برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹/۰۳/۱۴

۵+۱ راه برای دسترسی به جیمیل - همه بخوانید و به دیگران هم بفرستید


به نام هویت انسانی


با توجه به برنامه ریزی های بسیار انجام یافته برای حضور سبز در خرداد ماه و بطور وِیژه فراخوان عمومی اعلام شده برای راهپیمایی بزرگ 22 خرداد از میدان امام حسین تا آزادی، به احتمال زیاد در چند روز آینده به دلیل ترس حاکمیت از حضور مردم، اکثر سرویسهای ایمیل و بطور وِیژه سرویس ایمیل جیمیل با مشکل عدم دسترسی مواجه خواهند شد. در ادامه چندین روش دسترسی به جیمیل ذکر شده است. توصیه می شود، سریعاً در فرصت مناسب این روشها را مطالعه کرده و یاد بگیرید.


لطفاً قبل از قطعی ایمیل ها در چند روز آینده، این ایمیل را به همه دوستان خود ارسال کرده و محض احتیاط نیز یک کپی از آن را بر روی کامپیوتر خود برای مراجعات بعدی، ذخیره داشته باشید.


-----------------------------------------------------------------------------------

یکی از دوستان در بلاگ خود روشهای مختلف دسترسی به جیمیل را اینگونه شرح می دهد:


برای ماهایی که توی ایران زندگی میکنیم یه اتفاق عادی هستش که یه روز صبح که از خواب پاشیم و ببینیم جیمیل دیگه باز نمیشه (به خاطر مشکلات کابلی و مخابراتی و اون کشتی ِ که لنگرش رو ول کرده تو خلیج فارس روی اینترنت ما ولاغیر ….! ) و این قطعی ممکنه تا روزها ادامه پیدا کنه ! و وای به روزی که منتظر یک میل مهم هم باشید ….


از اونجایی که حواله کردن ِ بعضی از چیزها به بعضی از افراد موقع قطعی دردی از ما دوا نمیکنه ، در زیر یک سری راه حل پیشنهاد میدم که موقع قطعی میتونید از اونها برای دسترسی به اینباکستون استفاده کنید :
( شاید الانی که دارید این پست رو میخونید جیمیل قطع نباشه ولی خودتون خوب میدونید که دفعۀ بعدی هم وجود خواهد داشت … )

۱) آدرس های زیادی برای دسترسی به جیمیل وجود داره ، پس اگه یکیشون کار نکرد اون یکی رو امتحان کنید :

2) فعال کردن POP و استفاده از ایمیل کلاینت هایی مثل thunderbird یا outlook میتونه از راه های دیگۀ دسترسی به جیمیل باشه

http://valak.files.wordpress.com/2010/02/pop.gif

خود گوگل تو سایتش طریقۀ ست کردن اکانتتون با این کلاینت ها رو به صورت کامل توضیح داده ( + )

۳ ) شما میتونید ایمیل های خودتون رو با گوگل دسکتاپ هم ببینید ، فقط باید تو تنظیمات ِ برنامه آدرس ِ جیمیل خودتوت رو وارد کنید تا تمام ِ ایمیل هاتون ایندکس بشه !

http://valak.files.wordpress.com/2010/02/croppercapture77.jpg

گوگل دسکتاپ رو میتونید از سایتش دانلود کنید ولی خب از اونجایی که از خودی و غیر خودی باید بخوریم به احتمال زیاد نمیتونین دانلودش کنید پس خودتون رو سبک نکنید و از اینجا بگیریدش ( با حجم ِ نزدیک به ۲ مگ )

۴ ) همه مون تقریباً این روزها با گوگل ریدر سر و کار داریم ، پس چه عیبی داره که جیمیلمون رو هم به اون وصل کنیم ؟ شما میتونید به این سایت برید و با وارد کردن ِ آدرس ِ http://mail.google.com/mail/feed/atom/unread/ و یوزرنیم و پسوردتون فییدِ میل های جدیدی که براتون میاد رو بگیرید و توی گوگل ریدر مشترکش بشید .

http://valak.files.wordpress.com/2010/02/freemyfeed-0422.gif

http://valak.files.wordpress.com/2010/02/croppercapture79.jpg

سوالی که مطرح میشه اینه که آیا این کار مشکل امنیتی نداره ؟ چرا باید اطلاعات ایمیلم رو توی این سایت وارد کنم ؟ در جواب باید بگم که با توجه به توضیحات ِ خود سایت و اینکه خودِ گوگل در یکی از پست هاش این شیوه رو پیشنهاد داده مشکلی از این لحاظ نیستش ، تنها نکته ای باید رعایت کنید اینه که کسی به غیر از شما به آدرس ِ فییدی که این سایت بهتون میده دسترسی پیدا نکنه چون در اون صورت میتونه خودش رو مشترک میل شما کنه و میل هاتون رو بخونه

۵ ) اپلیکشنی وجود داره به اسم ِ Gmail-Lite ، شما میتونید اگه وب سایت شخصی خودتون رو دارید این اپلیکیشن رو از اینجا دانلود و روی هاستتون نصب کنید در غیر این صورت میتونید از وبسایت افراد دیگه ایی که این اپلیکیشن رو نصب کردن استفاده کنید ، مثل اینجا .

http://valak.files.wordpress.com/2010/02/croppercapture81.jpg

اگه از وبسایت شخص دیگه ایی برای دستری به Gmail Lite استفاده میکنید باید بگم که مسئولیت امنیتش با خودتون خواهد بود !

۶ ) آخرین و راحت ترین راه استفاده از مرورگر ِ اپرا مینی هستش که توی این پست طریقۀ استفاده ازش روی کامپیوتر رو به طور کامل توضیح دادم !

منبع:

گروه خبری دانشجویی موج سبز

تمام مردان فاسد دولت کودتا.


به نام هویت انسانی

در کوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم ، محمود احمدی نژاد زود تر از همه دست به افشاگری های اقتصادی زد ، اگرچه محمود همان ادعاهای تکراری چهار سال گذشته خود رامطرح کرد و باز از همان لیست در جیب خود سخن گفت اما از این سو رقبای انتخاباتی وی پرده از راز های فساد دولت نهم برداشتند.

احمدی نژاد که آن روزها هنوز رئیس دولت کودتا نام نگرفته بود با حمله به هاشمی رفسنجانی،ناطق نوری،کرباسچی و صفایی فراهانی موج مچ گیری اقتصادی را به راه انداخت. دولت با اینکه تمامی ارکان قدرت را در دست داشت نتوانست دروغ های رئیس خود را اثبات کند و بعد از کودتای انتخاباتی هم شاهد آن بودیم که به طور مثال صفایی فراهانی با اینکه بازداشت شد و محاکمه شد اما کسی نتوانست برای فساد مالی او را محکوم کند.

البته هیچ یک از شبهات و افشاگری های دو طرف در قوه قضاییه به حکم قطعی نرسیده و بر اساس قوانین کشور هم محمود احمدی نژاد و هم کسانی که اتهامات سنگینی به دولت نهم زنند مجرم هستند و مرتکب یک عمل مجرمانه شده اند. با این حال پس از اتهامات بی مبنای احمدی نژاد ، منتقدان وی تصمیم گرفتند قفل دهان خود را بشکنند و با شجاعت بیشتری وارد رقابت با مردی شوند که گویا در چهار چوب قانون گنجاندنی نیست.

البته گفتنی است برخی اتهاماتی که محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم و رئیس دولت کودتایی فعلی به چهره های شاخص وارد کرده از حدود بیست سال پیش در کوچه و بازار رایج بوده است ، اما اتهاماتی که به دولت نهم نسبت داده میشود برای اولین بار است که علنی میشوند ، و نکته دوم این است که محمود با کلی گویی افراد شاخص را متهم کرده است در حالی که اتهامات نسبت به دولت وی جزئی و با ذکر دقیق نام و نوع اتهام است.



اما مهمترین اتهاماتی که به احمدی نژاد نسبت داده شده است به شرح زیر است«البته باز هم شایان ذکر است که وی با گذشت یک سال از طرح این اتهامات هنوز هیچ گونه پاسخ روشن و صریحی به افکار عمومی نداده است و دخالت های رهبری برای توقف پیگیری یکی از همین پرونده ها میتواند سندی بر وجود فساد مالی در دولت قانونی دیروز و کودتایی امروز وی باشد»



الف) پرونده نفت اردبیل



این مساله توسط میر حسین موسوی و مهدی کروبی در مناظره تلویزیونی با محمود مطرح شد ؛ هر چند که کروبی ابعاد بیشتری از آن را تشریح کرد. بر اساس اظهارات منتقدان دولت نهم افرادی چون صادق محصولی ، علی سعیدلو و خود احمدی نژاد در گیر این پرونده بوده اند. این پرونده مربوط به دوران حضور محصولی و احمدی نژاد در استان اردبیل و در ارتباط با سوآپ نفت بوده است. کروبی در مناظره خود فاش کرد که وزیر اطلاعات خاتمی به خاطر همین پرونده از تایید صلاحیت محمود خودداری میکرد اما آن زمان با مذاکرات ناطق نوری و چند نفر دیگر مساله حل شد.

ب) پرونده سیصد میلیاردی شهرداری تهران



این پرونده نیز همانند موضوع اردبیل طی سالهای گذشته بارها به رسانه کشیده شده و در مقاطعی هم به شدت جنجال برانگیز بوده است. این پرونده سه سال قبل با اظهارات چمران رئیس شورای شهر تهران درباره وجود سیصد میلیارد تومان هزینه فاقد سند در دوران شهرداری محمود وارد فاز تازه ای شد و پای مجلس و دستگاه های نظارتی را به میان کشید. با این حال چمران چندی بعد تاکید کرد منظور وی از هزینه های «فاقد» هزینه هایی است که فاقد ردیف مصوب بوده است و اسناد این هزینه ها موجود است. اما منتقدان دولت نهم مدعی اند که افراد با نفوذ حامی محمود مانع تحقیق و تفحص و بررسی این پرونده می شوند.گفتنی است قالیباف شهردار تهران نیز در ابتدای انتصاب، مسایلی را در این زمینه مطرح کرد اما بعدا از ورود یا توضیح در این زمینه خودداری کرد.



پ) پرونده سازمان تربیت بدنی



این پرونده مربوط به سازمان تربیت بدنی استان تهران است؛ جایی که علیرضا مددی از اقوام داوود مددی و از نزدیکان زریبافان ریاست آن را بر عهده داشته است، تفاوت مهم این پرونده بازداشت چند متهم در این پرونده و تایید کلیت مساله از سوی قوه قضاییه است.

بنا بر این دولت نهم و حامیان محمود نمی توانند در خصوص این پرونده چیزی را تکذیب کنند. اما به همان میزان مخصوصا با توجه به این که این پرونده توسط وزارت اطلاعات پیگیری می شود ، منتقدان دولت از انتشار ابعاد آن خودداری می کنند تا مرتکب اقدام مجرمانه نشوند. کروبی در مناظره خود این پرونده را مربوط به نزدیکان علی آبادی و احمدی نژاد دانست.



ت) وام چهل میلیاردی به صادق محصولی با دستور احمدی نژاد



این موضوع اولین بار توسط مهدی کروبی فاش شد ، هر چند که رسانه های منتقد قبلا بدون اشاره به نام صادق محصولی ، از چنین وامی سخن گفته بودند.



س) صادق محصولی



صادق محصولی سردار میلیاردی دولت نهم که به تایید خودش ثروت بسیاری دارد از سال 1384 و به مجرد معرفی به عنوان وزیر نفت همواره در مرکز توجه منتقدان دولت نهم قرار داشته است. با حضور محصولی در راس وزارت کشور، شبهات و اعترضات منتقدان درباره او شدت گرفت، در روزهایی که محمود برای تحریک جامعه و استفاده از موج شایعاتی که به طور سنتی وجود دارد خواستار اعلام دارایی‌های تمام نامزدها و مسئولان دولت‌های قبلی شد و کوشید از خود تصویر یک قهرمان مبارزه با فساد را بسازد، منتقدان دولت نیز خواستار آن شده‌اند که محصولی بگوید این ثروت عظیم را از کجا آورده است. میرحسین موسوی، ثروت سردار محصولی را «صدها میلیاردی» اعلام کرد. اما صریح‌ترین اتهام از سوی غلامحسین کرباسچی مطرح شد که ادعاهایی را درباره یک زمین نه هزار متری متعلق به سپاه و خرید آن توسط محصولی به قیمت متری پانزده هزار تومان و فروش آن با قیمت دویست هزار تومان مطرح کرد.

تقریباً تمام منتقدان اعلام کرده‌اند که ثروت محصولی ناشی از ماجرای نفت اردبیل است هر چند که شاید از ترس مراجع قضایی و شاید به دلیل مسایل اخلاقی از توضیح بیشتر خودداری کرده‌اند.



ج) اتهام پرداخت هفتصد میلیون دلاری احمدی نژاد



این موضوع اولین بار از سوی مهدی کروبی در جریان مناظره با احمدی‌نژاد مطرح شد. کروبی به صراحت تاکید کرد که احمدی‌نژاد می‌خواسته به یک نفر (ظاهراً رئیس‌جمهور یک کشور خارجی) 700 میلیون دلار پول بدهد که با مقاومت بانک مرکزی مواجه شده است. کروبی افزود که پس از مقاومت بانک مرکزی و اختلاف احمدی‌نژاد و این نهاد، خامنه ای از مساله خبردار شده و از این مساله جلوگیری می‌کند.



چ) پرونده بزرگ بهزیست بنیاد



این پرونده همچنان در دستگاه قضایی در حال پیگیری است و سخنگوی دستگاه قضایی بارها درباره آن اطلاع‌سانی کرده است.

موضوع اختلاس در شرکت بهزیست بنیاد وابسته به سازمان بهزیستی به زمانی باز می‌گردد که «ر.آ.» یکی از اعضای شاخص رایحه خوش خدمت که یکی از منابع مالی تبلیغات انتخاباتی جناح رایحه خوش در انتخابات شوراها بوده در راس این شرکت حضور داشته است. دو نفر دیگری که در این پرونده درگیرند نیز وضعیتی مشابه داشته‌اند.
این پرونده توسط رئیس وقت ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز فاش شد که به جای آن که تشویق شود، توسط محمود احمدی‌نژاد برکنار شد!!!





در حالی که احمدی نژاد سعی داشت انتخابات را به دو قطب «مخالفان رانت‌خواری» و «مدافعان رانت‌خواری» تبدیل کند رسانه‌های منتقد دولت اتهامات و مسایل دیگری را نیز علاوه بر این ده موضوع مطرح کرده‌اند. با این حال در این گزارش تلاش شد اتهاماتی مورد «بازخوانی» قرار گیرد که یا در مناظره‌های تلویزیونی مطرح شد یا دستگاه قضایی رسماً در حال رسیدگی به آن‌ها است.

با آن که هیچ یک از اتهامات و پرونده‌های فوق را نمی‌توان قطعی فرض کرد اما نکته مهم این است که این ده شبهه نشان می‌دهد نه محمود آنچنان که می‌گوید سردار مبارزه با فساد و رانت‌خواری است و نه اطرافیان آقای احمدی‌نژاد، مشتی فرشته سالم و وارسته هستند...

امید است همان طور که مهدی کروبی یک سال پیش در صدا و سیما گفت روزی این شبهات برای مردم روشن شود و کسانی که مرتکب جرم شده اند و از بیت المال برای خود ثروت اندوزی کرده اند ، در دادگاهی قانونی محاکمه شوند ، البته گفتنی است محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم و دولت کودتایی کنونی و حامیان وی در پرونده خود نه تنها متهم به فساد مالی بلکه متهم به تقلب و کودتا هم هستند و در آینده نه چندان دور باید شاهد محاکمه قانونی متجاوزان به حقوق مردم باشیم.
منبع:
ندای سبز آزادی

۱۳۸۹/۰۳/۱۳

اعتراض شورای دفاع از حق تحصیل به صدور احکام سنگین برای....



شورای دفاع از حق تحصیل، با صدور بیانیه ای نسبت به فشارهای حاکمیت بر دانشجویان و به ویژه دانشجویان محروم از تحصیل اعتراض کرد و همچنین بر ادامه فعالیت‌های خود تا پس گرفتن کامل حقوق سلب شده اعضای گروه و همه دانشجویان محروم از تحصیل ایران با شیوه‌های مدنی و مسالمت‌آمیز تاکید کرد.

در قسمتی از این بیانیه که در اختیار جرس قرار گرفت با اشاره به تایید حکم 10 سال حبس برای ضیاء نبوی دانشجوی ستاره‌دار و عضو این شورا آمده است: "ما معتقدیم صدور احکام بی پایه و غیرحقوقی مانند آنچه بر ضیاء رفت و یا حکم 9 سال زندان برای بهاره هدایت و شش و نیم سال زندان برای میلاد اسدی، دو عضو دفتر تحکیم وحدت، نگهداری زندانیان در شرایط بسیار بد و غیر بهداشتی که برای مثال در مورد مجید دری اعمال می شود، از سر استیصال حاکمیتی است که در مقابل دانشجویان فرهیخته و در عین حال منتقد راهی جز زندان و شکنجه نمی‌شناسد."

شورای دفاع از حق تحصیل، که از دانشحویان ستاره‌دار و محروم از تحصیل تشکیل شده، پیشتر با صدور فراخوانی از آن دسته از دانشجویان که در آزمون کارشناسی ارشد امسال از دریافت کارنامه محروم شده بودند دعوت کرد تا با ایمیل (setaredar89@gmail.com ) تماس بگیرند.


هم اکنون به جز ضیاء نبوی، مجید دری، مهدیه گلرو و شیوا نظرآهاری از اعضای این شورا در زندان به سر می برند.


متن کامل بیانیه شورای دفاع از حق تحصیل به این شرح است:

امروزه ما شاهد چرخه‌ معیوبی هستیم که حاکمیت برای دانشجویان ساخته است. آن‌ها را به بهانه‌های واهی و به رغم شایستگی‌های علمی از تحصیل محروم می‌کند؛ تعلیق می‌کند؛ ستاره‌دار می‌کند؛ اخراج می‌کند و زمانی که آن‌ها به دنبال حقوق از دست رفته‌شان می‌روند جزای عدالت‌طلبی و حق‌خواهی‌شان، سال ها حبس و تبعید می شود.

به تازگی ضیاء نبوی دانشجوی ستاره‌دار و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، دانشجویی که تا به امروز در عین بی‌گناهی، نزدیک به یک سال است که در زندان به سر می‌برد، در دادگاه تجدید نظر با اتهام مجعولِ محاربه وی را به 10 سال حبس و تبعید در شهرستان ایذه محکوم کرده است.

این در حالی است که هیچ مدرکی دال بر توجیه این اتهام در پرونده وی وجود ندارد. گویا این حکم ظالمانه در جای دیگری جز دادگاه تجدید نظر تهران صادر شده است.

همان‌طور که ضیا نبوی هم گفته بود این حکم توجیهی جز انتقام گیری از روشنگری‌ها و افشاگری های شورای دفاع از حق تحصیل و ضیا نبوی به عنوان عضو پیگیر این شورا، ندارد که در روزهای پیش از انتخابات با مدنی‌ترین و آرام‌ترین شکل ممکن، وجود دانشجویان محروم از تحصیل را به رغم تکذیب‌های مداوم حاکمیت به جامعه نشان دادند.

به باور ما نیز هدف از این حکم و دیگر احکامی که برای فعالان این شورا صادر شده است، نظیر شش سال حبس قطعی برای مجید دری، سه سال و چهار ماه حبس برای مهدیه گلرو و بازداشت طولانی مدت و غیر قانونی شیوا نظرآهاری، ارعاب دانشجویان برای عدم پیگیری حقوق قانونی شان است.

همان گونه که در این روزها مشاهده می‌کنیم با اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد عده‌ی دیگری از دانشجویان با استعداد ایرانی از حق انسانی تحصیل محروم شده اند. از دیگر سو با زندانی کردن دانشجویان به مدت طولانی عملا حق تحصیل را از آنان سلب می کنند.

ما معتقدیم صدور احکام بی پایه و غیر حقوقی مانند آنچه بر ضیا رفت و یا حکم 9 سال زندان برای بهاره هدایت و شش و نیم سال زندان برای میلاد اسدی، دو عضو دفتر تحکیم وحدت، نگهداری زندانیان در شرایط بسیار بد و غیر بهداشتی که برای مثال در مورد مجید دری اعمال می شود، از سر استیصال حاکمیتی است که در مقابل دانشجویان فرهیخته و در عین حال منتقد راهی جز زندان و شکنجه نمی شناسد.

شورای دفاع از حق تحصیل ضمن محکوم دانستن این حکم و دیگر احکام بی‌پایه و اساس مبنی بر محکومیت اعضای شورا، خواستار لغو این احکام و آزادی هر چه سریع‌تر اعضا و دیگر دانشجویان آزادی‌خواه که جرمی جز حق طلبی ندارند، است.

شورا تاکید می‌کند به رغم شرایط سخت و فشارهای وارده و خلاف تصور آنانی که می‌پندارند فعالیت این شورا با بازداشت اعضای آن متوقف خواهد شد؛ فعالیت های خود را تا پس گرفتن کامل حقوق سلب شده اعضای خود و همۀ دانشجویان محروم از تحصیل ایران با شیوه‌های مدنی و مسالمت‌آمیز ادامه می‌دهد و در این راه هراسی از زندان و آزارهای حاکمیت ندارد.

اسامی ۱۵ سرکوبگر مردم ایران:

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران روز چهار شنبه ۱۲ خرداد بیانیه جدیدی صادر کرد که در آن با آوردن نام ۱۵ نفر از افرادی که به گفته این سازمان عاملین سرکوب‌ها در تظاهرات بعد از انتخابات بودند، از کشورهایی که ممکن است این سرکوبگران به آنها مسافرت کنند، خواسته است که برای این اشخاص حکم ممنوعیت سفر صادر کرده و اموال و دارایی‌های آنها را مصادره کنند. حسین طائب، غلامحسین محسنی اژه‌ای، اسماعیل احمدی مقدم در راس این افراد هستند.

اسامی این ۱۵ نفر عبارتند از:

۱- حسین طائب ، فرمانده نیروهای بسیج ۲- غلامحسین محسنی اژه‌ای، وزیر اطلاعات در زمان انتخابات (دادستان کل فعلی ) اسماعیل احمدی مقدم ، فرمانده کل نیروی انتظامی ۴- سعید مرتضوی، دادستان کل تهران در زمان انتخابات ۵- صادق محصولی ، وزیر کشور در زمان انتخابات ۶- ابوالقاسم صلواتی ، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ۷- حسن فیروز آبادی ، رئیس ستاد مشترک ۸- محمد علی جعفری ، فرمانده سپاه ۹- محمد مقیسه ، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب ۱۰- آیت الله احمد جنتی ، رئیس شورای نگهبان قانون اساسی ۱۱- آیت الله مصباح یزدی ، عضو مجلس خبرگان رهبری ۱۲ - یدالله جوانی ، رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران ۱۳- روح الله حسینیان ، نماینده مجلس شورای اسلامی ۱۴- علی سعیدی ، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران حسین شریعتمداری ، مدیر مسوول روزنامه کیهان.

هادی قائمی، سخنگوی این سازمان در این بیانیه گفته است که با وجود گذشت یک سال از سرکوب‌ها، هنوز هیچ کس برای سرکوب شهروندان ایرانی، مسئول شناخته نشده است.

او همچنین گفته است که آیت الله خامنه‌ای موظف است که دستور تحقیق و تعقیب قضائی برای این افراد صادر کند.

قائمی اشاره کرد که مسوول شناختن ناقضان حقوق بشر در عرصه بین‌المللی، هشداری است به مقامات ایرانی که این افراد در خارج کشور جائی ندارند و...و نمی‌توانند تا ابد از زیر بار جنایات خود شانه خالی کنند.

سازمان عفو بین الملل در گزارش سالانه خود از وضعیت حقوق بشر در ایران، اعلام کرد که در تظاهرات بعد از انتخابات که توسط نیروهای سرکوبگر، به ویژه بسیج و سپاه، با شهروندان ایرانی بشدت برخورد شد، حداقل ۴۳ نفر کشته شدند که این رقم به گفته اپوزیسیون تا حدود بیش از صد نفر می‌رسد، و نیز صدها نفر زخمی شدند و در حدود پنج هزار نفر نیز بازداشت شدند که در بین آنها، روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، دانشجویان، وکلا، فعالان حقوق بشر، و فعالان سیاسی و حتی افسران نیروی انتظامی نیز وجود دارند.
منبع :
سایت خودنویس

فراخوان حامیان جنبش سبز در اصفهان برای برگزاری مراسم ٢٢ خرداد.

همزمان با شهرها و استان های کشور، حامیان جنبش سبز در اصفهان نیز، برای هرچه با شکوه تر برگزار شدنِ مراسم ٢٢ خرداد، فراخوان عمومی صادر کرد.

به گزارش سامانه خبری اصفهان سبز، با ذکر این نکته که "تظاهرات سکوت ما، رأس ساعت شش بعدازظهر با حرکت از ابتدای چهارباغ عباسی (انقلاب)، به سمت دروازه دولت شروع می شود"، خاطرنشان کرده اند "در حین سکوت، صرفاً دستها به نشانه پیروزی بالا برده می شوند. پس از مدتی حرکت و شکل گیری جمعیت، تنها در صورت مناسب بودن شرایط، شعار الله اکبر داده شده و سپس با شعار یا حسین میر حسین تظاهرات ادامه پیدا می کند و در غیر اینصورت تظاهرات سکوت ادامه می یابد و از دادن شعارهای رادیکال پرهیز می کنیم."

آنها همچنین تاکید کرده اند "در صورتی که به هر دلیل، امکان تظاهرات متمرکز فراهم نشود، گزینه بعدی، تظاهرات به شکل پراکنده به خصوص در محدوده چهارباغ عباسی خواهد بود.

در ادامه آمده است: دوستانی هم که نمی توانند در تظاهرات شرکت کنند می توانند با ماشین رأس ساعت شش بعدازظهر به محدوده انقلاب آمده و با بوق زدن و رانندگی آرام به ایجاد ترافیک کمک کرده، تلاش مأمورین برای خلوت کردن محدوده انقلاب، چهارباغ و خیابانهای اطراف را با برگشتن به این سمت و تردد دائم در این مسیر خنثی کنند."

لازم به ذکر است در آستانه فرا رسیدن ٢٢ خرداد ماه و برگزاری مراسم سالگرد انتخابات، حامیان جنبش سبز در استان های مازندران ، فارس، قزوین، تهران، گیلان، تبریز، خوزستان و یاسوج ، فراخوان عمومی داده و به این کمپین مدنی- اعتراضی پیوستند.

گزارش های ارسالی حاکی از آن است که مراسم ٢٢ خرداد رشت، «مقابل دانشگاه علوم پایه» و راس ساعت شش بعد از ظهر، در اهواز ساعت ۱۹ بعدازظهر و در محل «پل چهارم و فلکه شهداء به سمت خیابان نادری»، در یاسوج ساعت چهار در حدفاصل میدان هفت تیر تا هتل ارم برگزار خواهد شد. و در استان مازندران شهرهای مختلف قرار است هماهنگی ایجاد و اعلام شود.
مراسم راهپیمایی تهران نیز راس ساعت چهار بعد از ظهر روز ٢٢ خرداد، از میدان امام حسین تا میدان آزادی برگزار خواهد شد.

۱۳۸۹/۰۳/۱۲

اسامی شهدای کودتای بعد از انتصابات دوره ی دهم و 30 خرداد 1388


هموطنان عزیز :
این اسامی کاملا مستند و با تلاش بسیار جمع آوری شده .اسامی یا با تحقیق گروهی و یا با کمک از خانواده ی شهدا و یا دوستان این عزیزان تهیه شده. در اطلاع رسانی این اسامی کوشا باشید.
زیر قسمت هایی که جیزی نوشته نشده ، نامشخص است.

قطعه ردیف شماره اسامی شهدای کودتای بعد از انتصابات دوره ی دهم و 30 خرداد 1388

257 41 32 ندا آقاسلطان
257 50 19 اشکان سهرابی
257 62 28 سهراب اعرابی
257 46 32 رامین رمضانی
257 محمد نیک زادی
257 علی شاهدی
257 31 25 محمدحسین فیضی
256 146 13 محرم چگینی قشلاقی
254 سالار طهماسبی
222 10 32 محسن روح الامینی
259 پریسا کلی
259 ایمان هاشمی
259 رضا طباطبایی
248 ابوالفضل عبدالهی
261 واحد اکبری
262 محسن حدادی
308 وحیدرضا طباطبایی
302 محمدحسین برزگر
208 بهزاد مهاجر
219 52 18 حسین اکبری
233 152 34 امیرحسین طوفان پور
266 فهیمه سلحشور
نا معلوم ترانه موسوی
نا معلوم کیانوش آسا
نا معلوم یعقوب بروایه
221 محمد کامرانی
نا معلوم مهدی کرمی
نا معلوم مصطفی غنیان
نا معلوم بهمن جنابی
نا معلوم میثم عبادی
نا معلوم مسعود هاشم زاده
211 42 10 امیر جوادی فر
نا معلوم ناصر امیرنژاد
نا معلوم حسین طهماسبی
نا معلوم احمد نعیم آبادی
نا معلوم داوود صدری
257 40 25 سعید عباسی فرگلچی
نا معلوم سجاد قائد رحمتی
نا معلوم رامین قهرمانی
نا معلوم کامبیز شعاعی
257 علیرضا افتخاری
نا معلوم حمید مداح شورچه
نا معلوم مصطفی کیارستمی
نا معلوم علیرضا ثقفی
نا معلوم نادر ناصری
نا معلوم کاوه علی پور
نا معلوم ی شلیر خضری
نا معلوم فاطمه براتی
نا معلوم کسری شرفی
نا معلوم سرور برومند
نا معلوم فاطمه رجب پور
نا معلوم فرزاد جشنی
نا معلوم محسن ایمانی
نا معلوم مبینا احترامی
نا معلوم پویا مقصود بیگی
نا معلوم تینا سودی
نا معلوم سعید اسماعیلی خان ببین
نا معلوم مسعود خسروی
نا معلوم سالار قربانی پارام
نا معلوم ایمان نمازی
نا معلوم مریم مهر آذین
نا معلوم میلاد یزدان پناه
نا معلوم حامد بشارتی
نا معلوم بابک سپهر
نا معلوم امیر کویری
نا معلوم فرزاد هشتی
نا معلوم ندا اسدی
نا معلوم آقای معزز
نا معلوم مهرداد حیدری
نا معلوم لی فتحعلیان
نا معلوم جعفر بروایه
نا معلوم حسین کاظمینی
نا معلوم رفیق علیرضا داوودی
نا معلوم آرمان استخری پور
نا معلوم حسین اخترزند
222 51 44 علیرضا حسن پور
302 ناصر شاهسون
257 عباس دیسناد
257 علی اصغر عینعلی
نا معلوم فاطمه سمسارپور
257 طاهره افتخاری
222 32 12 مهدی شمس
نا معلوم فرشته گودرزی
نامعلوم مهدی نیل فروش
نامعلوم امیر اسلامیان
9 32 علی موسوی حبیبی
نامعلوم حسام حنیفه
نامعلوم رضا فتاحی
نامعلوم حسن شاپوری
نامعلوم مراد آقاسی
نامعلوم محسن انتظامی
257 یوسف صالح
نامعلوم امیرارشد تاجمیر
213 78 21 شاهرخ رحمانی
نا معلوم مهدی فرهادی راد
نا معلوم محمدعلی راسخی نیا
نا معلوم امیر ارشدی
نا معلوم شهرام فرجی
نا معلوم جهانبخت پازوکی
نا معلوم حمید حسین بیگ عراقی
نامعلوم مصطفی میرابراهیمی
نا معلوم مجید امیری استیار
نا معلوم گلچین صالح پور
نا معلوم مصطفی کریم بیگی
نا معلوم مهرداد کریم پور
نا معلوم داوود ایوزی
نا معلوم محمود رئیسی
213 15 35 احمد نجاتی کارگر
نا معلوم شبنم سهرابی















نامه بهمن مرادیان پی به سید علی خامنه ای :



"همت مضاعف" ، "کار مضاعف"
چرا نفس نکشیم ؟
چه گونه خاک نفس می کشد ؟
بیاموزیم :
شکوه رستن ، اینک
طلوع فروردین
گداخت آن همه برف
دمید این همه گل
شکفت این همه رنگ
زمین به ما آموخت ،
ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم
مگر کم از خاکیم ؟
نفس کشید زمین ،
ما چرا نفس نکشیم؟؟!!
به نام هویت انسانی
نامه ای می نویسم برای شما : جناب خامنه ای
امیدوارم که از یک طریق یا به قول یگانه منتصب شما به وسیله ی آن دست های الهی که همیشه از آن صحبت می کنید و می کند، از مقابل دیدگان شما گذر کند.
و امید به جواب است !! ولی دریغ از یک جواب!!
جناب خامنه ای ، رهبری نسبتاً معظم برای بعضی خودی ها ، که البته آن ها هم شما را برای منافع شخصی خود نسبتاً معظم می دانند ؛ شاید برای شما سوال پیش آید که چرا بهمن مرادیان پی ( نویسنده نامه ) نامه خود را ، با نام هویت انسانی آغاز می کند؟؟!!
من برعکس شما تمامی انتقادها ، پیشنهادها و سوال هایی که نسبت به بنده مطرح می شود را با میل می پذیرم و بر عکس شما روحیه ای کاملاً پاسخ گرا و مسئول دارم . این موضوع را برای شما توضیح و عرض می نمایم :
بنده به هیچ گونه ایدئولوژی دینی پای بند نیستم و به هویت تمامی انسان ها با هرگونه سلیقه و نظر برای من قابل احترام است. بنده خرد اخلاق مند و اخلاق خردمند را می ستایم و دلیل و ملاک تشریحم ، این است و به همین دلیل نامه ام را با نام هویت انسانی آغاز می نمایم.
من و شما تفاوت های بسیار داشته و کاملاً در تضاد یکدیگر هستیم. شما خود را جانشین تصویرهای ذهنی و خرافه می دانید ولی بنده خود را یک انسان با طرز فکری چپ گرا می دانم و سمپاتی بسیار، با نظریه های کارل مارکس دارم.
بنده اخلاق نیکو را اصل تمامی رفتار های خود قرار داده ام ، اما جنابعالی یکی از بی اخلاق ترین انسان های معاصر ایران و جهان هستید و بهتر بگویم : روی تمامی دیکتاتورهای دنیا را سفید کرده اید.
از ایران نمی روید ، صبر می کنید تا مخالفانتان ایران را ترک کنند. بسیاری از مردم و جوانان پاک ایران را کشتید و مسبب تمامی جنایات این چند ماه اخیر بعد از انتصابات هستید.
بنده به هویت و هر افکاری احترام می گذارم ، ولی شما تنها حزبی را که قبول دارید ، حزبی است که با خون ، قتل ، جنایت ، تجاوز، سمپاتی دارد و تنها به رفتار و اخلاقی که همان چند درصدی که در حلقه فاشیست دور شما جمع شده اند، نظارت می کنید.
و آن ها هستند که هرچه شما می گویید انجام می دهند . از قتل مردم بی گناه گرفته تا بمب گذاری و تجاوز و جنایت علیه مردم شریف ایران.
من به عنوان خصوصیت برجسته در هر انسان ، هویت او را می پذیرم ؛ دقیقاً صفتی که نزد شما وجود ندارد. البته قصد من تخریب روحیه شما نیست ، زیرا تمامی طرفداران چند درصدی شما و ارکان کودتای انتصاباتیتان هم با این صفت بیگانه هستند. و در ضمن یگانه منتصب شما هم با این واژه ی هویت انسانی سخت ، سر در گم است.
جناب خامنه ای ، حال من از شما سوالی دارم:
می خواستم جویا شوم و بدانم به چه دلیل نام سال 89 را این چنین نامیده اید؟:
"سال همت مضاعف و کار مضاعف"
چرا نام این سال را با خون آغشته کردید ؟ من چهره ی شما را تجسم کرده ام و می کنم.
آری ، میدانم جواب قانع کننده ای ندارید!! آری شما جز شرمساری چیز دیگری ندارید که ارائه دهید. اینبار هم ، مانند گذشته ، هم خود طراح سوال هستم و هم خود پاسخ دهنده !
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
تلاش بیشتر برای سرکوب مردم. یعنی تمام توان را استفاده کنیم ، تا جمهوری ولایت وقیهِ شما از دست نرود!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
خودی را دریافتن و محافظت کردن و نخودی ها را دوُر زدن و بی خودی ها را حذف فیزیکی کردن!
البته ، ابتدا باید از شما سوال شود که آیا معنیِ ، خودی ، نخودی و بیخودی را می دانید و ملاک های تشخیصی شما برای تائید این مواضع چیست ؟ در این مورد هم ، چون مطمئن هستم که پاسخ گو نیستید ، خود پاسخ آن را خواهم داد!
تصورات باطل شما این طرز فکر را منتقل می کند که هر کس به حزب راست و فاشیستانه شما ، یعنی در جهلِ ولایت وقیه! ، بیشتر ذوب شده باشد خودی است و در آن حلقه جنایت ، جای دارد و در غیر این صورت مابقی را لایق از بین رفتن می دانید!!
چه رسد به این که دگر اندیش و یا استاد روشن فکر هم باشد!
در این صورت آنان را عنصری ضدّ انقلاب دانسته و با وصل کردن به یک گروه! ، ترتیب حذف فیزیکیشان را هر چه سریع تر توسط آقایان واواک (وزارت اطلاعات) خود می دهید. دقیقاً همان کاری که این حزب ، با افکاری فاشیستانه ، 31 سال است ، به نحو احسنت انجام می دهد و مشغول جنایت علیه بشریت است و به صورت مداوم نقض حقوق بشر در ایران واضح و مشهود است .
و جمهوری ولایت وقیه ، همچنان در لیست جنایتکار ترین کشورهای دنیا قرار دارد.
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
با پول مردم خرج های بی مورد انجام دادن!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
با پول مردم اسلحه ، ماشین و سلاح خریدن از کشورهای خائن دنیا نظیر چین و روسیه! و تمامی همان سلاح ها را به بی نظیر ترین شکل های وحشیانه علیه خود آنها استفاده کردن!
و مورد شکنجه و تجاوز قرار دادن همان مردم!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
ترس از رنگ سبز جاویدان پرچم ایران.
هنوز آثار آن پرچم هایی که جمهوری ولایت وقیه دستور داده بود رنگ سبز آن را آبی کرده و در بلوار دستواره و دیگر بزرگراه های تهران نصب کنند ، وجود دارد.
و به یاد دارم پس از آن خراب کاری ، چگونه با جائرانه ترین شکل ممکن رنگ سبز پرچم ایران زمین ، در آن مراسم های ننگینِ یگانه منتصبت آبی شده بود ، و آقایان با رو سیاهی فرمودند: که انعکاس نور بوده !
و پس از گذشت چند روز در دیگر مراسمی که این منتصب یا بهتر عرض کنم ؛ خرابکار اقتصادی ایران ، چگونه رنگ سبز آن پرچم سه رنگ جاوید را ، با مکر خاصی تبدیل به سیاه کرده و خبر گزاری فاجرِ فارس این را به تصویر برداران ربط داده و به راحتی از آن گذشتند!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
حذف رنگ سبز از تمامی حداقل های ارگان های دولت و شهر و کشور!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
حذف رنگ سبز از جدول های خیابان ها و تبدیل آن به سفید و سیاه و پس از گذشت اندک زمانی با پول مردم ، دو مرتبه آن ها را به سبز و سفید تبدیل کردن!
جناب خامنه ای برای من سوال است که چرا شما در این رابطه هیچ گونه عکس العملی نشان نداده اید و نمی دهید !!؟؟ چرا شما به این مسائل هیچ گونه اعتراضی ندارید؟ چرا پول ملت که باید خرج آبادانی شود، بیهوده خرج و یا در جیب آقایان سرازیر می گردد؟
چرا جدول های خیابان ها بیهوده تغییر رنگ و یا طراحی و یا با افکاری غیر کارشناسانه اجرا و پس از مدتی که کارشناسان و مردم معترض می شوند به حالت اول بر می گردند؟؟!!
آیا این است همت مضاعف و کار مضاعف.؟؟!!آیا این است حق مردم که پول ، منابع و منافع مالی و اقتصادیشان از بین برود ؟!
پاسخ گوی تمام این مراحل و منافع، شخصِ شخیصِ! جناب عالی هستید.
البته در آینده و آتیه ای نچندان دور !!
چرا عاقل کند کاری
که باز آرد پشیمانی!
همت مضاعف ، کار مضاعف یعنی :
از بین بردن نما و تغییر رنگ جدول های کنسول گری هایی که رای بر حماقت شما ، برای دست یابی به سلاح اتمی نمی دهند!
این کارها و رفتار ها بهائی جز به وجود آوردن بی آبرویی برای ایران و مردم ایران ندارد. چرا به ذوب شدگان در جهل ولایت وقیه اعتراض نمی کنید که در مقابل کنسولگری ها در تهران تجمع کرده و دست به اعتراض می زنند و جالب تر از جالب این است که نیروی انتظامی از آنها حمایت می کند؟!
چرا با افکار خود، تخم و بذر کینه توزی و وحشی گری را بر جامعه پاشیده و به رباط های خود دستور چنین اعمالی را می دهید؟
آیا به نظر شما با پرتاب تخم مرغ و سنگ و ... به سفارت فرانسه ، نظر آقای ساراکوزی تغییر کرده و از بمب اتم و سلاح اتمی و جنایات شما حمایت می کند؟؟! و یا در تحریم ها به جامعه جهانی پشت کرده و در ولایت شما مشارکت می نماید؟!
آیا با از بین بردن تابلوی خیابان روم و کنسولگری ایتالیا توسط اوباشان در حلقه جنایت و فساد ولایت وقیه چیزی تغییر کرده و یا شاید فکر می کنید که دولت ایتالیا با افکار پلیدی که در سر می پرورانید موافقت می کند؟!
خیر ، متاسفانه شما و حلقه پلید ولایتتان سخت در اشتباه هستید.
چون تمام این وحشی گری ها هم به ضرر شخص شما و هم منتصب شماست.
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
محرومیت مادام از تحصیل و یا ستاره دار شدن دانشجویان!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
مزاحمت برای رئیس جمهور رسمی مردم ایران جناب مهندس موسوی و همسر محترمشان خانم دکتر رهنورد!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی:
حمله و وحشی گری مقابل منزل جناب کروبی و مزاحمت برای خانواده ایشان و ضرب و شتم فرزندانشان . چرا ؟ چون تمامی جنایاتی که در قبال مردم کردید را بر ملا کردند؟ این است فرهنگ اسلامی که شما از آن دم می زنید؟؟!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
شکنجه و مزاحمت برای فعالین سیاسی!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
جلوگیری از خروج جناب خاتمی ، رئیس جمهور سابق و محبوب مردم از کشور!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
گرفتن آسایش و حق انتخاب از مردم ایران ، به هر نحوی که امکان پذیر است!
جناب خامنه ای این ها یک مشت از خربار جنایات و خوی شیطانی شما و ارکان کودتایتان است . شما و حلقه ی چند درصدی که دورتان را گرفته اند ، سخت در اشتباهید و سرشتتان دچار عفونت شدیدی شده که بوی تعفن آن تمام کشور را فرا گرفته و دیگر هیچ راه برگشت و اصلاحی برای خود به جای نگذاشته اید!
ای وای بر شما ظالمان ، ای وای بر شما...
ای وای که این مزرعه را آب گرفته
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
مقابله با مردم، با سلاح!
همت مضاف و کار مضاعف یعنی :
از بین بردن نداها و سهراب ها و کامرانی هااا !
همت مضاعف و کار ممضاعف یعنی :
صدای معترضین را در گلو خفه کردن!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
ارتقاء شغلی کسانی که متهم به قتل و جنایت در کهریزک هستند!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی:
دفن معترضین در گورهای بی نام نشان!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
تجاوز به دختران و زنان پاک ایران زمین ، در زندان های مخوف ولایت وقیه!
جناب خامنه ای، می نگرید؟! ،شمایی که مدعی دین اسلام هستید و خود را ولی امر و جانشین مطلقه می دانید ؛ در حکومتتان و به دستورتان تمامی مواردی را که دین اسلام پیروانش را از آنها باز می دارد ،نقض می کنید و مخالف آن انجام می دهید. باید بگویم که شما خیلی در انجام این اعمال دست و دل بازی به خرج می دهید و هر گونه جنایتی را با کیفیتی که حتی دیکتاتوریهای بزرگ جهان هم نکرده اند ،انجام می دهید!
متاسفانه جنابعالی قانون را از بین برده اید و اصول را می ستایید.
اصول در ذهن شما از دست ندادن عمامه و منبر پادشاهیست و برای حفظ مقام تا به حال، این همه جنایت و خیانت را علیه مردم ایران انجام داده اید!
جناب خامنه ای به شما پیش نهاد می کنم ، سرگذشت فاشیست ها را مطالعه کرده و از آن ها عبرت بگیرید. موسیلینی هم مثل شما فاجر بود و در انتها با همان باورهای دروغین که بر تخت ظلم نشسته بود از بین رفت. پارتیزان های ضد فاشیست ، پس از ، از بین بردن فاشیست ها ، شخص موسیلینی را همراه با افراد بلند مرتبه فاشیست ، در ایتالیا آویزان کردند تا عبرتی باشد برای انسان های جائری همانند شما!
همت مضاعف و کار مضاعف یعنی :
تلاش برای بالا بردن تورم و فشار بر مردم!
شما و منتصبتان قصد دارید با بالا بردن تورم، آن را به عنوان اهرم بر علیه مردم استفاده کنید. هر چه بر مردم فشار بیشتر باشد ، تلاش برای از بین بردن شما و نظام تا گردن در فساد و جنایت شما هم بیشتر می شود.
در انتها این را بدانید که سیستم پادشاهی شما از بین خواهد رفت...
ما ملت سبز ایران شما و افرادی را که عاملین وآمرین این جنایت بوده اند در دادگاه های بین المللی محاکمه کرده و تمامی آنهایی که حق مردم را پای مال کرده اند ، به سزای اعمال شان خواهیم رساند.
به قول رئیس جمهور رسمی کشور ایران ، میرحسین موسوی :
تغییر صفتی است که در جامعه طنین انداز شده و تا کار به جاهایی باریک تر کشیده نشده است ، حکومت را واگذار کنید و آسایش را به کشور و مردم باز گردانید.
بهمن مرادیان پی
19/2/89

چرا همیشه پای امریکا و غرب در میان است.



فریاد که ایران کهن اشغال است
این کشور ناز نازنین اشغال است
از رویش سبزه در چمن ترسیدند
با تیر دهان فرودین را بستند
ارباب زر و زور ز هم می ترسند
وز هر که قوی ست،بیش و کم می ترسند
این طرفه نگر که صاحبان زر و زور
با این همه زور ! از قلم می ترسند
ما چون گل سرخ ایم ، چرا زرد شویم ؟
گرمیم به کار ! از چه دل سرد شویم ؟
تا هست نفس ، تلاش می باید کرد
مردیم ! چرا تابع نامرد شویم؟


چرا همیشه پای امریکا و غرب در میان است.

به نام هویت انسانی

مردم ایران  به بلوغ سیاسی , اجتماعی رسیده اند و دیگر فرق بین بد و خوب  را می توانند  تشخیص بدهند. ولی دولت و ولایت مدارانش ، خصوصا در پنج سال اخیر سعی دارند مردم را گمراه کنند و شخصیت کشورهای غربی را تیره کنند و مقصودشان این است که عنوان بکنند که ایران در آزادی کامل به سر می برد و کامل ترین و آزادترین کشور جهان است.
ولی بنده که در ایران متولد شدم و در این 25 سال زندگی یک نکته ی مثبت از نظام جمهوری اسلامی  ندیده ام ، هر چه دیده ام تنه ، بی عدالتی ، جنایت و... بوده است. در رابطه با دیپلماسی سیاسی اجتماعی و اقتصادی ایران با دیگر کشورها ، هر یک از مردم ، خود تحلیل گر هستند و می بینند که کدام کشور به مردم ارزش قائل است و کدام کشور فقط به فکر منافع شخصی است ، نیازی به تفسیر آقایان نیست.

ملت سبز ایران بعد از  پیروزی، می تواند با دیپلماسی صحیح و کارشناسی شده ، با کشورهای صاحب نظر رابطه برقرار کند و هر چه سریع تر به روال عادی برگردد و کم کاری آقایان در این 31 سال را در یک پارادایم فعال ، روتوش کند.
ما می دانیم که خصوصا در این پنج سال اخیر چرخه اقتصادی سیاسی ایران بسیار کند چرخیده است و نیاز به فعال سازی دارد.
باید روی مسائل سیاسی و اقتصادی ایران با دید و دقت کارشناسی بسیار عمل کرد. باید ببینیم که آیا وقتی منتصب رهبری دریای خزر را ، که یکی از منابع ایران است ، در این چند سال که سهم ایران بیش از 40 درصد بود را به عنوان باج به روسها سپرده و در حال حاضر ایران نزدیک به کمتر از 13 درصد در دریای خزر سهم دارد ، باز هم دست غرب در میان است ، آیا می توانیم در این مقوله کشورهای غربی را مقصر قلمداد کنیم.
در این باره هم می توان به صراحت اعلام کرد، که باج حرف اول را می زند.
آیا وقتی در اوین زندانیان سیاسی را خودکشی می کنند ، باز هم پای غربی ها و امریکا در میان است. وقتی امیدرضا را در زندان خودکشی کردند ، باز هم پای غرب در میان است. در مصاحبه ای که از بستگان امیدرضا دیدم هوشیار شدم ، این وبلاگ نویس ، جرمش وبلاگ نویسی و انتقاد از ولی امر ظالمین بوده و طبق فرمایشات خانواده ی او ، اعلام شده که با ضرباتی که بر سر این عزیز از دست رفته وارد آوردند ، به شهادت رسید ، بعد آقایان با روی بسیاری که دارند ،اعلام می کنند ، امیدرضا با 80 قرص خودکشی کرده ، حتما اینجا یکی از عوامل امریکا قرص ها را به امیدرضا خورانده است.

البته ما در زندان های نظام جمهوری اسلامی ، امیدرضا های بسیار داریم و امیدرضا های بسیاری را هم از دست داده ایم.
وقتی پزشک کهریزک آقای رامین پوراندرجانی که یک از شاهدین جنایت کهریزک بوده را حذف فیزیکی می کنند و بعد اعلام می کنند که با قرص خودکشی کرده !! برای من که یکی از منتقدین و محالفین نظام جمهوری اسلامی هستم ، هم خوشحال کننده است و هم دردناک؟؟!!
خوشحال کننده است ، چون رقیب ما تا این حد احمق است ، که می پندارد ، مردم این چرندیات را باور می کنند و دردناک است چون دکتری وظیفه شناس و جوانی رعنا به شهادت رسیده.
وقتی ما در 15 سال اخیر به دقت به پارادایم اقتصادی ، سیاسی ایران و خلیج فارس نگاه می کنیم ، می بینیم که در خلیج فارس در این پنج سال اخیر ، تعداد دکل های نفتی ما کم شده ، این موضوع خود نشان دهنده ی بی کفایتی حاکمین و منتصبان نظام جمهوری اسلامی است و هیچ ارتباطی به خارج از کشور ندارد و در حال حاضر ایران 13 دکل نفتی در خلیج فارس دارد و در مقایسه با کشورهای عربی و... برای کشور ما که ، کشوری نفت خیز است و اقتصادش روی نفت می چرخد ، فاجعه است. در این مورد هم می بینیم که آقایان بی کفایتی خود را به گردن غرب می اندازند.

زمانی ایران خود دارای منزلتی بسیار بالا بود ، ولی در پنج سال اخیر با شیرین کاری ها و خرابکاری های اقتصادی حلقه ی ولایت و منتصبان ظلم و فساد تقریبا یکی از منزوی ترین کشورهای دنیا به حساب می آید. در حال حاضر جمهوری ولایت وقیه و منتصبش با کشورهایی که از تروریست حمایت می کنند و یا خود تروریست و کودتاچی هستند ، صمیمی شده اند. و دائم در حال دشمن تراشی و دشمن یابی و چانه زنی هستند.
 به نظر شما این که دولت کودتا توان کنترل تورم را ندارد ، مربوط به غرب است ؟؟
به نظر شما وقتی نظام حاکم بر ایران انتخابات را تبدیل به انتصابات می کند ! این موضوع ارتباطی با غرب دارد ؟؟
به نظر شما وقتی مردم به شرایط کنونی اعتراض می کنند و نظام این چنین وحشیانه به جان مردم می افتد ، باز هم مقصر امریکا و انگلیس و غرب است ؟
 وقتی در زندان های جمهوری ولایت وقیه به زن و مرد تجاوز می شود!! اینجا باز هم باید خطا را به گردن غرب انداخت ؟؟
وقتی از طرف نظام تروریست پرور جمهوری اسلامی ، به واژه ی جمهوری احترام گذاشته نمی شود !! اینجا باید ملاهای نماز جمعه با وقاحت ، پای غرب را به میان بکشند ؟ جمهوری یعنی مردم برای خود تعیین تکلیف بکنند. آیا مردم شریف ایران در این 31 سال ، برای خود تعیین تکلیف کرده اند ؟؟
آیا معنی واقعی آزادی را حس کرده اند ؟؟ آیا حق انتخاب داشته اند ؟
به نظر من که این چنین نبوده !! حتی وقتی مردم در این پنج سال به تنگ آمده و به منتخب خود ، آقای رئیس جمهور مهندس موسوی  رای دادند تا در راس امور بنشیند و وضعیت را سامان ببخشد ، همگان دیدند که با اعتماد مردم چه کردند!! در آخرین لحظات نور چشمی جناب خامنه ای را از صندوق ها در آوردند !!
به نظر شما در این مورد هم باید اجازه داد که ، جناب خامنه ای با روحیه ددمنشانه اش ، باز هم غرب را مقصر کند!!
 و یا چمدان ، چمدان پول ها و منابع ایران را به لبنان و شبکه ی تروریستی حزب الله می دهند ! اینجا باز هم مقصر غرب است ؟

در مبحث بمب اتم و انرژی هسته ای ، هم آقایان با اجرای سیاستی غلط باعث شده اند که غرب و اروپا به ایران بدبین شوند و کاملا هم حق با آنهاست. وقتی نظامی که مدام در حال خط و نشان کشیدن برای کشورهای مجاور و دخالت در امور کشورهاست ، باید به آن خرده گرفت. وقتی نظامی که با مردم خود چنین می کند ، یقینا به سلاح هسته ای دست پیدا کند ، قطعا خاورمیانه و دیگر کشورها را با خطر مواجه می کند. در این مقوله هم پای امریکا در میان نیست . دولت می تواند با اجرای حداقل ها هم جان خود را حفظ کند و هم حسن نیت خود را ابراز کند. مشکل اصلی و اساسی نظام حاکم بر ایران این است که به راحتی دروغ می گویند و به راحتی مشکل را گردن این و آن می اندازند.
وقتی اطلاعات اتمی توسط پناهجویان رده بالای نظام به دست سازمان های مخالف با سلاح های اتمی می افتد ! این سازمان از برنامه های پلید جمهوری ولایت وقیه مطلع می شود ، و جامعه ی جهانی شروع به تصمیم گیری می کند تا از مختل شدن اجماع بین المللی جلوگیری شود.
دین اسلام همان دینی که دوستان دم از آن می زنند ، جنایت علیه بشریت را رد کرده ، ولی آقایان سعی بر داشتن این گونه سلاح ها دارند وعلتش هم این است که ایشان دستانشان به خون آغشته شده و با این یاوه گویی ها جان ایران و ایرانی را به خطر می اندازند.
به علت پیشینه ای که جناب خامنه ای دارد ، اصلا به آن فکر کردید که ،  اگر یک شب ایشان به این فکر افتاد که مطرح کند که به من وحی شده که باید بمب اتم داشته باشیم ، چه می شود ؟؟
چون ایشان خود را جانشین و ولی مطلق می داند و در هر کجا که به نفعشان باشد ، خرافه هم می گویند. در مقوله ی اتمی ، جامعه جهانی دست جمهوری ولایت وقیه را خوانده  و اگر بیش از این دست به حماقت بزنند ، سند نابودی خود را توسط ابرقدرت های دنیا ، امضا کرده و جان مردم را به خطر می اندازد.
وقتی رهبر نظامی دستور قتل مردم را در یک برنامه زنده رسانه ای می دهد ، دیگر مردم برایش ارزشی قائل نمی شود و مردم می دانند که هر چه می گوید دروغ و یاوه است .
و مردم ایران می دانند تمامی این جنایات توسط جان برکفان ولایت وقیه است . از بمب گذاری ، برای از بین بردن استاد دانشگاه تا تجاوز و ترور.
این نظام 31 سال است که جنایت بیشه است ، و همیشه در حال به گفته ی خودشان ترورهای مقدس است .

به نظر شما اینکه نظام جمهوری اسلامی  در روز عاشورا ترور می کنند ، آدم می کشد و ماشین های نیروی خائن انتظامی از روی مردم بی گناه رد می شود ، این موضوع ارتباطی با غرب دارد. نظام حاکم برایران هر زمان که پای غرب و امریکا را وسط می کشد ، پای خودش در میان است ، جمهوری ولایت وقیه سر جنگ با کشورهایی دارد، که به بشر احترام می گذارند ، چون تنها چیزی که برای جناب خامنه ای و حلقه ی ولایتش اهمیت ندارد ، بشر است.
این که تا چیزی می شود آقایان اعتراضات را به دیگر کشورهای وصل می کنند کاملا اشتباه و دروغی بیش نیست.
مردم ایران ،آزادی می خواهند و برای آزادی می جنگند و این موضوع هیچ ربطی به کشورهای غربی ندارد و دیگر جرس به صدا درآمده و تغییر همه گیر شده و با سرعت در حال انجام است.

زندگی بدون آزادی ، جسمی بی روح است.
و آزادی بدون اندیشه ، روحی سرگردان...
زندگی ،
آزادی ،
و اندیشه ،
سه چیز در یک چیزند.
ازلیت و ابدیت دارند و هرگز از بین نمی روند.

ما ایرانی هستیم و ایران را دوست داریم ، ولی با نظام جمهوری اسلامی  سخت مشکل داریم و تمامی تلاش خود را انجام می دهیم ، و ایران را آزاد می کنیم و با تمامی کشورهایی که دست دوستی دراز کنند با تعمق  ، دست دوستی آنان را می فشاریم به دور از هر گونه تبعیض .
و برای ارتقاء جامعه ی بشری تلاش می کنیم ،به دور از هر گونه کم کاری.

نویسنده :بهمن مرادیان پی
فروردین 1389
 

شکنجه گاه و قتل گاه رژیم جمهوری ولایت وقیح در خیابان جردن تهران:





به نام هویت انسانی


آدرس  : ابتدای شمالی خ آفریقا.قبل از ساختمان تجارت ایران.ابتدای کوچه طاهری
(ساختمان 3نبش با دیوارهای بلند )
محلی که برای شما توضیح میدهم قبل از انقلاب بوسیله فردی به نام "صاحب پاساد" از صاحب منصبان و ثروتمندان تهران بود و این محل را به عنوان منزل مسکونی ساخته بود.
این ساختمان با دیوارهایی با ارتفاع حدود 6 متر و به رنگ سفید و شبیه به کاخ ساخته شده است.
این فرد در اوایل انقلاب توسط انقلابیون دستگیر شد و در خانه خود شکنجه شد ولی تا کنون همسایگانش از او اطلاعی ندارند و شایعاتی مبنی بر کشته شدن او نیز وجود دارد.
این ساختمان سپس توسط وزارت اطلاعات مصادر شده است. و در پوشش ساختمان امور روادید وزارت خارجه (مربوط به کسانی که مشکل خروج از کشور به عنوان فعال سیاسی و ..) شروع به فعالیت نمود.زمین این خانه بسیار بزرگ و بلندتر از سطح خانه های اطراف است.
از سال 60 تا اواسط دهه 70 دور تا دور این محل سیم خادار و نور افکن بر روی دیوارهها بود و شبها با نور افکن به خانه های اطراف نور می انداختند وبا دروبین خانه های اطراف را کنترل مینمیودند .
حتی به همسایه اخطار داده میشد که با لباس داخل منزل به داخل حیاط یا روی پشتبان منزل نیایند.
به طور علنی مردم دستگیر شده را از ماشینها در حالی که روی سرشان پارچه ای بود به داخل ساختمان از "درب شمالی" میبردند . صدای آه و ناله افراد و شلاق خوردنشان در دخل حیاط به گوش میرسید.مخصوصا در دهه 60 .
اما  با ساختن برج  سیاه رنگی در کنار آن تمامی فعالیتهای آن به داخل ساختمان و در هنگام شب منوط میشود و سیم خاردارهای منزل جمع شده است و درب شمالی بسته شده است و دری در "ضلع جنوبی" باز شده است
و در دوران پس از انتخابات یکی از محلهایی بود که بسیار مورد استفاده برای سر به نیست کردن افرادبکار برده شد.
مادر شهید سهراب اعراب در جایی گفته بود : از زمان کشته شدن پسرم تا اطلاع دادن به ما جسد او کجا بوده ؟است.چرا کسی با  موبایل پسرم با ما تماس نگرفت؟؟
این محل تنها یکی از محلهایی است که جسدهای افراد را برای مدت2 هفته در زیر زمین آن نگهداری نمودند.زیرا زیرزمین این محل به مساحت حدود 400 متر مربع است که از آن به عنوان (سرداب )یاد میشود.
در زیر زمین این ساختمان یک یخچال صنعتی نیز وجود دارد.
این ساختمان بطور مجزا دارای پست برق است (ساختمانی کوچک در هر محله با درهای نارنجی رنگ که ترانس اصلی برق منطقه ای و تجهیزات کامل را دارا میباشد )  که در همان محل و قسمت  ضلع شمال شرقی ساختمان قرار دارد و هنگام قطع برق این محله این محل دارای برق است.
این محل در حال حاضر نیز گاهی موارد برای بازجویی و شکنجه افراد  مجاهدین که از ایران بطور مخفیانه به کمپ اشرف در عراق میروند تا اعضای خانواده خود را ببینند نیز استفاده  میشود . در چندین ماه پیش فردی به نام فرود فولادند که ظاهرا از فعالین خارج از کشور بوده است برای مدتی در این محل بسیار شکنجه شده است.

خرداد را به خاطر بسپار.



کم کم به روزهای حساس ۸۹ می‌رسیم. هیچ کسی خرداد را فراموش نمی‌کند و حتما خرداد ۸۸ رو هیچ کسی لااقل در ایران فراموش نمی‌کنه. خرداد اصولاً در تاریخ حداقل بعد از انقلاب نقش مهمی داشته است. اولاً اینکه در خرداد ماه امتحانات مدارس برگزار می‌شود و اینکه بعد از خرداد، تیر ماه است و کنکور برگزار می‌شود.اما چند اتفاق مهم هم در خرداد ماه اتفاق افتاده که این ماه اهمیت خاصی برای ایرانی‌ها داره. حادثه‌ی سوم خرداد و آزادی خرمشهر هم چیز کوچکی نبوده و نخواهد بود. بعد از آن شاید حادثه‌ی فوت امام خمینی در۱۴ خرداد ماه و همچنین قیام ۱۵ خردادی که قبل از انقلاب افتاده. چند سال پیش هم کاریکاتوری که بر علیه ما ترک‌ها توسط روزنامه‌ی ایران جمعه در خرداد ماه منتشر شد غوغایی را بر پا کرد. اتفاق دوم خرداد ۷۶ یعنی انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رییس جمهور ایران هم که خود یک تاریخ است. اما خرداد سال ۸۸ هم بسیار حرف‌ها داشت. مناظره‌ی تاریخی شب ۱۳ خرداد ماه ۸۸ یکی از به یاد ماندنی‌ترین و البته شاید از نظر آیندگان از سیاه‌ترین شب‌های خرداد ماه باشد. ۲۲ خرداد ماه ۸۸ هم که دیگر یکی از سرنوشت ساز ترین‌های تاریخ ایران هست. ماجراهای بعد از انتخابات را هم که وصفش در توان نویسنده نیست.

اتفاقات ریز و درشتی در ماه خرداد افتاده است که باعث می‌شود خرداد را به خاطر بسپاریم. چرا که خرداد حرف‌های زیادی برای گفتن در ضمیر خود دارد.

پی نوشت:

من فکر نمی‌کنم حضور مردم در حوادث پس از انتخابات خرداد سال ۸۸ به این سادگی‌ها تکرار شود. هر چند برنامه‌ریزی‌های زیادی برای حضور مجدد مردم شده است. بالاترین لینک‌های غیر سیاسی را تقریباً ممنوع کرده است و از طرفی هاشمی نامه‌ی تاریخی خود به آیت‌الله خامنه‌ای را مجدداً روی سایت خود گذاشته است. تهران و بعضی جاهای دیگر به زودی شاهد جوشش جنبش سبز خواهند بود.

نماینده بریتانیا در پارلمان اروپا منوچهرمتکی را «آدمکش» خطاب کرد.



روز سه شنبه نماینده حزب محافظه کار بریتانیا «استروان استیونسون» در پارلمان اروپا، منوچهر متکی را «آدمکش» خطاب کرد. او در حالی که عکس ندا آقاسلطان را در دست داشت، به حضور وزیر خارجه جمهوری اسلامی در پارلمان اروپا اعتراض کرد.
آقای استیونسون به خبرگزاری آلمان گفت: «دعوت از منوچهر متکی مانند دعوت از وزیر خارجه دولت آلمان نازی به پارلمان اروپا است.»
شماری از نمایندگان پارلمان اروپا، همچنین زمانی که منوچهر متکی قصد ورود به پارلمان اروپا در بروکسل را داشت، با عکس های ندا آقا سلطان در انتظار وی بودند و به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کردند.

نقد مارکسیستی دموکراسی :


به نام هویت انسانی

قبل از آغاز بحث، می‌خواهم صراحتا بگویم که دموکراسى مقوله‌اى کليدى در سيستم فکرى من بعنوان يک سوسياليست و مارکسيست نيست. ما از آزادى حرف مي‌زنيم و اين يک مقوله محورى براى ماست. اما دموکراسى، تقسیم طبقاتى خاص و يک درک تاريخى - مشخص از مفهوم وسيع تر آزادى است. دموکراسى مقوله‌اى است که بخش معينى از جامعه بشرى در بخش معينى از تاريخ از مجراى آن مفهوم وسيع تر آزادى را تجسم کرده است.
دموکراسی از زبان بورژوازی
"دِموکراسی یا مردم‌سالاری، (به انگلیسی: Democracy) نظامی سیاسی است که در آن مردم، نه فرد یا گروهی خاص، حکومت می‌کنند. "
این یکی از همان تناقض‌های بزرگی است که در تعریف دموکراسی وجود دارد. جمله‌های بعدی که متفکرین و سیاستمداران بورژوازی در تعریف دموکراسی می‌ دهد، این را بخوبی نشان می‌دهد که حتی در تعریف هم، دموکراسی به هیچ وجه به معنی این نیست که مردم علی العموم در سیاست نقش دارند.
"میان انواع گوناگون مردم‌سالاری، تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان می گذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانون گذاری دقیق برای جلوگیری از توزیع نا متوازن قدرت سیاسی صورت نگیرد (برای مثال تفکیک قوا)، یک شاخه نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته و به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند."( از تعریف دموکراسی در ویکی پدیا )
در دموکراسی رایج در تمامی کشورها، مسئله اصلی کسب قدرت توسط احزاب است. مثلا در سوئد ( این مثال تنها به این دلیل است که عنوان دمکراتیک ترین کشور دنیا در سال ۲۰۰۸ را یدک می کشد ) اگر یک حزب دست راستی کرسیهای بیشتری در پارلمان بدست بیاورد، قانون شنود مکالمات تلفنی تصویب می شود، قوانین پناهندگی دستخوش تغییر می شوند و سخت گیریها افزایش می یابد، مدارس مذهبی ایجاد می شوند و... . تمامی این اعمال هم خارج از چارچوب این تعریف نیست که به هر حال، قوانینی برای جلوگیری از توزیع نا متوازن قدرت سیاسی صورت نگرفته است. البته این یک خاصیت دائمی دموکراسی است و این وسط نقش مردمی که شنود می شوند و به عنوان پناهجو اخراج می شوند چیست؟ برای دموکراسی مهم نیست!
"از «حکومت اکثریت» به عنوان خاصیت اصلی و متمایز کننده دموکراسی نام برده می شود. در صورت عدم وجود حاکمیت مسؤلیت پذیر، ممکن است که حقوق اقلیت‌های جامعه مورد سؤ استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن دیکتاتوری اکثریت می گویند.) از اصلی ترین روندهای موجود در دموکراسی‌های ممتاز می توان به وجود رقابت‌های انتخاباتی عادلانه اشاره کرد."
در واقع چیزی به اسم حکومت اکثریت در دموکراسی وجود خارجی ندارد. شما از طریق انتخابات، حق حکومت یا قانون گذاری را به صورت دوره ای به عده ای اعطا می کنید. در واقع تفویض اختیار کرده اید. حالا اگر این حاکمیت، "مسئولیت پذیر نباشد" (که  این معمولا بعد از ۴ سال معلوم می شود!)، حقوق اقلیت جامعه مورد سوءاستفاده قرار می گیرد حال آنکه در عمل، این حقوق پایه ای اکثریت جامعه است که دستخوش ناملایمات می شود. در ثانی اصولا دیگر مردم به عنوان اکثریت نقشی در حاکمیت سیاسی بازی نمی کنند و تقریبا دیدگاهها و نظراتشان در بسیاری مسائل، دخالت داده نمی شود. به این مورد پایینتر خواهیم رسید.

دموکراسی، محصول عروج سرمایه داری
دموکراسى، نه بعنوان يک لغت در اين يا آن رساله قديم بلکه بعنوان واقعيتى که مردمان جامعه معاصر با آن مواجه شده اند، محصول عروج سرمايه دارى است. دموکراسى نگرش بورژوازی به امر آزادى است. منظورم ابدا اين نيست که تنها يک روايت از دموکراسى وجود دارد و تاريخا تنها بورژوازى دموکراسى خواسته و يا آن را تبيين کرده است. اتفاقا، بخصوص در طول زندگى دو نسل گذشته، دموکراسى در موارد زيادى خواست طبقات و اقشار فرودست بوده و توسط متفکران و جنبشهاى اين طبقات و اقشار به اشکال مختلف تفسير و تبيين شده. اما اين نه غير بورژوايى بودن اين مفهوم، بلکه برعکس سلطه ايدئولوژى و ترمينولوژى بورژوايى بر مبارزه براى آزادى و رهايى را نشان ميدهد.
جامعه بورژوايى موفق شده مقوله دموکراسى را جاى آزادى و آزاديخواهى بنشاند و به اين اعتبار حد نهايى تعرض آزايخواهانه طبقات فرودست و شکل نهايى پيروزى آنها را از پيش تعريف کند. شما براى آزادى ميجنگيد اما پس از "پيروزى"، پارلمان و "پلوراليسم" تحويل ميگيريد. به این معنی که آزادی و حق شرکت در سیاست هر چند سال یکبار به شما داده می شود. از میان کسانی مجبورید یک یا چند نفر محدود انتخاب کنید که به شما معرفی شده اند و به این ترتیب عملا از نیمی از پروسه انتخاب کنار گذاشته شده اید. در نهایت، کسانی که وارد پارلمان شده اند یا رئیس جمهور، لزوما آرا و نظرات عموم جامعه را در تصویب و اجرای قوانین لحاظ نمی کنند و نظر شخصی خودشان را اعمال می کنند. شما ممکن است به قانون یا مصوبه ای اعتراض داشته باشید، اما معلوم نیست این اعتراض، اصلا به حساب خواهد آمد یا نه.
جنگ عراق و افغانستان بهترین مثال برای این مهم است. با وجود اعتراضات جهانی، در نهایت دولتهای آمریکا و انگلیس و دیگر هم پیمانانشان با پشتیبانی پارلمانهای کشورهایشان، به این دو کشور لشگرکشی کردند و همچنان با وجود اعتراضات و مخالفتهای فراوان، این صف آرایی ادامه دارد. همچنین می توان به تصویب قانون استراق سمع مکالمات تلفنی در سوئد اشاره کرد. در سال ۲۰۰۸ با وجود اعتراضات فراوانی که مردم به طرح تصویب این قانون داشتند اما، این قانون در سوئد تصویب شد. در یونان، با وجود اعتراضات فراوان که دیگر به اعتراضاتی خونین و کشته شدن مردم یونان منجر شده است، دولت و پارلمان همچنان به اجرای سیاستهای اقتصادی خود ادامه می دهند و توجهی به مطالبات و برنامه های معترضین ندارند. در تایلند و قرقیزستان هم وضع به همین منوال است که در آخری، منجر به سرنگونی دولت شد اما همچنان مشکلات و معضلات به قوت خود باقی است.
همچنین می توان به اعتصابات گسترده کارگران بخش حمل و نقل در کشورهایی چون فرانسه و انگلیس اشاره کرد که بخصوص در طول ۲ سال گذشته، همواره برای رسیدن به مطالباتشان صورت گرفته است اما در نهایت، نه دولت و نه پارلمان توجهی به خواسته هایشان نداشته است. آخرین اعتصاب در فرانسه و انگلیس به اواسط فروردین ماه امسال بر می گردد.
آنچنان که شواهد نشان می دهد، این حقیقت که پارلمان و دولت در نهایت به نظر و آراء عمومی بی توجه هستند، اثبات می شود.
دموکراسی به معنی حکومت مردم!
دموکراسى به معنى حکومت مردم تعبيرى بود که در قرن ١٨ و ١٩ در برابر سلطنتهاى مطلقه و استبدادهاى مبتنى به سلطنت و کليساى مسيحيت ميدان پيدا کرد. در مقابل حکومتهاى موجود که از نظر ايدئولوژيکى مشروعيت و منشاء قدرت خود را از منبعى ماوراء مردم و جامعه ميگرفتند، بورژوازى رو به رشد، توده مردم و مصلحين اجتماعى دولتهايى خواستند که منبعث از مردم باشند.
البته خود اين خواست، همانطور که مبارزات دو قرن بعد تا همين امروز به روشنى نشان داده است خيلى مبهم است. اولا، فرم عملى دخالت مردم در قدرت سياسى و دولت چه بايد باشد، و ثانيا، مقوله "مردم" شامل چه کسانى هست. تا همين نسل ما، بخشهاى زياد و در مواردى حتى اکثريت آدمها، مانند زنان، سياهان، مهاجرين، و غيره در اين يا آن دموکراسى جزو "مردم" به حساب نيامده اند. خيلى وقت نيست که آدم مزدبگير از نظر پروسه دموکراتيک جزو مردم تعريف شده است. هر دوى اين عرصه ها، يعنى ساختار حکومت و رابطه عملى مردم با قدرت دولتى، و دامنه شمول دموکراسى به اقشار مختلف مردم، عرصه هاى جدى مبارزه سياسى بوده اند و نتايج اين مبارزات چهره عملى دموکراسى را در خود جامعه اروپايى و آمريکايى تا حد زيادى تغيير داده است.
اما بهرحال يک واقعيت ابژکتيو در مفهوم دموکراسى وجود دارد و آن رد حاکميتى است که منشاء قدرت در آن ماوراء جامعه و يا غير قابل توضيح باشد. نه فقط زور شمشير و خون اشرافى يا نبوت و امامت و امثالهم از نقطه نظر دموکراسى و تفکر دموکراتيک بعنوان منشاء قدرت سياسى نامشروع است، بلکه قدرت غيرقابل پس گيرى بطور کلى، حتى اگر در منشاء اوليه خود انتخابى بوده باشد، غير دموکراتيک محسوب ميشود. بعبارت ديگر تفکر دموکراتيک و رژيم دموکراتيک، در هر شکل، قدرت دولتى را منبعث از مردم، جوابگو به مردم و به نحوى از انحاء قابل تغيير توسط مردم اعلام ميکند. حال اين ادعا در اين يا آن مکتب و اين يا آن کشور چقدر توخالى و يا واقعى است، امر ديگرى است. هر تعبير از دموکراسى بهرحال خواهان نوعى مراجعه به آراء مردم در امر تعيين دولت است.
دوم و مهمتر اينکه، دموکراسى و دموکراسى‌خواهى به خودى خود در قبال ساختار اجتماعى، قوانین پایه‌ای و روابط اقتصادى کور است. به عبارت ديگر وضع موجود اقتصادى، نقش دولت، موقعيت انسان‌ها در توليد و روابط ملکى، تقسيم مردم به اقشار و طبقات مختلف و نظير اينها، نهادهاى سياسى و ادارى موجود، از نظر دموکراسى و دموکراتيسم فرض گرفته مي‌شود. تلاش براى لغو شرط مالکيت در انتخابات پارلمان، براى مثال، يک حرکت دمکراتيک است، نفس مالکيت و رابطه بخش‌هاى مختلف مردم در رابطه با مالکيت مورد سوال نيست. از زاويه دموکراتيک مي‌شود خواهان ارثیه برابر،حق شهادت برابر در دادگاه، حق طلاق و... برای زنان بود و به نقش و جايگاه اسلام در قوانین کشور و ماهیت خود اسلام در تبعیض بین زن و مرد کارى نداشت.
و يا به دولت اعتراض کرد چرا به اندازه کافى کرد و بلوچ در مقامات بالاى آن وجود ندارد. تقسيم کردن مردم به شيعه و سنى و مسيحى و بعد براى مثال خواستار دولتى در لبنان شدن که اين "اقشار" همه در آن سهمى داشته باشند، هرچند حال آدم را بهم مي‌زند، اما موضعى دموکراتيک است. مطالبه دموکراسى صنعتى، براى مثال، به نوبه خود در ازاى اختياراتى که براى اتحاديه کارگرى مطالبه مي‌کند تقسيم مردم به کارگر و کارفرما را فرض مي‌گيرد و در سيستم خودش ابدى مي‌کند.
به اين ترتيب روشن است که کور بودن در قبال روابط اقتصادى و طبقه‌بندى مردم در جامعه به اين معنى نيست که دموکراسى به قلمرو سياسى محدود ميماند و دموکراسى طلبى امرى صرفا سياسى است. بلکه، برعکس، به اين معنى است که کل بنياد اقتصادى جامعه موجود، يعنى مالکيت سرمایه داری و توليد کاپيتاليستى با همه ابعاد اجتماعى و طبقاتى اش، توسط اين تفکر و اين جنبش‌ها اخذ شده و به مبناى اجتماعى دموکراسى تبديل مي‌‌شود. دموکراسى يک رژيم سياسى و يا مطالبه کردن يک رژيم سياسى، برمبناى وجود اقتصادى - اجتماعى سرمایه داری است. چه از نظر تئوريک و چه در واقعيت تاريخى، خواست دموکراسى معادل مطالبه کردن "سرمایه داری دموکراتيک" است.
خلاصه کلام، محتواى مشترک و ابژکتيو دموکراسى و دموکراسى خواهى اين است که در هر مقطع، با فرض و بر مبناى وجود مناسبات اجتماعى کاپيتاليستى و غلبه اقتصادى، سياسى و فکرى طبقه بورژوا، خواهان تعميم پايه فرمال و حقوقى قدرت سياسى به بخش بيشترى از اقشار و تقسيمات موجود در همين جامعه است. از نظر عملى دموکراسى فرمولى است که قشرى که مي‌خواهد به محروميت قانونى و يا دوفاکتوى خود از حق شرکت در پروسه تصميم گيرى اعتراض کند، با آن حرکت خود را توصيف مي‌کند.
نمونه موسوی و کروبی با وعده‌های دمکراتیک‌شان به وضعیت فعلی ایران، بهترین مثال برای این مدعا است. در واقع مبارزه دمکراتیک اینها به مسئله انتخابات و خروج‌شان از پروسه تصمیم گیری و قدرت در جمهوری اسلامی  و کلا دولت فعلی حکومت خلاصه شده و نه ماهیت خود جمهوری اسلامی به عنوان یک شیوه حکومتی با قوانین اسلامی که پایه تمامی تبعیضات، تضییع حقوق و در یک کلام راه انداختن یک دیکتاتوری تمام عیار علیه مردم ایران شده است.
دموکراسى به خودى خود يک وضعيت يا يک رژيم سياسى و قانون اساسى قابل تعريف و منحصر بفرد نيست، بلکه يک حرکت دائمى از جانب اقشار بيرون مانده براى کسب اختيارات حقوقى مشابه با ديگران در قبال قدرت سياسى است. ماهيت دموکراسى و دموکراتيسم هم در نتيجه به اين بستگى دارد که از چه قشرى، در چه جامعه اى و در چه تلاقى سياسى اى، مايه ميگيرد.
اپوزیسیون خصوصی و مجاز جمهوری اسلامی در جدال با بخشی از حاکمیت، خواهان امکان شرکت در قدرت سياسى مي‌شود و مبارزه‌اش را بر سر انتخابات آزاد تعریف می‌کند و اسم جنبش خود را هم دموکراسى خواهى ميگذارد. از آنطرف هم اپوزیسیون مخالف کلیت ساختار سیاسی جمهوری اسلامی که باز هم خود از طیفهای مختلفی تشکیل شده به عنوان جنبشی دیگر هم خواهان تغییرات پایه ای و حق شرکت مساوى در انتخابات هستند، آنها هم دموکراسى ميخواهند. اما افق و آرمانهاى اجتماعى اين دو جنبش بسيار با هم فرق دارند.