیشه به وظیفه ارشاد و هدایتم عمل
می‌کنم.



۲۰. علما خود حکومت نخواهند کرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور
می‌باشند.این حکومت در همه‌ء مراتب خود متکی به آرای مردم و تحتِ نظارت و
ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.



۲۱. من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حکومت، حکومت جمهوری است
و تکیه بر آرای ملت.



۲۲. مردم هستند که باید افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند و
لیکن من شخصاً نمی‌توانم در این تشکیلات مسئولیت خاصی را بپذیرم و در عین
حال همیشه در کنار مردم ناظر بر اوضاع هستم و وظیفه ارشادی خود را انجام
می دهم.



۲۳. من چنین چیزی نگفته‌ام که روحانیون متکفل حکومت خواهند شد. روحانیون
شغلشان چیز دیگری است.



۲۴. من و سایر روحانیون در حکومت پستی را اشغال نمی‌کنیم، وظیفهء
روحانیون ارشاد دولت‌ها است. من در حکومت آینده نقش هدایت را دارم.



۲۵. حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور
می‌گذارد.



۲۶. قانون این است، عقل این است، حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی
باید به دست خودش باشد.



۲۷. باید اختیارات دست مردم باشد، این یک مسئله عقلی است. هر عاقلی این
مطلب را قبول دارد که مقدرات هرکسی باید دست خودش باشد.



۲۸. حکومت اسلامی بر حقوق بشر و ملاحظه‌ی آن است. هیچ سازمانی و حکومتی
به ‌اندازه‌ء اسلام ملاحظه‌ء حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی
به‌ تمام معنا در حکومت اسلامی است، شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد
مساوی است در امور .



۲۹. اسلام، هم حقوق بشر را محترم مى‏شمارد و هم عمل مى‏کند. حقى را از
هیچ کس نمى‏گیرد. حق آزادى را از هیچ کس نمى‏گیرد. اجازه نمى‏دهد که
کسانى بر او سلطه پیدا کنند که حق آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب
کند.



۳۰. باید اختیارات دست مردم باشد.هر آدم عاقلی این‌ را قبول دارد که
مقدرات هر کس باید در دست خودش باشد.



۳۱. ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود،
نه اینکه برگردیم به ۱۴۰۰ سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت ۱۴۰۰ سال پیش
برگردیم. همه‌ی مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم.



۳۲. ما وقتی از اسلام صحبت می‌کنیم به معنی پشت کردن به ترقی و پیشرفت
نیست. ما قبل از هر چیز فکر می‌کنیم که فشار و اختناق وسیله‌ی پیشرفت
نیست.



۳۳. دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند... رژیم اسلامی با
استبداد جمع نمی‌شود.



۳۴. در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش
قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می شود.



۳۵. ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می گویند مرگ بر فلان
کس، آنها را نکشد.



۳۶. حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود،
یکی علی و یکی هم عمر...



۳۷. حکومت اسلامی، حکومت ملى است. حکومت مستند به قانون الهى و به آراء
ملت است. این طور نیست که با قلدرى آمده باشد که بخواهد حفظ کند خودش را.
با آراء ملت مى آید و ملت او را حفظ مى کند و هر روز هم که بر خلاف آراء
ملت عمل بکند قهراً ساقط است.



۳۸. تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی
خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین
وجه دفاع کند.



۳۹. اقلیت‌های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند
بود.



۴۰. تمام اقلیت‌های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود
آزادند.



۴۱. از یهودیانی که به اسرائیل رفته اند دعوت می‌کنیم به وطن خود
بازگردند. با آنها کمال خوشرفتاری خواهد شد.



۴۲. اسلام جواب همهء عقاید را بعهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را
با منطق جواب خواهد داد.



۴۳. در حکومت اسلامی همهء افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای
هستند.



۴۴. جامعهء آیندهء ما جامعهء آزادی خواهد بود. همهء نهادهای فشار و
اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.



۴۵. ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش
بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه
او هم بترسند.



۴۶. این که می گویند اگر اسلام پیدا شد زنان باید توی خانه بنشینند و
قفلی بر آن زده و دیگر بیرون نیایند تبلیغات است. زن و مرد همه آزادند که
به دانشگاه بروند. رای بدهند. رای بگیرند. ما با ملعبه بودن زن و به قول
شاه "زن خوب است زیبا باشد" مخالفیم.



۴۷. اسلام با آزادی زن نه تنها موافق است بلکه خود پایه گذار آزادی زن در
تمام ابعاد وجودی زن است.



۴۸. زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین
اسلامی آزادند.



۴۹. زن‌ها در حکومتِ اسلامی آزادند. حقوق آنان مثل حقوق مردها است. اسلام
زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است.
تبلیغاتی که علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است.



۵۰. اسلام همه‌ء حقوق و امور بشر را تضمین کرده است.

۱۳۸۹/۰۴/۰۹

خامنه ای جنایت بس است ، اعدام را رها کن ؟؟!!!

به نام هویت انسانی




شکنجه و اعدام توحش و بربریت است و در ذهن من نمی گنجد که در قرن 21 هنوز در حکومتی ، اوباشان ولایت وقیح ، از شکنجه ، اعدام و تجاوز ، برای سرکوب معترضین سیاسی استفاده می کنند!!!
حتی فکرش هم انسان را اذیت می کند که در سرزمینی که روزی ، دارای اعتبار سیاسی بوده ، در حال حاضر انسان هایی را از بین می برند ، به خاطر اعتقادات سیاسی اشان!!!
در این چند روز بحث ها روی دو خانمی است که در معرض اعدام قرار دارند .
خانم سکینه محمدی و خانم زینب جلالیان در آستانه مرگ هستند!!!
سکینه محمدی به دلیل زنای محصنه محکوم به سنگسار شده و زینب جلالیان به دلیل اعتقادات سیاسی و وابستگی سیاسی به گروه های آزادی خواه ، که برای رهائی از چنگال استبداد می جنگند ، محکوم به اعدام شده است.
آیا می شود انسانی را فدا کرد تا عده ی دیگری عبرت بگیرند؟ آیا می شود انسانی را از بین برد ، تا انسان های دیگری مورد ارعاب و وحشت قرار بگیرند!!!
تمامی این جنایت های صورت گرفته ، مسئولیتش با شخص آقای خامنه ای است و تمام این دستورات را ضحاک زمانه تائید می کند و هموطنان ما را به خاک و خون می کشند!!!
جناب خامنه ای جنایت بس است !!! ایران را رها کن !!! کشور را به سمت نا امیدی برده ای ، این همه جنایت برای چیست ؟
به فرض زینب و سکینه را اعدام کردی ، آیا دیگر کسانی نیستند که جای خالی آنها را پر کنند؟؟؟
ما پیروزیم ، چون حق با ماست .

۱۳۸۹/۰۴/۰۸

زینب جلالیان در آستانه ی اعدام!!!


به نام هویت انسانی


زینب جلالیان (زادهٔ ۱۳۶۱ در ماکو) فعال سیاسی کرد ایرانی است که در سال ۱۳۸۸ به اتهام همکاری با گروه پژاک به اعدام محکوم شد.

جلالیان در سن ۱۰ سالگی به دلیل اینکه خانواده‌اش با تحصیل او مخالف بودند از خانه فرار کرد. وی بلافاصله پس از فرار از خانه جذب حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) شد که در آن زمان در ایران فعالیت قانونی داشت. وی در سال ۱۳۸۶ در کرمانشاه دستگیر شد و از آن به بعد در زندان سنندج به سر می‌برد. حکم اعدام او در آذرماه ۸۸ به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک صادر شده و در دیوان عالی کشور تأیید شد. به گفته فعالان کرد، دادگاه رسيدگی به اتهامات زینب جلالیان بدون حضور وکيل مدافع برگزار شده و تنها چند دقيقه به طول انجاميده‌است. نزدیکان وی می‌گویند که جلالیان این اتهامات را نمی‌پذیرد و در سال‌های گذشته تنها با گروه پ.ک.ک آن هم بطور غیر مسلحانه همکاری داشته‌است.

[ویرایش] منابع

[ویرایش] پیوند به بیرون


خلیل بهرامیان: برای نجات زینب جلالیان با دبیر کل سازمان ملل تماس بگیرید | رهانا، بازدید ۷ تیر ۱۳۸۹

سید علی پینوشه ، ایران شیلی نمی شه !!!

به نام هویت انسانی

کودتای پینوشه در سال ۱۹۷۳، سالوادور آلنده رئیس جمهوری منتخب شیلی را سرنگون ساخت. میراث عصر پینوشه، وحشت و سرکوبی بود که جامعه ی شیلی را درمی نوردید. مردمی که امیدهای بازیافته شان در عصر آلنده، به سرعت، رو به خزان کرده بود. گویی که تنها تار مویی میان آزادی و استبداد فاصله بوده باشد. با این حال استبداد پینوشه دوام چندانی نداشت. ۱۵ سال بعد، مبارزات مدنی مردم شیلی به نتیجه رسید. مردم شیلی، پینوشه را وادار به برگزاری رفراندومی کردند و با رای های خود، دیکتاتور را با حقارت خود روبرو ساختند. اما در این ۱۵ سال بر مخالفان پینوشه و دموکراسی خواهان این کشور چه گذشت؟
در دورانی که استبداد آنان را به انزوا و تبعید و فراموشی کشانید، گذشته ی خود را چگونه به داوری نشستند؟ در نظر آنان پینوشه از کجا آمد و چگونه توانست در بستر جامعه ای که رو به آزادی و تکثر می رفت، زمینه های کودتایی خونین را فراهم آورد؟
این پرسش ها، بویژه برای ایرانیان نیز اهمیت دارد. شاید این شعاری قدیمی باشد که دانشجویان معترض در همه ی این سالها، با مطلع « اینجا شیلی نمیشه » ساخته اند. خطاب این شعار گاه تغییر کرده است، اما آنچه بی هیچ تغییری در بافتار این شعار اعتراضی دانشجویان ایرانی بر جای مانده است، اعلان هشداری بوده است مبنی بر خطر « پینوشه گرایی » در ایران. این خطر شاید به تعبیر جمعی، امروزه جامه ی حقیقت پوشیده باشد و از این رو، بازخوانی روزگار پینوشه و واکنش مخالفان او را ضروری می سازد.
در اردی بهشت ۱۳۸۲، جلیل سازگارنژاد نماینده ی اصلاح طلب مجلس ششم که برای شرکت در کنفرانس بین المجالس به شیلی سفری کرده بود، به گفتگو با سرخیو پائز می نشیند، سیاستمداری کهنه کار که از رهبران مقاومت مدنی در برابر رژیم پینوشه در دهه ی ۸۰ میلادی بوده است. خواندن این گفتگوی تامل برانگیز ( به نقل از روزنامه ی یاس نو، ۱۴ اردی بهشت ۱۳۸۲ ) را توصیه می کنم، گرچه شاید در بازخوردی نزدیک با روزگار اکنون ما، دریغ انگیز به نظر رسد، اما این سطور دریغ انگیز را باید به تانی خواند و تفاوت ها و شباهت های مضمونی را به خاطر سپرد.

*****************************************************************

به عنوان نخستین پرسش، لطفا در مورد روند دموکراسی در کشور شیلی، در سه دوران قبل از کودتای ۱۹۷۳، در دوران کودتا و پس از پایان دوره ی حکومت نظامیان، دیدگاه خود را بیان فرمائید؟

برای من در زندگی، هیچ چیز مهمتر از دموکراسی نبوده و نیست. من در دموکراسی زندگی کرده ام، آن را از دست داده ام و دوباره آنرا به دست آورده ام و اینک به خوبی قدر آنرا می شناسم و می دانم. من معتقدم بدترین شکل دموکراسی هم، بهتر از دیکتاتوری است.
در دوران قبل از کودتا، دموکراسی در کشور ما با اختلاف و افتراق ایدئولوژیک همراه بود، اما در عین حال روند تکاملی خود را طی می کرد. فضای سیاسی کشور ما در دوران آلنده به سه بخش تقسیم شده بود:
یک جریان سیاسی متعلق به دموکرات مسیحی ها بود که من هم در آن جریان فعالیت می کردم. جریان دیگر سیاسی را گروهها و احزاب چپگرا مانند سوسیالیست ها و کمونیست ها تشکیل داده بودند که دکتر سالوادور آلنده رهبر حزب سوسیالیست جزو جریان دوم بود. جریان سوم هم جناح راست و کاملا افراطی بود که اعتقادی به دموکراسی نداشت.

شما به وجود جریانهای سیاسی از یک سو و وجود دموکراسی در زمان آلنده از سوی دیگر اشاره داشتید. به نظرتان مهمترین عامل پیدایش و وقوع کودتا چه بود و موضع گیری جریانهای سیاسی در این رویداد مهم چگونه بود؟

به نظر من مهمترین عامل پیروزی کودتا در شیلی، « دموکراسی ناموفق » بود و در ایجاد دموکراسی ناموفق، تفرقه نقش اول را داشت و اساسا آن نوع دموکراسی و تفرقه شرایط تشکیل حکومت و دولت پایدار بر مبنای دموکراسی را فراهم می ساخت.
به اعتقاد من در وقوع کودتا همه ی جریانهای سیاسی و همه ی ما مسوول بودیم. دموکرات مسیحی ها و جناح راست، هر دو با سیاست و برنامه های آلنده مخالف بودند، اما نوع مخالفت ما ( دموکرات مسیحی ها ) با جناح راست کاملا متفاوت بود. آنها به حذف کل جریان چپ و حذف آلنده اعتقاد داشتند و ما تنها با حضور کمونیست ها در دولت آلنده مخالف بودیم، ولی هیچگاه خواستار حذف جریان چپ و سوسیالیست ها نبودیم. زیرا ما به دموکراسی اعتقاد داشتیم و از لوازم دموکراسی، وجود احزاب متعدد و تنوع افکار و جریانهای سیاسی است. ما به شدت مخالف کودتا و سرکوب شدن و کشته شدن آلنده بودیم. اختلاف نظر ما با آلنده در تعریف دموکراسی و نحوه ی مشارکت احزاب در اداره ی امور کشور بود.

اما بالاخره کودتا اتفاق افتادو سرنوشت دموکراسی و جریانهای سیاسی پس از کودتا کاملا تغییر کرد…

کودتا خیلی خشن بود و خیلی طولانی. کودتاچیان ۱۶ سال حکومت کردند. کودتا ساختار دموکراتیک کشور را به هم ریخت، در این دوران تاریک و تلخ، احزاب سیاسی همگی تعطیل شدند و منحل گردیدند. مجالس کشور منحل شد. دستگیری های گسترده، شکنجه ی زندانیان، ناپدید شدن افراد زیادی در سراسر کشور، تعطیلی مطبوعات، بازداشت روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و منتقدان کودتا و تبعید شخصیت های مهم و برجسته ی کشور به خارج، از عوارض بارز کودتا بود. اما جناح چپ شدیدتر از همه قربانی خشونت شد. بسیاری از آنها دستگیر، زندانی و اعدام گردیدن؛ کودتاچیان همراه با نظامیان حول محور دیکتاتور جمع شدند و دموکراسی را تعطیل کردند. میراث کودتا و دیکتاتوری، توقف روند دموکراسی در کشور بود. و این عمده ترین خسارتی بود که به کشور وارد شد.

نقش و برنامه ی شما و سایر مخالفان کودتا برای پایان دادن به حکومت دیکتاتوری و احیای دموکراسی چه بود؟

من در دوران کودتا در شیلی ماندم و به همراه برخی از دوستان و همفکران و دلسوزان شیلی، احیای مجدد گروههای سیاسی برای احیای دموکراسی را در دستور کار خود قرار دادیم. ما با وجودی که تا قبل از کودتا با آلنده اختلاف داشتیم، بعد از کودتا همگی حول محور طرفداری از آلنده جمع شدیم، اختلافات را کنار گذاشتیم و همگی در مقابل دیکتاتوری وحدت داشتیم. نوعی ائتلاف در گروههای مخالف کودتا برای دموکراسی به وجود آوردیم.

چه روش مشخصی را برای برخورد با دیکتاتوری برگزیدید؟

ما صرفا از طریق مردم و بدون خون ریزی و خشونت پس از سالها، آرام آرام دیکتاتور را کنار گذاشتیم. با رای مردم، با مشارکت مردم و برگزاری رفراندوم، حکومت دیکتاتوری را کنار گذاشتیم. برنامه های ما در این دوران معطوف به جلب اعتماد مردم و ایجاد امید در آنها بود و در این راستا برقراری ارتباط با همفکران خود در داخل و خارج از کشور را پیگیری نمودیم. ما کنفرانس های متعددی در شیلی برگزار کردیم، البته با مشکلات فراوان و تحت فشار بسیار زیاد. در این کنفرانس ها گاهی تا بیش از ۳۰۰ میهمان از خارج از شیلی شرکت می کردند و به ارزیابی و نقد حکومت کودتایی می پرداختند. ما تلاش می کردیم تا از این طریق فضای کشور را آماده ی حرکت مجدد به سوی دموکراسی کنیم. صدای خود را به سراسر کشور و به خارج از کشور منتقل می ساختیم و همانطور که گفتم، جلب اعتماد مردم را دنبال می کردیم. تکیه بر برگزاری رفراندوم، دومین روش و سیاست ما بود. تلاش فراوانی انجام دادیم تا حکومت پذیرفت که برای بقای خود یا پایان یافتن دوران کودتا به رفراندوم تن بدهد.

در این مرحله ی سخت تلاش ما این بود که مردم را دعوت کنیم تا در رفراندوم شرکت نمایند و به سیستم، رای منفی بدهند و سرانجام در سال ۱۹۸۸ حکومت نظامیان تحت فشار افکار عمومی و در حالی که تصور می کرد رفراندوم به تداوم حکومتش می انجامد، اقدام به برگزاری رفراندوم نمود و مردم با مشارکت گسترده به آن رای منفی دادند و حکومت کودتا با رای و مشارکت مردم کنار گذاشته شد. به اعتقاد من، روند دموکراسی آشکار و پنهان ما در دوران کودتا موفق شد تا در فضایی آرام و مطمئن و با تکیه به ابزارهای موجود در دموکراسی، نقش مهم خود را در احیای حقوق مردم ایفا نماید. سرانجام اولین دولت غیرنظامی در سال ۱۹۸۹ تشکیل شد و آقای پاتریس اروین نماینده ی ائتلاف احزاب برای احیای دموکراسی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.

در آن مقطع سرنوشت پینوشه چه شد و او اینک در چه جایگاهی قرار دارد؟

پینوشه مربوط به تاریخ گذشته است، هیچ نقش و تاثیری در مسائل کنونی کشور ندارد. او دیگر تمام شده است.پینوشه دیگر سناتور نیست، فرمانده نیست، باید او را فراموش کرد. او فعلا در شیلی و تحت نظر است و دوران بیماری را می گذراند. ما او را به محکمه سپرده ایم. مرحله ی اول دادگاه برگزار شده است. از برخی از اتهاماتش تبرئه شده و برای دیگر اتهاماتش مجددا باید به دادگاه برود و پاسخ بگوید. هنوز دادگاه درباره ی او تصمیم نهایی را نگرفته و حکم نهایی را صادر نکرده است. اما اطرافیان او و دست اندرکاران کودتا همگی دستگیر و زندانی شده و بسیاری به سزای اعمال خود بر طبق قانون رسیده اند. عاملان اقدامات غیرقانونی و قاتلان مردم همگی دستگیر شده و در بازداشت به سر می برند.

برخی از شنیده ها حکایت از وجود طرفداران پینوشه در شیلی دارد. این اخبار چقدر صحت دارد؟

به هیچ وجه. همانطور که گفتم، پینوشه به تاریخ پیوسته. او فراموش شده است. حتی اطرافیان نزدیک او نیز، از او جدا شده اند.

روند دموکراسی بعد از کودتا چگونه بود و شیلی در حال حاضر با دموکراسی چه رابطه ای دارد؟

ما با پایان حکومت نظامیان و حذف دیکتاتور، دموکراسی واقعی را دوباره به دست آوردیم و همگی به نقش مهم و تعیین کننده ی آن در پیشرفت کشور وقوف پیدا کرده ایم. بر اثر تجربیات تلخ گذشته، ما اینک پیش از هر چیزی، به دموکراسی باور داریم و به آن احترام می گذاریم و به آن پایبند هستیم. نحوه ی تشکیل دولت های پس از پایان حکومت نظامیان و تفاهم همه ی احزاب بر سر دموکراسی و اجرای آن، نشان از باور همگی ما به دموکراسی است. دولت امروز شیلی همان ائتلافی است که نظامیان را از طریق رفراندوم کنار گذاشت.

جریانهای سیاسی، قواعد دموکراسی را پذیرفته اند. امروز دموکراسی در شیلی، فرآیند تشکیل دولت و حکومت را رقم می زند. دموکراسی، دولت ساز و حکومت آفرین است. دموکراسی در کشور ما کاملا نهادینه شده است. اما شیلی امروز در مرحله ی دموکراسی متوقف نشده است. امروز شیلی در مرحله ی بعد از دموکراسی قرار گرفته است. شیلی در حال پیشرفت و توسعه است. امروز دیگر بحث دموکراسی در شیلی مطرح نیست. ما آنرا پشت سر گذاشته ایم. بلکه امروز پیشرفت، توسعه و تحولات عمیق اقتصادی اولویت دارد. موافقان و مخالفان همگی پذیرفته اند که دموکراسی بنیادی ترین پیشنیاز توسعه و پیشرفت است. امروز شیلی دومین کشور موفق اقتصادی در آمریکای لاتین و شاید اولین کشور در زمینه ی پیشرفت در دموکراسی است. همه پذیرفته اند که دموکراسی علیه هیچکس نیست؛ بلکه برای همه و به سود همه است.

به عنوان آخرین پرسش، بزرگترین آرزوی شما چیست؟

بزرگترین آرزوی من پیشرفت شیلی است. امروز من فقط به پیشرفت شیلی می اندیشم، به سربلندی آن در جهان و به سرافرازی ملت خود. سلام مرا به مردم ایران برسانید. من آرزو و تمایل دارم که از ایران بازدید کنم. امیدوارم بهزودی اینآرزو برآورده شود.


با تشکر از دوست عزیزم بابک سبز اندیش.

۱۳۸۹/۰۴/۰۷

مادر شهيد شبنم سهرابي فيلم كشته شدن دخترش را ديد!!!

به نام هویت انسانی

شاهدان كشته شدن شهيد شبنم سهرابي پيدا شدند!!!

6 تیر 1389

راي ما كجاست: مادر شهيد شبنم سهرابي با ديدن فيلم پيكر بي جان و خونين دخترش، تاييد كرد كه اين فيلم مربوط به شهادت دخترش در روز عاشوراست .

چندي پيش سايت" راي ما كجاست" با مادر شهيد شبنم سهرابي ، زن 34 ساله اي كه ظهر عاشورا توسط ماشين نيروي انتظامي در خيابان شادمان به زير گرفته و له شد؛ گفت و گويي انجام داد.

اين مادر داغديده، به خاطر ترس ، درباره ماجرای کشته شدن دخترش سکوت کرده و تا ماهها اين درد را در سینه حبس کرده بود. اما از اين گلايه داشت كه چرا هيچ فيلمي از شبنم نيست؟ چرا هيچ شاهدي نيامده ماجراي به زير گرفتن دخترش را برايش تعريف كند؟

اما پس از انتشار مصاحبه اين مادر داغديده، شاهدان عيني در تماس هاي متعدد با اين سايت ، صحنه شهادت شبنم سهرابي را به تصوير كشيدند و فيلم انتقال بدن خونين و بي جان او را در روز عاشورا ارسال كردند . مادر شبنم به محض ديدن اين فيلم تاييد كرد كه اين بدن بي جان متعلق به دخترش است. او بارها و بارها صحنه دلخراش صورت خونين شبنم را ثابت نگه داشت تا صورت دخترش را واضح تر ببيند. چشم هايش از روي مانيتور لحظه اي تكان نمي داد ؛ اشك ريزان تاييد كرد كه اين جنازه دخترش شبنم است:" خودش است . حتي اين پييراهن سبزش را به ياد دارم. بله خود شبنم است. هيكل او بسيار درشت بود و بببينيد حتي نمي توانند او را از ماشين بيرون بياورند."

اين فيلم جسد زن جواني را نشان مي دهد كه جمعيت سعي دارند او را از داخل خودرويي بيرون بياورند و به درمانگاه برسانند.

شاهدان عيني مي گويند خودروي نيروي انتظامي در خيابان شادمان چندين بار از روي شبنم رد مي شود. مادر شبنم خودبه تازگي ، يكي ديگر از شاهدان عيني قتل فرزندش را ديده و با او صحبت كرده است:" خانمي را در يكي از پارك هي محله ديدم و با او سر صحبت را باز كردم. او در روز عاشورا لحظه ي كشته شدن شبنم را ديده است. مي گفت ماشين نيروي انتظامي شبنم را در گوشه اي خيابان گير آورده بود و بارها او را به سينه ي ديوار چسباند و از روي جسدش رد شد. سرنشين اين خودرو، جواني با ته ريش بوده كه اگر او را دوباره ببيند مي شناسد."

مادر اين جملات را سختي بر زبان مي آورد . سرش را تكاني مي دهد و با تعجب مي گويد:"چطور ممكن است كه شبنم را با آن هيكل درشتش با ماشين به زير بگيرند؟ يعني در خيابان شادمان كسي نبود كه جلوي خودروي نيروي انتظامي را بگيرد؟ آدم كشي آن هم در روز عاشورا؟"

مادر مي گويد: "22 روز از شهادت شبنم می گذشت و صورتش را که دیدم انگار زجر کش اش کرده بودند. خیلی غم انگیر بود اما فقط همین صورتش را دیدم یعنی فقط گذاشتند صورتش را ببینم. بقیه پیکر دخترم را ندیدم. حتی موقع خاکسپاری هم جز صورتش، چیزی ندیدم اما میدانم که له شده بود شکم دخترم له شده بود."

در برگه پزشکی قانونی نوشته اند مرگ بر اثر اصابت جسم سخت و عوارض ناشی از آن. مادردراين باره مي گويد:" من هم رفتم شکایت کنم اما نگذاشتند. در حالیکه دختر بیگناه من را زیر ماشین له کرده اند نمی گذارند من پی گیری کنم من می خواهم بگویند که اسم این جسم سختی که پزشکی قانونی نوشته چیست و چگونه توانستند چند بار از روی دخترم با ماشین رد شوند. خب به او خوردند چرا نگه نداشتند کمکش کنند چرا؟"

"دختر من شهید شده و شهدا پیش خدا روزی می خورند و در آرامش هستند." مادر اين جملات را با اطمينان مي گويد و ادامه مي دهد:" مطمئن هستم که دخترم پیش خدا در آرامش است اما ما آرامش نداریم؛ نه نگین(دختر شش ساله شبنم) و نه من هیچ آرامشی نداریم و تنها زمانی که قاتل دخترم را معرفی کنند و محاکمه او را ببینیم به آرامش می رسیم. حتی نمیدانم دخترم در کدام نقطه شهید شده و کجا ماشین او را زیر کرده است که بروم حداقل دو رکعت نماز آنجا بخوانم. زمینی که دخترم جان داد را ببوسم و گریه کنم.جگرم می سوزد. مدام تصور می کنم چگونه توانستند از روی دخترم چند بار رد شوند. من پی گیری خواهم کرد. خدا نمی گذارد خون بی گناه زمین بماند و دامانشان را خواهد گرفت.".

فیلم کشته شدن شبنم سهرابی را در این لینک ببینید

http://www.youtube.com/watch?v=IQ9bP_ZQMuQ&feature=related

گزارش مرتبط

شبنم سهرابی را اتومبیل نیروی انتظامی زیر گرفت

منبع : http://www.rayemakojast.org


این است عوام فریبی جمهوری ولایت وقیح!!!


به نام هویت انسانی
بدون شرح..........

۱۳۸۹/۰۴/۰۶

حاصل دو دهه رهبری علی خامنه ای ،52 در صد تریاک افغانستان در ایران کشیده می شود!!!



به نام هویت انسانی


حاصل دو دهه رهبری علی خامنه ای


52 در صد تریاک افغانستان در ایران کشیده می شود!

خلیج مکزیک را رها کنید ، فکری به حال اوضاع کشور کنید!!!!

به نام هویت انسانی

در جمهوری اسلامی تمام کارها ، به دست کسانی است که کارشناس نیستند. دوستان در جمهوری اسلامی به فکر خلیج مکزیک هستند در صورتی که در کشور این چنین می گذرد......
نفت شهر در محاصره شعله‌های آتش / 2 سناریوی مهار فوران گاز
خبرگزاری مهر - گروه اقتصادی: با گذشت 30 روز از فوران نفت و گاز و آتش سوزی در چاه شماره 24 میدان نفت شهر، تاکنون چاه آسیب دیده این میدان مشترک نفتی در کنترل حفارمردان شرکت ملی نفت در نیامده است.

به گزارش خبرنگار مهر، بامداد 8 خرداد ماه امسال چاه شماره 24 میدان مشترک نفت شهر به دلایلی که هنوز جزئیات آن مشخص نشده، دچار آتش سوزی و فوران نفت و گاز شده است.

در حال حاضر میزان نفت و گاز خروجی از چاه آسیب دیده نفت شهر معادل 8 تا 9 هزار بشکه در روز برآورد شده است و تلاش برای مهار و کنترل چاه در شرکت ملی نفت ایران ادامه دارد.

از سوی دیگر تاکنون از سوی مسئولان شرکت ملی نفت ایران زمان دقیقی برای کنترل کامل چاه آسیب دیده اعلام نشده و این در حالی است که اردیبهشت ماه امسال برخی از مدیران صنعت نفت آمادگی خود را برای مهار آلودگی های نفتی خلیج مکزیک اعلام کرده بودند.

جزئیات سناریوهای شرکت نفت برای مهار آتش

به گزارش مهر، رضا حقیقی رئیس اداره کنترل فوران شرکت ملی حفاری درباره آخرین وضعیت مهار نفت و گاز میدان نفت شهر، با بیان اینکه عملیات مهار و کنترل فوران به صورت کشتن چاه از سطح (Top kill) و کشتن چاه از عمق (Bottom kill) در دستور کار قرار گرفته است، تصریح کرد: برای کشتن چاه از سطح تاکنون بیش از 80 درصد از ادوات، تجهیزات و ماشین آلات سوخته شده از اطراف محوطه چاه خارج شده و هم اکنون به 5 تا 10 متری شیرهای فوران گیر و فلنج های مربوطه نزدیک شده ایم.

این عضو تیم عملیات مهار چاه شماره 24 نفت شهر با اشاره به اینکه پیش بینی می شود تا چند روز آینده به شیرآلات دهانه مشتعل چاه دسترسی پیدا کنیم، تصریح کرد: از این رو عملیات کشتن چاه از سطح با استفاده از سیال حفاری آغاز خواهد شد.

وی، افزود: برای مهار و کنترل چاه از طریق بخش تحتانی چاه (Bottom kill) حفاری سه حلقه چاه امدادی در دستور کار قرار گرفته است که محل استقرار اولین دستگاه حفاری تکمیل و دستگاه حفاری 112 در حال برپایی است.

به گفته حقیقی محل استقرار دومین دستگاه حفاری نیز تا چند روز آینده تکمیل و تحویل داده خواهد شد و همزمان دستگاه حفاری 57 فتح نیز در حال انتقال به نفت شهر برای استقرار بر روی این لوکیشن است.

این مقام مسئول با اشاره به اینکه گروههای پشتیبانی در حال آماده کردن محل استقرار سومین دستگاه هستند که به محض آماده شدن آن دستگاه حفاری در این محل برای عملیات حفاری برپا خواهد شد، تبیین کرد: با توجه به فرو ریختن بیش از 300 تن از آهن آلات سازه دستگاه و تجهیزات و ادوات آن بر روی دهانه چاه یکی از مشکل ترین و نادرترین عملیات مهار و کشتن چاه (Well Capping) باید انجام شود.
حفاری اولین چاه در میدان نفت شهر آغاز می شود

در همین حال مهدی فکور با تاکید بر اینکه با تکمیل و ساخت محل اولین محل چاه برای حفاری انحرافی و استقرار دکل 112 شرکت حفاری شمال، حفاری نخستین چاه انحرافی با هدف عملیات مهار و کنترل امروز آغاز می شود، اظهار داشت: ایجاد چتر آب در محوطه آتش برای خنک کردن ماشین آلات و گروههای عملیاتی که به مرکز آتش حمله می کنند، از مهمترین بخش عملیات مهار است.

مدیر عامل شرکت نفت مناطق مرکزی تاکید کرد: پشتیبانی پمپاژ آب توسط خطوط لوله چهار اینچ به طول 35 کیلومتر، خط 6 اینچ به طول سه کیلومتر و خط لوله 10 اینچ به طول 5/6 کیلومتر و آب برگشتی به حوضچه های فرعی و تانکرهای آماده به کار نیز از دیگر اقدامات انجام گرفته است.

وی درباره اقدامات تامینی مهار آتش چاه و تامین کالاهای مورد نیاز توضیح داد: با استقرار چهار گروه خرید کالا در کرمانشاه، قصرشیرین، اهواز و تهران نیازهای گروههای عملیاتی در کمترین زمان ممکن خریداری و به صورت زمینی و هوایی در منطقه نفت شهر تحویل داده می شود.

به گزارش مهر، در حال حاضر نیز ساخت سه استخر ذخیره سازی آب، سد خاکی، محل استقرار دو دکل، تسطیح محوطه اطراف چاه، خاکریزی اطراف آتش چاه، ساخت خطوط لوله جریانی، آماده سازی محلهای استقرار اردوگاههای شرکت ملی حفاری، ساخت فضای پد بالگرد، ساخت جاده های دسترسی چاه، آماده سازی محل جمع آوری وسایل سوخته شده و بیمارستان صحرایی از ابتدای حادثه چاه به پایان رسیده است.
منبع : خبرگزاری مهر

۱۳۸۹/۰۴/۰۵

ممنوعیت چاپ پوستر مشترک اردوغان، احمدی نژاد و اسد در سوریه!!!

به نام هویت انسانی

بنا به در خواست آنکارا صورت گرفت!!!




اسد ،احمدی  نژاد و اردوغان

اسد ،احمدی نژاد و اردوغان

دمشق – السیاسه، العربیه

بنا به خواست مقامات ترکیه، سوریه انتشار پوستری که در آن سران ایران و سوریه و ترکیه در کنار هم دیده می شوند را ممنوع اعلام کرد.

در سوریه پوسترهایی چاپ می شد که در آن ها چهره رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در کنار بشار اسد و محمود احمدی نژاد روسای جمهور سوریه و ایران و همچنین خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان به تصویر کشیده می شد.

به گزارش روزنامه کویتی "السیاسیه" به نقل از منابع آگاه، "عمر اهانون" سفير ترکيه در دمشق چند روز پيش در پيامي فوري به "وليد معلم" وزير خارجه سوريه و "رضوان لطفي" رييس دفتر اروپا در وزارت خارجه سوريه، از آنها خواست انتشار پوسترها متوقف شود.

در این پیام سفیر ترکیه در دمشق به گزارش هایی اشاره کرده است سفارتخانه متبوعش درباره زیان های انتشار این پوسترها به ترکیه وارد می کند آن هم در اين مرحله روزنامه هاي بين المللي و محلي مخالف تبليغاتي را بر ضد اردوغان راه انداخته اند و او را به دور شدن از غرب و پيوستن به اردوگاه مخالفان در منطقه متهم مي کنند .

به گفته روزنامه السیاسیه سفير ترکيه در دمشق در پيام خود تاکيد کرده است اردوغان از مواضع خود خجالت زده نيست و قصد ندارد به اندازه سرسوزني از حمايت از سوريه ايران حماس و حزب الله دور شود اما شرايط کنوني نيازمند ارامش است تا بتوان در با دشمن مشترک رويارو شد و بهانه اي براي اقدام بر ضد طرف هاي مذکور به او نداد.

در همين راستا به پليس راهنمايي و رانندگي سوريه نيز دستور داده شده است اين پوسترها را از روي خودروها و اتوبوس ها بردارد.

منبع : العربیه


روز جهانی پشتیبانی از قربانیان شکنجه!!!


به نام هویت انسانی

امروز 5 تیر ماه برابر با 26 ژوئن روز جهانی منع شکنجه است ، جناب خامنه ای گوش کن ، جامعه جهانی این روزها را برای شما و دوستان شما و تمامی ظالمین تدارک دیده است.

۲۶ ژوئن، روز جهانی منع شکنجه و پشتیبانی از قربانیان آن است. سازمان ملل متحد به مناسبت این روز اعلام کرد که شکنجه هنوز در جهان گسترش دارد و در بسیاری از کشورها بخشی از نظام قضایی است.

در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ توافقنامه‌ی منع و تقبیح جهانی شکنجه‌ به تصویب رسید. این سند گامی ضروری برای بهبود وضعیت حق بشر در جهان بود و شکنجه و دیگر مجازات‌ها و رفتارهای ظالمانه‌ی ضدبشری و تحقیرآمیز را در سراسر جهان آشکارا منع می‌کرد.

برای تجدید خاطره با این روز تاریخی، اجلاس عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۷ تصمیم گرفت که روز ۲۶ ژوئن، روز جهانی پشتیبانی از قربانیان شکنجه اعلام شود.

روز جمعه ۲۵ ژوئن، بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل به مناسبت این روز در نیویورک اعلام کرد که «شکنجه عملی جنایتکارانه و ممنوعیت آن اساسی و واضح است». وی خاطر نشان ساخت که به‌رغم تقبیح جهانی شکنجه، چنین عملی هنوز در بسیاری از کشورهای جهان رواج دارد و بخشی از نظام قضایی است.

بیشتر قربانیان شکنجه، همه‌ی عمر از پیامدهای آن رنج می‌برند. در نتیجه‌ی شکنجه، نه تنها جسم آدمی بلکه روح او نیز عمیقا آسیب می‌بیند و منزلت او زیرپا گذاشته می‌شود. برای پیکار همه‌جانبه علیه شکنجه، باید افکار عمومی را در سراسر جهان بیدار و آگاه کرد.

حدود پنجاه کشور و از جمله جمهوری اسلامی ایران هنوز کنوانسیون منع شکنجه‌ی سازمان ملل را امضا نکرده‌اند. بان کی‌مون از این کشورها خواست هر چه زودتر به این توافقنامه بپیوندند و درهای زندان‌های خود را به روی ناظران سازمان ملل متحد بگشایند.

ایران یکی از کانون‌های شکنجه

به گفته‌ی سازمان عفو بین‌الملل، هم‌اکنون در ۱۱۱ کشور جهان شکنجه اعمال می‌شود. ایران در این زمینه، در کانون توجه جهانیان قرار دارد. عفو بین‌الملل اعلام کرده است که در ایران، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و اعمال فشار برای گرفتن «اعتراف» بشدت رواج دارد. همین سازمان تصریح می‌کند که هم اکنون در ترکیه ایرانیان زیادی در بلاتکلیفی بسر می‌برند که از بیم پیگرد و شکنجه به آن کشور گریخته‌اند.

سازمان‌های بین‌المللی حقوق‌بشری در جهان، بارها از دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل آزار و شکنجه‌ی زندانیان انتقاد کرده‌اند. بویژه بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی پس از آزادی گزارش داده‌اند که در زندان‌های جمهوری اسلامی، تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفته‌اند. به گفته‌ی سازمان‌های حقوق‌بشری، ضرب و شتم، شلاق زدن و تجاوز جنسی، از رایج‌ترین روش‌های شکنجه در جمهوری اسلامی ایران است.

زنان از قربانیان اصلی شکنجه

به مناسبت ۲۶ ژوئن در بسیاری از شهرهای آلمان، تظاهراتی برای همبستگی با قربانیان شکنجه در جهان برگزار شد. این گردهمایی‌ها به ابتکار سازمان‌های حقوق بشری و از جمله «سازمان عفو بین‌الملل» برگزار ‌شد.

در اروپای غربی هزاران انسان زندگی می‌کنند که از کشورهای خود گریخته‌اند، زیرا در آنجا تحت پیگرد یا قربانی شکنجه بوده‌اند. بخشی از این پناهجویان ایرانی هستند. در آلمان ۲۵ مرکز درمانی برای قربانیان شکنجه دایر شده است. در این مراکز به قربانیان می‌آموزند که چگونه می‌توانند زخم‌های جسمی و روحی ناشی از شکنجه را التیام بخشند و به یک زندگی عادی بازگردند.

زنان از قربانیان اصلی شکنجه در سراسر جهان هستند. آنان به شیوه‌های گوناگون قربانی شکنجه می‌شوند. خشونت‌های ویژه‌ی جنسیتی، از ضرب و شتم خانگی گرفته تا انواع اقدامات سرکوبگرانه‌ی دولتی علیه زنان اعمال می‌شود، بدون اینکه این‌گونه اقدامات بطور رسمی و قانونی مصداق شکنجه به شمار آید.

بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل در فوریه‌ی سال ۲۰۰۸ کارزاری به راه انداخت که مشخصا علیه خشونت و شکنجه‌‌های ویژه‌ی جنسیتی بود. امروزه مفهوم شکنجه، شامل خشونت‌های ویژه‌ی جنسیتی نیز می‌شود.

منبع : دویچه وله


عکس حسین جنتی...فرزندی که پدرش برای کشته شدنش نذر کرد!!!


به نام هویت انسانی

آیا می شود این شخصیت را پدر نامید !!!
نام این مثلا پدر احمد جنتی است. تمام این جنایات برای بدست آوردن شغل های کثیف در جمهوری ولایت وقیح است.

گوشه ای از شغل های این فرد گستاخ :

احمد جنتی هم اکنون عضو فقها و دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران است و برخی دیگر از مسئولیت‌های مذکور را نیز بر عهده دارد.


وی دو پسر به نام علی و محمدحسین دارد. محمدحسین جنتی پس از اعلام جنگ مسلحانهٔ مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی ایران، به حمایت از سازمان مجاهدین برخاست و فعالیت خود را شدت بخشید و همراه با همسرش فاطمه سروری به زندگی مخفی روی آورد و بالاخره در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ (توسط سپاه پاسداران) در اصفهان کشته شد.

احمد جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است و روند انقلاب را قبول ندارد دستگیر یا اعدام شود ۴۰ روز روزه شکر بگیرد.

گزارش هفتگی از ایران از دیدگاه استراتژیک بی خشونت!!!

به نام هویت انسانی


شنبه، 5 تیر ۱۳۸۹

مروری به اخبار هفته...

1. درکردستان به دعوت مادرفرزاد کمانگر، معلمی که ماه گذشته به همراه چهارنفردیگراعدام شدند وگروه های مختلف فعال مدنی به مناسبت چهلم اعدام شدگان، دعوت به پنج دقیقه خاموشی درساعت ده شب پنج شنبه، بیست وهفت خرداد به عمل آمد که با استقبال مردم مواجه شد.

2. خانم مریم زندی، عکاس سرشناس ایرانی نشان درجه یک هنری را که قراربود ازطرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به او هدیه شود رد کرد. اودرنامه اش نوشت که درشرایطی که دوستانش درزندان هستند وخودش هم نمی تواند آزادانه عکاسی کند نمی تواند چنین جایزه ای را بپذیرد.

3. سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا دربیانیه پایانی اجلاس خود صنایع نفت وگاز ایران را تحریم کردند.

4. روسیه سرانجام رسما اعلام کرد که سیستم دفاع موشکی اس-300 را به جای ایران به ونزوئلا خواهد فروخت.

5. دولت جمهوری اسلامی ایران دربیانیه ای رسمی، صدورقطع نامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را به خاطربرخورد دوگانه با ایران واسرائیل محکوم کرد. نکته جالب دراین بیانیه این است که جز ایالات متحده آمریکا واسرائیل، ایران به کشوردیگری حمله نکرده است.

6. خبرگزاری فرانسه، سنجش افکاری از 24 هزار نفر در 22 کشور جهان در ماه های آوریل و می به عمل آورده است. در این سنجش در پاسخ سوالی که آیا به کاربردن گزینه نظامی علیه ایران را تایید می کنید به طور متوسط بیش از پنجاه درصد مردم پاسخ مثبت داده اند. این درصد در کشورهای غربی تعجب چندانی ندارد مثلا: آلمان 51% فرانسه، 59% انگلیس، 48% آمریکا، 66% اسپانیا، 50% گزینه نظامی را علیه ایران تایید کرده اند. اما جالب در پاسخ مردم کشورهای اسلامی است:مصر 55%، اردن 53%، نیجریه 71%، لبنان 44% گزینه نظامی را تایید کرده اند و البته در پاسخ به میزان محبوبیت حکومت ایران، اکثریت مطلق مردم این 22 کشور حکومت ایران را دوست ندارند، نامحبوب بودن حکومت ایران مثلا در: آلمان 86%، در فرانسه 81%، و در ژاپن 75% است.


7. کارگران نانوایی های شهر سقز در استان کردستان برای وضع نابسامان حقوق خود دست به اعتصاب زدند. نکته جالب در این اعتصاب عذرخواهی این کارگران از مردم شهر برای ایجاد دردسر برای آن ها بود.

8. اعتصاب بیش از سیصد نفر از کارگران کارخانه گندله سازی سیرجان در ششمین روز خود به خشونت کشید و بین نیروهای امنیتی و کارگران درگیری و زدو خورد پیش آمد. از آمار زخمی ها خبری گزارش نشده است.

9. پس از استرالیا، کره جنوبی و ژاپن هم اعلام کردند که تحریم های یک جانبه ای را اضافه بر تحریم های قطع نامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به اجرا خواهند گذاشت.

10. کشورهای ترکمنستان و قزاقستان اعلام کردند که به دنبال قطع نامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل، فروش نفت خود از طریق ایران را متوقف کرده و از این پس از طریق خط لوله و از راه روسیه نفت خواهند فروخت. سوآپ نفت از این دو کشور در انحصار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و این تصمیم به منافع و درآمدهای سپاه ضربه خواهد زد.

11. سازمان بنادر و کشتیرانی ایران اعلام کرد که متوسط صادرات نفت ایران در سال گذشته 2 میلیون و 450 هزار بشکه در روز بوده است. در حالیکه در سال جاری این رقم به طور متوسط یک میلیون و 840 هزاربشکه در روز بوده است. به این ترتیب صادرات نفت ایران کاهشی 25 درصدی را تا ماه سوم سال ایرانی نشان می دهد.

12. ریچارد هولبروک، فرستاده ویژه آمریکا در منطقه پاکستان و افغانستان به دولت پاکستان اخطار کرد که پروژه خط لوله انتقال گاز ایران موسوم به پروژه خط لوله صلح را آغاز نکند تا تکلیف لوایح جدیدی که در دستور کار مجلس نمایندگان آمریکا قرار دارد روشن شود. دولت پاکستان هم اعلام کرد که از مصوبات شورای امنیت سازمان ملل تبعیت خواهد کرد. اما نخست وزیر پاکستان تاکید کرد که پاکستان ملزم به اجرای مصوبات کنگره آمریکا نیست.

13. یک مقام امارات متحده عربی که نامش را فاش نکرد، اعلام کرد که 40 شرکت وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این کشور تعطیل شده اند. طی سال های گذشته بسیاری از موسسات وابسته به سپاه و دولت ایران، برای پرهیز از تحریم های بین المللی با تاسیس شرکت هایی در امارات به تجارت مشغول هستند و امارات به صورت گلوگاه واردات کالا به ایران در آمده است. در سال 2008، ده میلیارد دلار کالا از امارات به ایران وارد شده است، اما این رقم در سال 2009 به 7 میلیارد دلار کاهش یافت و در سال جاری با سخت گیری های امارات انتظار می رود که این رقم به کمتر از نصف کاهش یابد.

14. مجلس شورای اسلامی با تصویب لایحه ای امکان تصرف دانشگاه آزاد اسلامی را از دولت سلب کرد. به دنبال این مصوبه، انتقاد و حمله به مجلس و آقای علی لاریجانی بالا گرفت. تظاهرات گروهی لباس شخصی هم با حضور 500 نفر در مقابل مجلس شورای اسلامی به نام دانشجویان دانشگاه آزاد با حمایت پلیس و پشتیبانی سپاه و دولت انجام شد و تظاهر کنندگان مجلس را به توپ بستن تهدید کردند. مجلس شورای اسلامی لایحه یک فوریتی دیگری را در دستور کار خویش قرار داده که اگر تصویب شود مصوبه قبلی بلاموضوع می شود و دولت می تواند این موسسه مهم آموزشی را که دارای قدرت و ثروت زیادی است، تصرف کند.

15. با تصویب کلیات لایحه تجمیع انتخابات توسط مجلس شورای اسلامی، انتخابات شوراهای شهر و روستا به مدت دو سال به تعویق می افتد و هم زمان با انتخابات آینده ریاست جمهوری برگزار می شود. قبلا بعضی فرماندهان سپاه اعلام کرده بودند که هر انتخابات یک بحران است و فعلا صلاح کشور نیست که انتخابات برگزار کند. این حرکات از ترس واکنش های جنبش سبز و بهره برداری جنبش از انتخابات صورت می گیرد.

16. در ماه خرداد مجموعا 225 نفر از فعالان سیاسی- مدنی در سطح کشور دستگیر شده و 40 نفر نیز اعدام گشته اند. اعدام شدگان اکثرا از محکومین دادگاه های مواد مخدر بودند.

17. در جامعه وعاظ تهران هم انشعاب رخ داد و جامعه وعاظ ولایی که طرفدار دولت و جناح کودتا هستند از آن جدا شدند. جامعه وعاظ تهران به ریاست آقای علی اکبر ناطق نوری، رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی، از محافل روحانی بانفوذ و نزدیک به اصول گرایان محسوب می شد. بروز این انشعاب سرایت شکاف های ایجاد شده در درون اصولگرایان به این بخش است.

نگاهی تحلیلی به مهم ترین وقایع هفته

روزیک شنبه، سی خرداد سالگرد شنبه خونین پس ازانتخابات 2009 بود. روزی که درآن نود نفرازجمله ندا آقا سلطان درخیابان کشته شدند. حکومت کشتن هشت نفررا درآن روزپذیرفت. کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران (کاما)، مردم را به الله اکبرگفتن برسربام ها، خاموش کردن چراغ ها هم زمان با آن و تظاهرات پراکنده درهشت میدان تهران ومیادین اصلی شهرستان ها دعوت کرده بود. هرسه این آکسیون ها چندان موفق نبود. اصلی ترین دلیل، ضعف اطلاع رسانی بود وسپس عوامل دیگر ازقبیل دستگیری فعالین و ترس مردم و عدم توضیحات کافی ازسوی رهبران جنبش برای لزوم این قبیل آکسیون ها. حکومت ریسک نکرد ودرتمام میادین اصلی شهرنیرومستقرکرده بود. همین طور به مغازه های نزدیک میادین گفته بود که ساعت پنج بعدازظهر که ساعت شروع تظاهرات بود باید تعطیل کنند. پلیس ها را به خیابان ها آورده بودند، اما لباس شخصی ها را درپاره ای ازمدارس و یا پایگاه ها مستقرکرده و به چشم نمی آمدند. گروه هایی ازمردم به خیابان ها آمدند، ولی دستورالعمل این بود که درصورت اشغال میادین توسط نیروهای سرکوب گردرگیر نشوند. مردم نیز چنین کردند. آکسیون های هفته قبل ازآن درسالگرد انتخابات بسیارموفقیت آمیز بود.

این تجربه به جنبش سبز نشان داد که هماهنگی بیشتری برای برگزاری آکسیون ها لازم است. همین طور ازروی واکنش ها می توان فهمید که آموزش مردم برای درک میزان تاثیرگذاری آکسیون های بی خشونت بسیارلازم است. سنجش افکاردرونی جنبش نشان می دهد که میل به خشونت درمبارزات، ازدوازده درصد درتابستان گذشته به سی درصد دراین تابستان افزایش یافته است. اگرسه شرط لازم برای موفقیت مبارزات بی خشونت را اتحاد، برنامه ریزی وحفظ دیسیپلین این مبارزات بدانیم، این سنجش زنگ خطری است برای جنبش که ممکن است یکی ازسه پایه این مبارزات، یعنی حفظ دیسیپلین بی خشونت درمعرض تهدید باشد. عبورموفقیت آمیزجنبش ازمرحله اعتراضات خیابانی به آکسیون های عدم همکاری درگروآموزش بیشتربرای عموم وآموزش های اختصاصی برای کادرها است.

دومین حادثه مهم هفته گذشته تحریم های اتحادیه اروپا علیه صنایع نفت وگازایران بود که با استقبال آمریکا مواجه شد وکنگره آمریکا هم لوایح جدیدی را دردستورکارخویش قرارداد. به موجب این لوایح، موسسات بانکی وپولی بین المللی هم درصورت همکاری با ایران وبه خصوص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشمول تحریم آمریکا خواهند شد. اما درسوی ایران، پنج فازدیگر پروژه استخراج گاز از حوزه پارس جنوبی به ارزش بیش از ده میلیارد دلاربه قرارگاه خاتم الانبیاء وابسته به سپاه درراس کنسرسیومی متشکل ازچند شرکت دولتی واگزارشد. این قرارگاه در لیست ضمیمه قطع نامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل قراردارد ومشمول تحریم بین المللی است. به نظر می رسد که برای سپاه، تصرف پروژه های نفتی ودریافت پول پیش پرداخت بیشترازاجرای آنها اهمیت دارد. چون با توجه به تحریم های بین المللی و روند کنونی حوادث، بسیار دورازذهن به نظرمی رسد که سپاه بتواند این پروژه ها را به انتها برساند.

سومین اتفاق مهم هفته گذشته بالا گرفتن دعوا برسرتصرف دانشگاه آزاد اسلامی بود. دولت احمدی نژاد ازمدتی قبل با تصویب اساسنامه جدید دانشگاه آزاد درشورای عالی انقلاب فرهنگی درصدد بود که مدیریت دانشگاه را تغییردهد. دکترجاسبی، رئیس واعضای فعلی هیئت امناء ازجناح آقای هاشمی رفسنجانی محسوب می شوند. دانشگاه آزاد با بیش ازیک میلیون دانشجو درسراسر کشور وبیش ازبیست وپنج میلیارد دلاراموال یکی ازمراکزمهم قدرت محسوب می شود. مجلس شورای اسلامی با تصویب قانونی، تغییراساسنامه را منوط به پیشنهاد هیئت موسس وسپس تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی کرد، و به این ترتیب مصوبه قبلی شورا را کان لم یکن کرد. اما هجوم طرفداران دولت به مجلس وشخص آقای لاریجانی درسایت ها، روزنامه ها، رادیو وتلویزیون، وسپس هم تجمع درمقابل مجلس و تهدید مجلس به تعطیلی نشان داد که گرفتن دانشگاه آزاد خواست نظامیان حامی از دولت احمدی نژاد است که ازحمایت مجتبی خامنه ای، پسررهبری هم برخوردارهستند. مجلس درمقابل این فشارها عقب نشینی کرد ولایحه یک فوریتی را دردستورقرار داده که درصورت تصویب، دانشگاه آزاد از شمول مصوبه قبلی مجلس بیرون قرارمی گیرد ودرواقع به تصرف دولت ونظامیان پشتیبان آن وبیت رهبری درمی آید.

این کشمکش به خوبی نشان داد که عمق شکاف های به وجود آمده درحکومت بسیارزیاد است واین بار مجلس راهم مطیع کامل جناح احمدی نژاد می خواهد. این حوادث همچنین نشان می دهد که وقتی قراربربه میدان آوردن عوامل نظامی درمسائل سیاسی - فرهنگی باشد، دیگرماجرا فقط به سرکوب مردم ومقابله با جنش سبز ختم نمی شود، بلکه دامن ارکان خود حکومت را هم می گیرد.

۱۳۸۹/۰۴/۰۴

فرزاد را به خاطر مي‌آوريد؟ اکنون زني در تبريز در آستانه سنگسار است!!!


به نام هویت انسانی

سکینه محمدی در آستانه سنگسار!!!

آن صبحي را که از خواب بيدار شديم و در بهت و حسرت خبر اعدام فرزاد کمانگر و چند زنداني ديگر را شنيديم را به ياد مي‌آوريد؟ خيلي‌ها تا روز قبلش فکرش را هم نمي‌کردند که فرزاد را اعدام کنند! اطلاع‌رساني شده بود و قول آزادي غير رسمي هم داده بودند. با اين وجود، پس از اندکي آرام گرفتن اعتراضات به اعدام و ادغام شدن اخبار پيگيري وضعيت آنها در اخبار ديگر، اين اتفاق افتاد و جمهوري اسلامي چنان داغي بر دل همه مردم ايران نهاد. حال يک زن نگون‌بخت، محکوم به سنگسار شده است. باران سنگ بر سرش بارد تا بميرد.

چرا ساکتيم؟ چرا اعتراض نمي‌کنيم؟ الان بايد يکپارچه فرياد باشيم. يکپارچه اعتراض کنيم. الان بايد به اعدام بگوييم نه. هرجا و هرطور که مي‌توانيم صدايش را دربياوريم. نبايد به چند فحش زير لب اکتفا کنيم. بنويسيم و بگوييم و فرياد بزنيم. فرياد بزنيم که آن زن نگون‌بخت را سنگسار نکنيد! خوب است که سعدي از تبار ما ايرانيان است.

تو کز محنت ديگران بي غمي نشايد که نامت نهند آدمي!


۱۳۸۹/۰۴/۰۲

آیا خرداد ، خرداد بود ؟




به نام هویت انسانی

در این یک سال گذشته مردم ایران شاهد اتفاقات بسیار بوده اند!!!
یک دسته از خانواده ها، فرزندهای عزیزانشان را فدای جنبش دموکراسی خواهی ملت کردند !!!
یک دسته زندانی های دراز مدت گرفته اند !!!
یک دسته به آنها ظلم شد و مورد آزار و شکنجه و تجاوز قرار گرفتند !!!
یک دسته هم از دست جانیان و ولایت مداران جهل و نادانی ، ناچار به خارج از کشور ، سفر کرده اند و آوارگی را برگزیده اند !!!

به نظر من حال باید به موضوع کاملا منطقی نگاه کرد. ما یک مسیر پر فراز و نشیب را طی کرده ایم و در آن متحمل هزینه های سنگینی شده ایم !!! به نظر شما حالا در این نقطه باید سکوت کرد ؟؟!!
سکوت در این ایستگاه یعنی خیانت به خون های ریخته شده !!!
سکوت یعنی تائید نظام فاسد کنونی !!!
سکوت یعنی مشارکت در جنایت جمهوری ولایت وقیح !!!
نباید رو به عقب بروند !!! نباید با حرکت اشتباه ، مردم را سست و گمراه کنند !!!
آیا این بود عهدی که با هم بستیم !!!
سکوت در این مرحله جایگاهی ندارد . آیا کسانی که شهید شدند و یا مورد وحشیانه ترین شکنجه ها و تجاوزها قرار گرفتند ، برای این سکوت بی معنی ، هزینه شده اند ؟؟؟!!!
آیا کسانی که در این راه ترور و یا خودکشی شده اند ، برای این سکوت تلاش می کردند و هزینه شدند ؟؟؟!!!
آیا کسانی که خانه بدوش شدند و به کشورهای اروپایی و یا همسایه پناه برده اند ، برای این سکوت هزینه شده اند ؟؟؟!!!
هر چه مردم ایران سکوت کنند ، نظام حاکم ، بر مردم فشار را افزایش می دهد !!!
هر چه ما به عقب برویم ، او به جلو می آید ! این طبیعت عقب نشینی است !!!
هر چه ما مسکوت بمانیم ، نظام اسلامی حاکم بر ایران احساس درندگی بیشتری می کند !!!
وای بر ما که با حرکت اشتباه ،باعث می شویم که نظام ، فشار را بر برادران و خواهران مان در زندان های مخوف خود بیشتر کند.
وقتی از بیرون به موضوع نگاه می کنیم ، مشاهده می کنیم که دامنه ی اعتراضات خشکیده است و دیگر آن طراوت سال قبل را ندارد !! خرداد ماه امسال مثل سال گذشته نبود !!! امیدوارم که از سر گرفتن اعتراضات ، به خانواده های جان باختگان و زندانیان سیاسی ، دل گرمی بدهیم و به آنها نشان دهیم که از هزینه هایی که آنها در این راه متحمل شده اند ، تا آخرین قطره خون دفاع می کنیم و برای ما ارزنده هستند.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست .

«نقشه راه آمریکا و متحدانش برای محاصره اقتصادی ایران»


به نام هویت انسانی

در ایران نگرانی‌ها از تشدید اثرات تحریم‌های اقتصادی فزونی می‌گیرد. برخی منابع ایرانی از «نقشه راه آمریکا و متحدانش برای محاصره اقتصادی ایران» سخن می‌گویند که تحریم نفتی ایران در مرکز آن قرار دارد.

وبسایت خبری «عصر ایران»، که به محافل میانه‌روی اصولگرایان نزدیک است، در گزارشی نوشته است، آمریکا و متحدانش، از استرالیا و شرق آسیا تا قلب اروپا و همسایه‌اش کانادا، هم اکنون سیاست آشکار «تنگ‌تر کردن حلقه تحریم‌ها به منظور فشار حداکثری به ایران» را دنبال می‌کنند.

به باور نویسندگان این وبسایت، آمریکا و متحدانش امیدوارند «محدودیت‌های اقتصادی، هزینه بازی را برای ایران به حدی بالا ببرد که تهران در نهایت بدین نتیجه برسد که بین "هزینه و فایده"های برنامه هسته‌ای‌اش توازن معقولی وجود ندارد و بر این مبنا، از آن دست بکشد و از موضع ضعف، در مقام مذاکره قرار گیرد.»

غربی‌ها برای بازداشتن ایران از ادامه‌ی پیگیری برنامه‌ی هسته‌ای‌اش دو راه بیشتر ندارند: راه نخست حمله‌ی نظامی به ایران است و راه دوم، فشارهای اقتصادی.

به نظر «عصر ایران»، گزینه جنگ در شرایط کنونی نمی‌تواند عملیاتی شود، زیرا به حدی پرهزینه است که هیچ کدام از طرف‌های ماجرا، به جز در مقام تهدید، چندان بدان نمی‌اندیشند. متحدان منطقه‌ای غرب مانند سعودی‌ها نیز بر این نکته واقف‌اند که «آتش، در خانه همسایه محدود نخواهد ماند و نه دودش که شعله‌هایش به آنها نیز آسیب های جدی وارد خواهد کرد.»

بنابراین تنها گزینه مطلوب غرب «فشارهای بی‌امان اقتصادی» علیه ایران است که به نظر «عصر ایران»، هم‌اکنون «سیاست رسمی و اعلامی و اعمالی» آنهاست.

تحریم نفتی، حلقه اصلی فشار

در اعمال فشارهای اقتصادی علیه ایران، تحریم‌های نفتی و فشار بر صنعت نفت و گاز که مهم‌ترین منبع درآمد ایران است، در جایگاه نخست قرار دارد.

به نوشته‌ی «عصر ایران»، هم‌اکنون، هشت کشور چین، ژاپن، هند، کره جنوبی، اسپانیا، پرتغال، یونان و ترکیه، خریداران عمده نفت ایران هستند. این کشورها روزانه یک میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه نفت از ایران می‌خرند. با این حال، اگر میزان خرید نفتی این کشورها از ایران را به صورت نمودار رسم کنیم، منحنی آن رو به افول ترسیم خواهد شد.

ایران تا همین اواخر سومین تامین‌کننده‌ی نفت چین بود، ولی اکنون به جایگاه هشتم تنزل یافته است. آخرین اخبار نیز حاکی از آن است که واردات نفت چین از ایران در یک ماه گذشته ۷۴ درصد کاهش یافته است.

بنابر گزارش «عصر ایران»، کشورهای اروپایی مشتری نفت ایران آرام آرام در حال تغییر طرف‌های نفتی خود هستند و دور از انتظار نیست که وابستگی نفتی خود را در مدت زمان کوتاهی به طور کامل از ایران قطع کنند و از دیگران بخرند. ژاپن و کره جنوبی هم در همداستانی با اروپا، تردیدی به خود راه نخواهند داد. چین نیز که با آن همه ادعای شراکت تجاری و اقتصادی، عملا خرید خود را کاهش داده است. هندی‌ها نیز از ترس تحریم‌ها، نه تنها واردات نفت از ایران را کاسته‌اند، بلکه از صادرات بنزین به ایران نیز دست کشیده‌اند.

در این میان، نکته تامل برانگیزی که وبسایت عصر ایران به آن اشاره کرده، کاهش تدریجی ظرفیت تولید نفت ایران است. فقدان سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی در صنعت نفت ایران که خود نتیجه بلافصل مناقشه اتمی ایران و تحریم‌های بین‌المللی است، موجب تحلیل توان تولید نفت ایران شده است.

عصر ایران می‌نویسد: «معنی تلخ این گزاره آن است که با ادامه روند کنونی، ایران، آرام آرام بزرگترین منبع درآمدی‌اش یعنی صادرات نفت را از دست می‌دهد و این برگ برنده اقتصادی و سیاسی را بی‌سروصدا واگذار می‌کند. کما اینکه طی ۴ سال اخیر، تولید نفت خام ایران از ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه به ۳ میلیون و ۷۰۰ الی ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است.»

«نقشه راه غرب»

وبسایت عصر ایران در نتیجه‌گیری از داده‌هایی که در گزارش خود آورده است، می‌نویسد: «همه اینها را که کنار هم بگذاریم به این نتیجه می‌رسیم: غرب و متحدانش در آسیا و خاورمیانه، برای تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران، بی‌گدار به آب نزده‌اند. آنها برای محاصره کامل اقتصادی ایران، نفشه راهی تنظیم کرده‌اند و در مرحله کنونی در صدد قطع وابستگی‌های کشورهای مختلف به اقتصاد ایران از جمله نفت ایران هستند. اگر این مرحله با توفیق همراه باشد، راحت‌تر می‌شود کشورهایی مانند چین را در تحریم‌های همه‌جانبه همراه و همگام ساخت چه آنکه اگر این کشورها مطمئن شوند ایزوله کردن ایران تاثیر منفی بر آنها نمی‌گذارد، برای حضور در محاصره اقتصادی ایران تردیدهای کمتری خواهند داشت.»

منبع :

دویچه وله


تبعیض و چند دستگی محکوم است!!!


به نام هویت انسانی

طی صحبت هایی که با یکی از دوستان عزیزم داشتم ، متاسفانه متوجه شدم در اعتراضات در برخی از کشورهای اروپایی همچنان ، عده ای با رفتار و کردار نسنجیده باعث بوجود آمدن اصطکاک می شوند!!!
من و شما با هر دیدی که داشته باشیم ، از مذهبی ،کمونیست ،سکولار،مارکسیست ،رفورمیست ،سلطنت طلب و ... همگی روی یک موضوع وجه اشتراک داریم و آن هم تلاش برای براندازی نظام حاکم بر ایران و آزادی ایران از دست اشغال گران است. پس باید روی نقاط مثبت خود کار کنیم و آنها را قوی تر کنیم و باعث شویم که سرعت کار بیشتر شود ، نه اینکه از همدیگر جدا شویم و جنگ عقاید به پا کنیم !!!
این جای تعجب دارد که هموطن با هموطنی دیگر بر سر مسائلی که می شود با بحث رو به بهبودی برود ، وارد تنش شود. این کار باعث خوشحالی دشمنان مردم ایران و مخصوصا جناب خامنه ای و نظام جنایت بیشه اش می شود. آنها هم در این 31 سال دقیقا در ایران همین کار را کرده اند . بین تهران و دیگر شهرها تبعیض قائل شده اند و شهرها را طبقه بندی کرده اند ، تا حدی که اصلا تهران با دیگر شهرها قابل مقایسه نیست. بین ترک ها ، بلوچ ها ، کردها ، فارس ها و .... بزر کینه توزی را پاشیده اند و اینان را از مبدا دور کرده اند و به جان هم انداخته اند!!! و سعی بر این داشته اند که مردم را سرگرم کنند.!!!
حال آیا ما با رفتارمان ، می خواهیم آنها به مقصودشان برسند ؟؟!! از شما دوستان عزیزم می خواهم به دور از در نظر گرفتن ، دید سیاسی و اعتقادات شخصی به این موضوع فکر کن و نظرات خود را به این پست پیوست کنید.
امیدوارم این رفتارها دیگر از لندن و پاریس و ... گزارش نشود. به امید پیروزی ایران و ایرانی و روزی که این حرکات دموکراسی خواهی پیروز شود و همه ی ما و شما دوستان من برگردیم و در میهن خود آزادانه فکر کنیم و بنویسیم و برای ایرانی آباد، فعالیت و خدمت کنیم.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست.

آیا unhcr به وظیفه ی خود به خوبی عمل می کند؟؟!!


به نام هویت انسانی

سازمانی که خود را مدافع پناهجویان و پناهندگان می خواند ، به وظیفه ی خود عمل نمی کند و با وقفه انداختن و دست به سر کردن ، پناهندگان در کار آنها اختلال ایجاد می کند.
من با اشخاصی در ترکیه برخورد کردم که شرایط دردناکی را سپری می کنند و از برخورد ناشایست یو ان با پرونده های خود نگران بودند و شرایط را برای من توضیح دادند. افرادی هستند که بیش از یک سال است در ترکیه هستند ، ولی همچنان پرونده های آنها مسکوت است ؟؟!! افرادی هستند که حتی وقت اینترویو برای چندیدن و چند ماه دیگری دریافت کرده اند و یا اصلی هنوز موفق به دریافت وقت اینترویو نشده اند.
بنده به عنوان کسی که این مشکلات را لمس کرده ام ، از مجامع بین المللی می خواهم به درد مشترک پناهندگان ایرانی و اتباع خارجی دیگر رسیدگی کنند و هر چه سریع تر این عزیزان را در خروج از ترکیه ،یاری کنند و به کشورهای دیگر معرفی کنند و دست از تبلیغ بردارند , دائم در حال تبلیغ نباشند...

۱۳۸۹/۰۴/۰۱

پروژه ی لاریجانی درمانی به شیوه ی اوباشان ولایت مدار!!!


به نام هویت انسانی
آقای لاریجانی جواب گستاخی و حمله به کوی سبحان را از خودی ها ، دریافت کرد و بالاخره مورد سانسور درمانی قرار گرفت.

بدونه شرح !!!!



به نام هویت انسانی

بدونه شرح .....

اشتباه فاحش در اسکناس 10هزار تومانی رژیم ولایت وقیح!!!


به نام هویت انسانی

اسکناس 10هزار تومانی امروز در حالی در تهران رونمایی شد که اشتباهی فاحش در شعر معروف سعدی بر پشت آن خود نمایی می‌کرد. طرح پشت این اسکناس تصویر آرامگاه سعدی است و در کنار آن بیت معروف "بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند" به صورت اشتباه "بنی‌آدم اعضای یکدیگرند" نوشته شده است. این اشتباه تاکنون بارها در گفتار و نوشتار مسئولین و در مطبوعات و رسانه‌ها مشاهده شده است و اکنون این اشتباه رایج، بر روی اسکناس جدیدالطبع نمایان شده است.

منبع : سایت پارسینه


حرکت بزرگ‌ترین ناوگان جنگی آمریکا به سمت ایران!!!

به نام هویت انسانی


ناو هواپیمابر «هری ترومن» به همراه ۱۲ کشتی همراه متعلق به نیروی دریایی آمریکا و اسرائیل از کانال سوئز عبور کرد و وارد دریای احمر شد.

گارد ساحلی مصر اعلام کرده که این اسکادران از کشتی‌های نظامی نیروی دریایی آمریکا برای اولین بار طی چند سال اخیر با چنین تعدادی از کانال سوئز عبور کرده و مقصد آن سواحل ایران است.

ناو هواپیمابر «هری ترومن» حدود ۹۰ بالگرد و جنگنده و همچنین ۶۰۰۰ نیرو حمل می‌کند.

این ناو هواپیمابر دومین ناو آمریکایی خواهد بود که در سواحل ایران مستقر می‌شود.

آمریکا پیش از این ناو هواپیمابر «آیزنهاور» حامل ۶۸ جنگنده و چهار بالگرد را در منطقه مستقر کرده بود که ظرفیت کامل آن ۹۰ جنگنده و ۶۰۰۰ خدمه است.

یک زیردریایی اسرائیلی مجهز به موشک‌های هسته‌ای نیز صبح روز جمعه کانال سوئز را به مقصد خلیج فارس ترک کرده است.

براساس اعلام رسانه‌های غربی، واشنگتن طی سال جاری قصد دارد ۵۶ ناو هواپیما بر خود را در سواحل ایران مستقر کند و نیروهای نظامی بریتانیا و فرانسه به تدریج به آنها افزوده خواهند شد.

منبع: ریا نووستی و عصر ایران


جشن تولد 18 سالگی جوانترین زندانی سبز در زندان اصفهان!!!


به نام هویت انسانی

یکی از جوانترین زندانیان سبز در زندان اصفهان 18 ساله شد.
به گزارش ندای سبز آزادی و بر اساس شنیده ها از مجموعه فعالان حقوق بشر اصفهان، "سینا طحانی" دانش آموز زندانی است که قبل از بیست و دوم خرداد امسال در شهرستان شهرضا در حوالی شهر اصفهان بازداشت شده است.
بر اساس آن چه گفته شده وی به جرم توزیع بیانیه های مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی در این شهرستان کوچک بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شده است و پس از گذشت حدود ده روز همچنان در زندان به سر می برد و جشن تولد هجده سالگی خود را در زندان گذراند.

از سوی دیگر از اصفهان خبر می رسد محمدرضا معافی راد فعال اجتماعی، مدنی نیز بازداشت شده است. از محل نگهداری، اتهام و سایر موارد مرتبط با وی اطلاعات دقیقی در دست نیست.


یادی از معماران روزنامه نگاری نوین در ایران:

به نام هویت انسانی
روزنامه نگاری یک شغل بسیار مهم و دشوار و دوست داشتنی است . روزنامه نگار با خود عهد می بندد ، که خبرها را مستند در اختیار مخاطب قرار دهد ، بدون هیچ گونه دخل و تصرف.
در این راه یکی از کسانی که برای این حرفه زحمت های بسیار کشیده شادروان آقای فرخ کیوانی بود.
اتحادیه روزنامه نگاران ایران ازاین بابت سخت اندوهگین است ، که آقای فرخ کیوانی دیگر در بین ما نیست. مهم ترین چیزی که در ذهن دوستان و آشنایان ایشان باقی مانده ، خاطرات خوشی است ، که با او گذرانده اند.
برشی از خاطرات او را با هم ورق می زنیم.

جناب آقای فرخ کيواني

از معماران روزنامه‌نگاري نوين در ايران

فرخ کيواني در سحرگاه 9 دي 1388 در 88 سالگي در تهران درگذشت.

فرخ کيواني در 82 سالگي (عکس از عبدالله شهبازي)

اوّلين ديدارم با کيواني در 11 مهر 1380 بود در کتابفروشي دوستم مجتبي کاظم‌زاده در خيابان فرشته تهران. اين ديدار براي هر دو طرف چنان جذاب بود که چهار ساعت به درازا کشيد. اين سرآغاز دوستي بود که تا مرگ کيواني دوام آورد و گام به گام ژرف‌تر شد. در اين 9 سال ساعت‌هاي طولاني از مصاحبتش لذت بردم و دانسته‌هاي فراوان و بکر و گاه حيرت‌انگيزش از تاريخ و فرهنگ ايران و غرب را به ذهن سپردم، ضبط يا يادداشت کردم. کيواني محجوب و متواضع بود و شخصيتي انزواجو داشت. به‌تدريج با من صميمي شد و سوگ تنها پسر و مونس‌اش، سعيد، که دانش‌آموخته سويس و معماري برجسته بود، اين دوستي را عمق بيش‌تر بخشيد. کيواني با کسي، جز خويشان نزديک و معدود دوستان قديمش، معاشر نبود. در واپسين سال‌هاي زندگي‌اش، من نزديک‌ترين مونس و غمخوار و مصاحب او بودم. خاطرات خود از کيواني و آموخته‌هاي خود از اين دوستي 9 ساله را به‌تدريج منتشر خواهم کرد. کيواني از من خواسته بود در زمان حياتش چيزي از خاطراتش ننويسم و به عهدم وفادار ماندم. از اين پس نيز جز به نيکي از او ياد نخواهم کرد زيرا او را در دوران آشنايي‌ام، در دهه پاياني عمرش، خوب شناختم و انساني شريف و برجسته يافتم.

12 ساله بود که پدر جوانش را از دست داد. پدر از افسران تحصيل‌کرده دوران رضا شاه و از دوستان صميمي حاجعلي رزم‌آرا (سپهبد و نخست‌وزير بعدي) بود. از 14 سالگي تحصيل را در بمبئي ادامه داد. عمويش، علي‌اصغر کيواني، جنرال کنسول ايران در بمبئي بود. در اين دوران به همراه صادق هدايت تحصيل در نزد بهرام گور انکلساريا را آغاز کرد. مي‌گفت:

«در بمبئي نزد عمويم کار ميکردم. بسياري از کارهاي کنسولگري ايران را در 14-15 سالگي انجام ميدادم. شين پرتو هم کارمند کنسولگري بود. در اين زمان بهعلت مطالعه روزنامه ايران باستان سيفآزاد و روزنامه ايران زينالعابدين رهنما بهشدت به روزنامهنگاري علاقمند شدم و مي‎ خواستم به انگليس بروم. عمويم گفت: فعلاً در بمبئي بمان و زبانت را در اينجا تکميل کن. در سال 1315 نامهاي از محمود هدايت، برادر بزرگ صادق هدايت، به عمويم رسيد که «برادري دارم و براي رفتن به هندوستان هيجان ‎زده است، مي‌خواهم به بمبئي بيايد و تحت سرپرستي شما باشد.» عمو نامه را برايم خواند. پرسيدم: «براي هندوستان هيجان ‎زده است يعني چه؟» گفت: «يعني يا شرّ است يا ديوانه و ميخواهند از دستش خلاص شوند و او را به هندوستان بفرستند.» عمويم جواب نامه محمود هدايت را داد. بعدها صادق به من گفت که عمويت نوشته بود: «بيايد. من هم در اينجا برادرزاده ‎اي دارم که ديوانه ‎تر از برادر توست و ميتواند به او کمک کند.» من و شين پرتو پس از جستجوي فراوان در يک پانسيون اتاق مناسبي براي هدايت گرفتيم که خوش ‎منظره و نورگير بود. هدايت آمد و با هم اتاق را ديديم. اعتراض کرد که اين چه اتاقي است. در همان پانسيون گشت و اتاقي تاريک پيدا کرد که پرده ‎هاي آبي تيره داشت. حيرت کردم. در اين زمان من نزد بهرام گور انکلساريا زبان سانسکريت مي‌خواندم. روزهاي اوّل که من شهر را به هدايت نشان ميدادم گفت: «به بمبئي آمدهام که زبان پهلوي بخوانم نزد انکلساريا.» او را با خود نزد بهرام گور بردم و هر دو زبان را شروع کرديم. مدتي که هدايت و من نزد بهرام گور سانسکريت و پهلوي مي‎ خوانديم حدود يک سال و نيم بود. ولي نه من سانسکريت ياد گرفتم نه هدايت پهلوي. يعني يک چيزهايي ياد گرفتيم و يادمان رفت...»

فرخ کيواني (نفر اوّل، کنار پنجره) و صادق هدايت (نفر اوّل، کنار ستون) در بمبئي

کيواني روزنامه‌نگاري جديد را در بمبئي فراگرفت و در «تايمز آو اينديا» به کار پرداخت. در سال 1320 به ايران بازگشت و در روزنامه اطلاعات شاغل شد. به‌تدريج، عباس مسعودي، مالک مؤسسه اطلاعات، امور روزنامه را به کيواني جوان سپرد و او در 1324، در بيست و چهار سالگي، سردبيري روزنامه اطلاعات را به دست گرفت. به کار گرفتن تيترهاي متعدد و اجتناب از اختصاص کل صفحه اوّل روزنامه به يک مقاله يا به مقالات طولاني و استفاده از عکس‌هاي بزرگ در صفحه نخست، از ابداعاتي بود که کيواني در روزنامه‌نگاري ايران رواج داد. کوتاه‌نويسي و پرهيز از جملات طولاني و کشدار رويه کيواني بود. سال‌ها بعد، مصباح‌زاده، به دستور اميرعباس هويدا، نخست‌وزير، دکتر مهدي سمسار، روزنامه‌نگاري آزموده، را از سردبيري کيهان برداشت و امير طاهري جوان و بي‌تجربه را به جايش گذاشت که اوقاتش بيش‌تر در ميهماني‌هاي شبانه با هويدا مي‌گذشت. مصباح‌زاده دست به دامان کيواني شد. کيواني پذيرفت مشروط بر اين‌که اين همکاري پنهان بماند. مصباح‌زاده هر روز روزنامه را براي کيواني مي‌برد و پس از اصلاح و نظارت او منتشر مي‌کرد. کارنامه مطبوعاتي کيواني مفصل است. بيهوده نيست که او را «از معماران روزنامه‌نگاري نوين در ايران» خواندم.

کيواني با آيت‌الله شهيد مرتضي مطهري جوان دوست بود و نيز با آقا رضا صدر و امام موسي صدر و علامه اميني (صاحب الغدير). مي‌گفت:

«با مرحوم مطهري بحث‎ هاي زيادي داشتيم. صميمي و نزديک بوديم. در حدي که براي ازدواج با من مشورت کرد. گفت که مادرم دختري را ديده و براي ازدواج با او به فريمان مي ‎روم و هفته ديگر نيستم. گفت: اين دختر را نديده ‎ام. گفتم: چرا؟ گفت: ما مثل شما فکلي‎ ها نيستيم که به هر دختري نگاه کنيم و هر که را پسنديديم بگيريم.»

و:

«يک بار براي مطهري داستان جان استوارت ميل و همسرش هريت را گفتم. گفتم: جان استوارت ميل 150 سال پيش با زنش شش ماه نشستند و درباره آزادي بحث کردند و حاصل کار "رساله درباره آزادي" شد که انتشار آن با مرگ همسر ميل مقارن بود. در ايران چه کسي را سراغ داريد که با همسرش در 150 سال پيش يا الان اين کار را کرده باشند؟ وقتي داستان هريت و جان استوارت ميل را تعريف ميکردم گريه ‎ام گرفت. مطهري نيز گريه کرد. گفتم: حالا لازم نيست شما براي زني که 150 سال پيش مرده گريه کني. گفت: نه، من براي روزگار خودمان گريه مي ‎کنم. و پاچه شلوارش را بالا زد. ديدم زانوي او کبره بسته. گفتم: براي چه اين‌طور شده؟ گفت: از بس روي حصير در حجره زانو زده و درس خوانده ‎ام. فکر نکنيد فقط زن جان استوارت ميل فداکاري ميکرد و از اين صحنهها در ايران پيدا نمي‌شود. مطهري افزود: من يک هم حجرهاي دارم بهنام منتظري؛ او بيش از اين پايش پينه بسته از بس شب تا صبح مينشيند و کتاب ميخواند. از نظر حافظه در ايران بي ‎نظير است و هر چه بگوييد در ذهنش مي ‎ماند. اين اولين بار بود که نام منتظري را شنيدم.»

کيواني از علامه طباطبايي نيز مي‌گفت:

«چهار پنج بار بههمراه مطهري و رضا و موسي صدر و اميني به خانه جديد علامه طباطبايي رفتم. خانه محقري بود و اتاقي که پنجره ‎هاي آهني داشت. چهار استکان چاي آورد. براي خودش و مطهري نياورد. بعداً فهميدم که بيش از چهار استکان ندارد. بسيار موقر و باسواد بود.»

و:

«زماني مطهري از محل مسجدي که در آن مستقر بود در جاده قديم شميران تلفني تماس گرفت و گفت که آقاي مهدوي در مجله زن روز مطالبي نوشته درباره حقوق زن در اسلام و من جواب داده ‎ام ولي چاپ نميکنند. خواهش کرد که کمک کنم. تلفني با سردبير زن روز تماس گرفتم و از مطهري تعريف فراوان کردم که آخوند معمولي نيست، يک مقاله را به خاطر من چاپ کنيد و خواهيد ديد که بقيه مقالات او را خوانندگان خواهند خواست. با سفارش من چاپ کردند. همينطور هم شد و مقالات مطهري خوانندگان بسيار يافت. اين مقالات در قم انعکاس فراوان داشت که اولاً چرا مطهري در مجله زن روز نوشته ثانياً چه کسي سفارش او را کرده؛ چون در آن زمان اگر کسي نمي ‎گفت اينگونه مقالات را چاپ نمي‎ کردند.»

گفتني‌ها بسيار است.


با فرخ کيواني در خانه اش، تهران، 19 بهمن 1384

فرخ کيواني از معدود کساني است که بر تاريخ ايران در سال‌هاي 1320- 1357 تأثيراتي بزرگ بر جاي نهاد بي‌آن‌که شهرتي يابد. ژرفاي دانسته‌هاي او حيرت‌انگيز بود. خاطرات مکتوبي بر جاي نگذارد و رواياتي که از زندگي‌اش برايم گفت تنها يادماني است که از وي بر جاي مانده. براي من دوستي عزيز بود که خاطره‌اش را هيچگاه فراموش نخواهم کرد.

منبع :www.shahbazi.org