برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۱۰/۰۹

جلو اخراج مهاجرین افغان از ایران بایستیم



جمهوری اسلامی در یک اقدام فاشیستی برای ۹۰۰ هزار مهاجر افغان ضرب الاجل سه ماهه ای برای ترک خاک ایران تعیین کرده است. مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده اند که به هر نفر از مهاجرین که داوطلبانه ایران را ترک کنند از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان ۱۵۰ دلار پرداخت میشود و تسهیلات لازم برای کوچ آنها به مرز افغانستان فراهم میشود.

مهاجرین افغان بخشی از جمعیت ایران هستند که بعضا دهها سال است در آنجا کار و زندگی کرده اند. دستمزد ارزانتر این مهاجرین در کنار بی حقوقی مطلق آنها در جامعه، وضعیت بسیار غیر انسانی را برای آنها ایجاد کرده است. سوء استفاده کارفرمایان و سرمایه داران از شرایط این مهاجرین برای سودآوری بیشتر و سرکوب سیستماتیک آنها توسط حکومت فاشیست اسلامی، زندگی توام با ترس و اضطراب و جریمه های سنگین بخاطر نداشتن اجازه کار و اقامت، عدم ثبت نام کودکان در مدارس و محرومیت از سایر تامینات اجتماعی و تحقیر هرروزه توسط مدیای حاکم، گوشه ای از شرایط غیر انسانی حاکم بر مهاجرین افغانی در ایران است. در صورت بازگشت به افغانستان نیز آینده ای مبهم، نا امن و تاریک تر در انتظار آنها خواهد بود. این اقدام جمهوری اسلامی و دفتر عالی کمیساریای امور پناهندگی سازمان ملل یک جنایت آشکار است و فقط با عملکرد فاشیست ها قابل مقایسه است. ناسیونالیسم ایرانی نیز در همنوایی با حکومت اسلامی در تحقیر و شانتاژ علیه این مردم شریک است.

مقامات و رسانه های کثیف حکومتی در تبلیغات فاشیستی خود میگویند با اخراج مهاجرین افغان از ایران به بخشی از معضل بیکاری پایان داده میشود. الصاق جرم و جنایت به مهاجرین محروم افغانی نیز بخش دیگری از تبلیغات کثیف حکومت اسلامی علیه آنها است. این بخشی از تلاش مذبوحانه رژیمی است که در حلقه محاصره خشم و نفرت مردم قرار گرفته است. این اقدامی علیه همه مردم است و باید با عکس العمل هر انسان شریف و مبارزی مواجه شود.

حزب کمونیست کارگری اقدام جنایتکارانه جمهوری اسلامی و دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگی را محکوم میکند، از حقوق برابر شهروندی مهاجرین افغان و همه ساکنین کشور صرفنظر از محل تولد آنها دفاع میکند و همه مردم را به مقابله با این رفتار ضدانسانی و تبلیغات فاشیستی علیه مهاجرین افغانی و دفاع قاطعانه از آنها فرامیخواند. برای پایان دادن به بیکاری و فقر، ناامنی و جرم و جنایت و کلیه مصائب اقتصادی و اجتماعی باید مردم ایران اعم از مهاجر و غیر مهاجر، متحدانه بپاخیزند و حکومت ننگین اسلامی را بزیر کشند.

مرگ بر جمهوری فاشیست اسلامی!

نه قومی، نه ملی، نه مذهبی، هویت انسانی!

حزب کمونیست کارگری ایران

٦ دی ۱٣۹۰، ٢۷ دسامبر٢۰۱۱

نشریه جوانان کمونیست534 منتشر شد،برای دانلود،ویژه پخش و تکثیر در ایران




برای دانلود فرمت(پی.دی.اف) به این لینک بروید:


    • دوستان عزیز و مبارز راه آزادی، خواهشمندیم نشریه جوانان کمونیست را پرینت کنید و به دست دوستانی که امکان استفاده از اینترنت را ندارند برسانید.

۱۳۹۰/۱۰/۰۸

وطن یعنی‌ همه دنیا



به نام هویت انسانی

وطن من همه ی دنیا است و نسبت به مناطقی که در آن بی عدالتی وجود دارد حساس ترهستم . باور من این است که منشا این بی عدالتی ها ریشه در ویروس سرمایه داری است که خوشبختانه این سیستم در حالت انفجار است و این ویروس در حالت ایزوله قرار دارد. یکی از آرمان های من در زندگی سیاسی اجتماعی ام این که با این ویروس در نبرد باشم و برای به رسیدن به این میل تمامی تلاشم را به کار می بندم.

بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۱۰/۰۶

بهروز جاوید تهرانی پس از هفت سال آزاد شد .



بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر سر انجام پس از هفت سال حبس عصر امروز از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا از کرج، بهروز جاوید تهرانی که سابقه بازداشت‌ در اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر سال ۷۸، تجمع مقابل سازمان ملل در سال ۸۳ در دفاع از زندانیان سیاسی را دارد آخرین باز سال ۱۳۸۴ به اتهام ارتباط با گروه‌های معاند نظام بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی حداد (حسن زارع دهنوی) بدون داشتن وکیل محاکمه و در مجموع به تحمل ۷ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

وی در ‌‌نهایت و در آخرین پرونده خود از سوی دادگاه تجدید نظر به چهار سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد که حکم شلاق در مورد این زندانی سال گذشته اجرا شد.

بهروز جاوید تهرانی که از سن ۱۹ سالگی همواره در بازداشتگاه‌های مختلف کشور حضور داشته است در مجموع ۱۱ سال از عمر خود را در زندان‌های جمهوری اسلامی بدون مرخصی سپری کرده است.

دستگاه امنیتی در آخرین اقدام خود سعی داشت وی را مجددا به دلیل انتشار فیلمی ازمحسن دکمه چی زندانی سرطانی به حبس تعزیری محکوم کند، اما بر اساس آخرین گزارشات دریافتی این زندانی از اتهامات وارده تبرئه و امروز مصادف با روز تولد خود از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.

۱۳۹۰/۱۰/۰۴

پناهندگان ایرانی در ترکیه شرایط بسیار بدی را تجربه می کنند !


به نام هویت انسانی


میم-ح _ در سال 1362 در تهران متولد شده و فارغ التحصیل در رشته ی امنیت سیستم های اطلاعاتی از دانشگاه پلی تکنیک (امیرکبیر) تهران بوده است ، و رویدادهائی که در دو ، سه سال اخیر در کشورمان روی داد ، باعث شد که ایشان خانه و کاشانه اش را ترک کند و دست خوش شرایط بد سیاسی و اجتماعی کشورمان شد ! در حال حاضر خانه به دوشی را تجربه می کند و در کشور ترکیه و شهر نیده زندگی می کند.
میم-ح _ بدترین شرایط اقتصادی ، اجتماعی را تا کنون در عرض این 2 سالی که در نیده است ، تجربه کرده و خم به ابرو نیاورده و همچنان استقامت خود را حفظ کرده است. ولی باید به یاری او شتافت.
آیا کشوری که پایگاه یو ان در آن است ، باید در حق پناهندگان کم لطفی کند ؟!
آیا سازمان یو ان که خود یکی از ارگان های حقوق بشری است ، باید با تاخیر در پرونده ی پناهندگان ایرانی ، فشار روحی و روانی آن ها را صد چندان کند ؟!
میم-ح _ به دلیل حرفه ای که دارد می تواند موثر واقع شود و از توانائی هایش در حیطه ی شغلی سود ببرد ولی در عین ناباوری اجازه ی کار ندارد !
ایشان همچنان از پشتوانه ی ورزشی خوبی هم سود می بَرد . او در تهران در کنار تحصیلات به ورزش هم پرداخته بود و در رشته ی فوتبال در تیم های پرسپولیس ، ملوان ، پاس و تهران جوان و ... بازی کرده است.
حتی حق ورزش را هم از او گرفته اند ! ایشان با تیم دسته ی دومی نیده اسپور وارد مذاکره شده و حتی با این تیم هم تمرین کرد و تمامی مطبوعات ورزشی ترکیه این را نوید دادند که برای آنها بازیکنی لایق آورده اند و همه ی آنها از این موضوع خوشحال شده و این موضوع بسیار داغ پوشش خبری به خود دید ، ولی در عین ناباوری کشور ترکیه وی را از بازی منع کرد و به او اخطار کرد که در صورت بازی باید قید امریکا را بزند !
رفتارهای نژاد پرستانه ی دولت ترکیه باعث بروز مشکلات بسیار زیادی برای شماری از پناهندگان در ترکیه شده است و سود جوئی های که این دولت با تاخیر انداختن کار پناهندگان انجام می دهد ، رعشه بر تن تمامی پناهندگان انداخته است !
او پس از پیش مصاحبه 8 ماه بعد برای مصاحبه اصلی فرا خوانده شد و همه در عجب هستند که چرا با این همه تاخیر ! بعد از چندی قبولی را از ایالات متحده امریکا دریافت و مراحل را هر چند با تاخیر و کُند ، ولی با موفقیت گذراند ! بعد برای تست مدیکال فراخوانده شد و تمامی مدارج را دارا بود ، ولی مشکل اصلی اینجاست که بعد از مدیکال تا به این لحظه 10 ماه است که معتل تاریخ پرواز است !
پناهندگان در ترکیه از شرایط و خدمات اجتماعی محروم هستند و اگر بیمار شوند تمامی مخارج را باید خودشان بپردازند که این مورد هم برای اکثر پناهندگان مشکل ساخته است.

در مجموع مواردی که پناهندگان و ایشان را در ترکیه آزار می دهد به صورت طبقه بندی شده در زیر آمده است :
×××
تاخیر در تاریخ مصاحبه و پیش مصاحبه و پس از آن تاخیر در تاریخ مدیکال و یا تاریخ پرواز از طرف یو ان اچ سی آر !
×××
رفتارهای فاشیستی و نژاد پرستانه ی دولت ترکیه !
×××
محرومیت از خدمات اجتماعی !
×××
شرایط بد اقتصادی و مخارج سنگین !
×××
ممنوعیت کار برای پناهندگان !
×××
محرومیت از تجمع های اعتراضی مقابل سفارت جمهوری اسلامی
×××
حال ما باید به عنوان گروه های فعال حقوق بشری ، صدای پناهندگان ایرانی در شهر نیده و... را در ترکیه به گوش همگان برسانیم و به یاری اشان بشتابیم.

با مهر
بهمن مرادیان پی
B.MoradianPey@gmail.com

نه به ناسیونالیزم.




به نام هویت انسانی

من یک انسانم و در کره ی زمین زندگی می کنم و کشوری ندارم ! در واقع کشورم کره ی زمین است و با هر گونه ناسیونالیزم در نبرد هستم. ناسیونالیزم نقابی از مذهب به همراه دارد و جنایت به همراهش است ! همیشه بروز مشکلات داخلی هر سرزمین باعث می شود که نظام های سرمایه داری مبحث ناسیونالیزم ر ا هم بزنند !
ناسیونالیزم قومی می تواند به مراتب از بمب اتم هم مخرب تر ظاهر شود.
بیاییم برای لحظاتی جهان وطنی بیاندیشیم و جهانی را به دور از هر گونه خط کشی خواستدار باشیم.

با مهر
بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۰۹/۲۶

کریستوفر اریک هیچنز درگذشت.






کریستوفر اریک هیچنز زاده ۱۳ آوریل ۱۹۴۹- ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱ نویسنده، منتقد و روزنامه نگار انگلیسی -آمریکایی و از بزرگ‌ترین صاحب نظران مکتب ضدخدایی بود.




مقالات و کتب ضدخدای او تا حدی تندرو و شدیداللحن هستند که دیدگاه بسیاری از میانه‌روهای بیخدا را نیز معتدل جلوه می‌دهند. او دانش آموختهٔ دانشگاه اکسفورد بود. وی انگلیسی الاصل بوده و از نظر سیاسی با محافظه کاران آمریکایی اغلب در یک گروه قرار داده شده‌است. هیچنز برای مجلاتی چون آتلانتیک، ونیتی فر، سلیت، ورلد افرز و نیشن مقاله می‌نوشت. او از تحسین گران افرادی چون جورج اورول، تامس پین، و تامس جفرسن و از منتقدان بنام مادر ترزا، بیل کلینتن و هنری کیسینجر محسوب بود. گرایشات چپ گرایانه هیچنز پس از فتوای خمینی در باره نویسنده انگلیسی، سلمان رشدی و آن چه وی موضع گیری ملایم اروپا در رویارویی با آن فتوا نامید، رو به سردی گذاشت و پس از حمله تروریستی یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، او به شکلی آشکار سیاست خارجی مداخله جویانه در مقابل آن چه او «فاشیسم با چهره‌ای اسلامی» نامید را پذیرا گشت.




هیچنز خود را ضدخدا می‌نامید و می‌گفت:«فرد می‌تواند بی خدا باشد و در همان حال آرزو کند که‌ای کاش باور به خدا راست بود، حال آن که یک ضد خدا کسی است که بسیار از این موضوع که شاهدی بر وجود خدا وجود ندارد خرسند بود.» او معتقد بود که موضوع خدا یا یک وجود برتر اعتقادی تمامیت خواهانه و ویرانگر آزادی‌های فردی است. او باور داشت که آزادی بیان و یافته‌های علمی باید جایگزین مذهب به عنوان تشریح کننده اخلاق و تمدن بشری گردند. کتاب مشهور وی «خداوند بزرگ‌مرتبه نیست: چگونه دین و مذهب همه چیز را مسموم می‌کند» (God is not Great: How Religion Poisons Everything) می‌باشد. درآن کتاب، وی به شکلی فراگیر به موضوع بی خدایی و ریشه و طبیعت مذهب پرداخته‌است. آخرین کتاب هیچنز «هیچ-۲۲ یک شرح حال» در ماه ژوئن سال ۲۰۱۰ منتشر گردید. تور تبلیغاتی کتاب در همان ماه به دلیل وضع بدنی هیچنز نا تمام ماند. در ژوئیهٔ سال ۲۰۱۰، هیچنز در وبسایت خود اعلام کرد که او اخیرا مبتلا به بیماری سرطان مری شده‌است. کریستوفر هیچنز در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱ در سن ۶۲ سالگی به دلیل ابتلا به سرطان مریدر گذشت.


۱۳۹۰/۰۹/۲۵

سدی به اسم دین




به نام هویت انسانی


بنیادگرایی دینی فعالانه مانع علم ورزی می شود.


بنیادگرائی دینی به ما می آموزد که تغییر عقیده ندهیم و چیزهائی جالبی را که می توانیم بدانیم ، نیآموزیم.


بنیادگرائی راه علم را سد می کند و شیره ی عقل را می کِشد ! اسفبارترین نمونه ای که می توانم در این مورد ذکر کنم ، حکایت زیست شناس امریکائی ، کرت وایز است که امروزه مدیر مرکز پژوهش های منشا انواع در کالج برایان در دایتون تِنِسی است.


کالج برایان در سال 1925 ، یک معلم علوم به نام جان اسکوپ را به اتهام تدریس تکامل به دادگاه مشهور "محکمه ی میمون" فراخواند.


وایز می توانست آرزوهای دوران کودکی اش را تحقق بخشد و در یک دانشگاه واقعی استاد زمین شناسی شود . دانشگاهی که شعار آن می توانست "انتقادی بیاندیش" باشد ، نَه شعار متناقضی که امروزه بر وب سایت کالج برایان می بینیم :


"انتقادی و انجیلی بیاندیش" !


در واقع جناب وایز یک مدرک زیست شناسی از دانشگاه شیکاگو دارد ، به علاوه ی دو مدرک دیگر در زیست شناسی و گیاه شناسی از هاروارد ، که در آنجا زیر نظر کسی مثل استفن جی گولد تحصیل کرده است.


وایز دانشمند جوان ، نخبه و آینده داری بود که می توانست رویای خود را تحقق بخشد و به پژوهش و تدریس در یک دانشگاه معتبر بپردازد.


سپس تراژدی رخ داد و او نه از بیرون ، بلکه از درون خود گرفتار بنیادگرائی دینی شد ! این بنیادگرائی او را واداشت تا باور کند که زمین موضوع تحصیل اش در شیکاگو و هاروارد کمتر از 10 هزار سال عمر دارد ! او آن قدر هوشمند بود که تصادم شاخ به شاخ میان دین خود و علم را تشخیص دهد و این تعارض مایه ی نا آرامی فزاینده ی او شد !


یک روز که دیگر نمی توانست این تنش ها را تحمل کند ، قیچی را بَرداشت و سر وقت انجیل رفت و شروع کرد به بُریدن هر آیه ای که با جهان بینی علمی نمی خواند ! در پایان این عمل بسیار صادقانه و پُر زحمت بود . پس از پایان کار دیگر چیزی از انجیل باقی نمانده بود . هر قدر سعی کرد ، حتی با حفظ حاشیه های بزرگ کتاب مقدس ، دید که دیگر نمی شود بدون گسیختن شیرازه ی کتاب مقدس آن را از روی میز بَردارد.


پس از کِش مَکشی که با خود داشت ، تا جائی پیش رفت که درگیر بنیادگرائی واقعی و افراطی دینی شد ! وی مجبور بود بین تکامل و کتاب مقدس ، دست به انتخاب بزند ! مادام با خود فکر می کرد که آیا تکامل درست است ؟ پس اگر تکامل درست است باید نوشته های انجیل را نادیده بگیرد وآنها را دور بریزد و به راه خود ادامه بدهد .


و اگر تکامل اشتباه است باید علم را رها کند و تمامی زمانی که برای فرا گرفتن علم صرف کرده ، بیهوده بوده و این روند تاثیر بدی روی ذهن او می گذارد و می تواند سرشت زندگی او را ، از دست وی درآورد !


وی در عین ناباوری تمام آمال و آرزوهایش را به دور انداخت و متاسفانه درگیر بنیادگرائی دینی شد ! بله درست متوجه شدید ، او تکامل را نادرست قلمداد کرد ! من این داستان را غلم انگیز توصیف می کنم.


پافشاری کِرت وایز بر بنیادگرائی دینی ، ناشی از حکم ایمان دینی بود ، که ظاهرا ، برای برخی همان ، قدر الزام آور و مقید کننده است.


می توان گفت : ایمان دینی ، نوعی شکنجه ی روانی است.


زخمی که بر زندگی کرت وایز افتاد ، گویا بر زندگی من افتاده ! این رقت بار است که دین مانع از پیشرفت می شود! زخمی که به آینده و شادکامی زندگی او وارد شد ، کار خودش بود و بسیار غیر ضروری بود و به راحتی می شد ، از آن اجتناب کُند .


تنها کاری را که باید می کرد ، این بود که کتاب را به دور بیندازد ، ولی متاسفانه کار بنیادگرایانه ای انجام داد ، علم ، شواهد و آرزوهایش را به دور انداخت !


جان رضا شهابى در خطر است، نياز به اقدامى اضطرارى و جهانى است


















به اتحاديه هاي كارگري در سراسر جهان




رضا شهابي عضو سنديكاي شركت واحد، بيست روز است كه در اعتصاب غذا بسر ميبرد. جان او در خطر است. بنا به گفته پزشكان خطر فلج شدن او را تهديد ميكند، بايد براي نجات جان او كاري كرد.




اين دومين بار است كه رضا در اعتراض به ادامه بازداشتش دست به اعتصاب غذا ميزند. رضا شهابي از ١٢ ژوئن ٢٠١٠ ، يعني ١٨ ماه است كه در زندان است. براي او وثيقه تعيين كرده بودند، اما عليرغم اعلام آمادگي خانواده اش و تهيه پول از جانب آنها، بازهم آزادش نكردند.




بنا بر خبر منتشر شده از سوي كميته دفاع از رضا شهابي قرار بود او را امروز ١١ دسامبر به بيمارستان منتقل كنند، اما وي را به بند ديگري از زندان اوين، بند ٣٥٠ انتقال داده اند.




همراه با رضا شهابي و همراه با كميته دفاع از او و خانواده اش فشار بياوريم كه رضا را فورا از زندان آزاد كنند. ادامه اعتصاب غذا براي رضا خطرناك است، با اعتراض گسترده خود به جمهوري اسلامي، كاري كنيم كه رضا به اعتصاب غذايش خاتمه دهد و به او اطمينان دهيم كه در كنارش هستيم.




رضا شهابي بخاطر تلاش كارگران شركت واحد براي ايجاد تشكلشان و مبارزاتشان براي حق و حقوق خود در سال ٢٠٠٦ زنداني است. رضا شهابي بايد فورا از زندان آزاد شود. ما از همه اتحاديه هاي كارگري در سراسر جهان ميخواهيم كه به جنايات جمهوري اسلامي در قبال رضا شهابي و زندانيان سياسي در ايران اعتراض كنند. جمهوري اسلامي در قبال جان رضا و وضعيت جسمي وخيمي كه امروز او در آن بسر ميبرد، مسئول است. بايد چنين رفتار جنايتكارانه اي در قبال زندانيان سياسي در ايران با شديد ترين اعتراضات جهاني پاسخ گيرد.




به هر شكل كه ميتوانيد، با اعتراض خود و محكوم كردن جمهوري اسلامي رضا شهابي و كميته دفاع از او را مورد حمايت و پشتيباني قرار دهيد.







كمپين براي آزادي كارگران زنداني




٢٠ آذر ٩٠، ١١ دسامبر ٢٠١١





Shahla_daneshfar@yahoo.com



آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید





Bahram.Soroush@gmail.com



آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید




http://free-them-now.blogspot.com


....................................



labor Activist Reza Shahabi's Life is in Danger - Urgent Worldwide Action Needed







To labor unions worldwide:




Reza Shahabi, a member of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company, has been on hunger strike for twenty days. His life is in danger. Doctors have stated that he is at risk for paralysis, and his case has drawn strong international support. We must act quickly to save him.




This is the second time he has gone on hunger strike in protest of his detention. Reza Shahabi has been in jail for 18 months since June 12, 2010. He was set a $60,000 bail for his release, however, the regime has refused to release him .




According to news published by the Committee to Free Reza Shahabi, he was to be transferred to the hospital today, 11 December 2011. Instead, he was sent to cell 350 in Evin prison.




Hand in hand with Reza Shahabi, his family, and the Committee to Free Reza Shahabi, we urge you to create the necessary pressure to free Reza from prison. Continuing this hunger strike poses a great risk to Reza's life. With a vast protest against the Islamic Republic, we can make him feel we are beside him so he can stop his hunger strike.




Reza Shahabi is in prison for his activities to establish the Syndicate and the struggle for their rights in 2006. We call international labor unions to protest against the Islamic Republic's crimes against Reza Shahabi and political prisoners in Iran. The Islamic Republic is responsible for Reza Shahabi's survival and his precarious health condition today.




Such a criminal act against political prisoners in Iran should be met with a prompt response in the form of the most severe worldwide protest action possible.




Support Reza Shahabi and the committee established in his defence by your protest and condemnation of Islamic Republic of Iran in any way possible.




These activists join a number of other trade unionists already in jail or about to be jailed:




• Reza Shahabi and Ebrahim Madadi (jailed leaders of Tehran’s bus workers’ union)



• Behnam Ebrahimzadeh (jailed member of the Follow-up Committee to Build Free Labour Organisations)



• Ali Nejati (leader of Haft Tapeh sugar cane workers’ union, about to begin a one-year sentence for union activity)


• Rasoul Bodaghi (member of Teachers’ Trade Association, sentenced to 6 years in jail for union activity)


• Shahrokh Zamani and Mohammad Jarahi, members of the workers’ group the Follow-up Committee to Build Free Labour Organisations in Iran, were sentenced to 11 and 5 years in prison, respectively



We call on trade unions and human rights organisations around the world to join us in condemning these attacks and calling for the immediate release of all jailed workers and political prisoners in Iran.



Free Them Now! (Campaign to Free Jailed Workers in Iran)



http://free-them-now.blogspot.com/




Email:



info.free.them.now@gmail.com



آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید




Tel: Shahla Daneshfar 0044 (0) 7779 898968 Bahram Soroush 0044 (0) 7852 338334


,,11 December 2011




۱۳۹۰/۰۹/۲۳

نَه به جنگ ، آری به زندگی



به نام هویت انسانی





جنگ را نمی خواهم ، زیرا مخرب است .


از جنگ تنفر در سر دارم ، زیرا زیان بار است.


از جنگ بیزارم ، زیرا تعفون به همراه دارد .


از جنگ متنفرم زیرا ، استثمار به همراه دارد.


از جنگ خاطره ی خوبی ندارم ، زیرا از مرزهای ساختگی که به دست انسان ها و حکومت های خودکامه ، کشیده شده است ، بیزارم.


از جنگ متنفرم ، زیرا جنون انگیز و خون بار است.


جنگ را نمی خواهم ، زیرا هویتی برفی دارد و به محض نابودی جناهی ، چهره ی اصلی اش ، نمایان می شود !


جنگ را نمی خواهم ، زیرا از امپریالیسم و کپیتالیسم متنفرم .


صلح را برای تمام دنیا ، مهر را آمیخته ام با وجودم ، دوستدار انقلابم وتمام تلاشم را برای بدست آوردن و به ارمغان رسیدن ، آرمان هایم ، به کار می بندم.




b.moradiampey@gmail.com



بهمن مرادیان پی

جنگ چیست ؟ نگاهی کلی به بررسی تاثیر روانی که جنگ بر روی روان انسان ها می گذارد.









به نام هویت انسانی













کشورها ، قوم ها ، اقلیت ها و اکثریت ها به دلیل عدم توانائی تحمل یکدیگر وارد یک مرحله ی حساس و خطرناک می شوند که ، این منطقه و مرحله ، جنگ نام دارد.



گاهی جنگ برای بازداری کشوری از حرکات مخرب است ، که البته همین شروع جنگ ، خود خرابی به بار می آورد !


با شروع جنگ ، کرامت انسان ها لگد مال می شود و امنیت و عدالت ، جای خود را با جنون و


ننگ ، تعویض می کند !



در نگاه کلی و اجمالی می توان معنی و مفهوم جنگ را از میان واژه های زیر یافت کرد :


"آلودگی ، تخریب محیط زیست ، گسترش فقر ، بی عدالتی ، نارضایتی ، نا امنی و بی ثباتی !!



با شروع جنگ ، محیط زیست یکی از مناطقی است که آسیب جدی می بیند !


همه ی ما انسان ها ، باید این را درک کنیم که توسعه و رشد نسل های آینده ، رابطه ی بسیار نزدیک با حفظ محیط زیست و مسائل زیستی ، محیطی دارد و هر گونه آسیب و تخریب طبیعت ، بر زندگی سالم انسانی ، اثر گذار است.


افت مسائل زیستی برابر با به خطر افتادن زندگی بشر است. این موارد با بر پائی جنگ تشدید می یابد و بر شدت خطر می افزاید ، که این باعث نگرانی است !


استفاده از انواع سلاح های مدرن با قدرت تخریب بالا ، با شیوه ها و تاکتیک های غیر بشری بر بار منفی می افزاید و حیات انسان و طبیعت را به مخاطره می اندازد !


در واقع جنگ بهانه ای است ، برای از بین بُردن ، سیستمی که دائم در حال خرابکاری است و قصد حیله گری دارد ! حال در بعضی شرایط این کانون روی کشورهائی که قصد دست یابی به سلاح های کشتار جمعی و قصد بر پائی جنایت دارند ، متمرکز می شود و گاه بر روی نقطه ای که منافعی در پی دارد !؟


در جنگ حس ضربه زدن و پیروزی یک طرف منازعه و بر طرف دیگر تمایل شدید به انتقام جوئی با استفاده از سلاح های ویرانگر ، به تدریج ، به وجود می آید و دادن تلفات و ضایعات ، این حس را روز به روز شدت می بخشد و تا جائی که دو طرف منازعه هر گونه پای بندی به اصول انسانی و بشری را فراموش می کنند و بی رحمانه تر از قبل به جان هم می افتند !


بر پائی جنگ به نوعی برابر است با نابودی تمام و کمال زندگی زیستی محیطی و بیولوژیکی ما انسان ها و تمامی جانداران و با دید باز تر، نابودی زمین را به همراه دارد!


جنگ با خود صفات انتقام جوئی را حمل می کند و می توان از این صفت به عنوان یکی از مخرب ترین ، مضرترین صفت ، مقابل هویت انسانی یاد کرد !



در جنگ گاه هدف بازداری است و گاه استثمار ! گاه هدف رهائی مردم کشوری که زیر فشار هستند ، مبدا قرار می گیرد و گاه هم همین بر پائی جنگ و جدال ، عدم خواب است !


تحت هر شرایطی جنگ با خود زیان هائی به بار می آورد که بعضا رفع آن سالیان سال ، به طول می انجامد ! تاثیر روانی که جنگ روی اکثریت بر جای می گذارد ، قطعا حاوی فوبی است ! ترسِ از بین رفتن جان شیرین و زندگی ، می تواند خود باعث مرگ شود !


چیزی که این فوبی را شدت می بخشد ، شروع جنگ است ! حتی می توان به راحتی نوشتار کرد که ، خبرسازی و تهیه خبر درباره ی جنگ هم خود آبستن نگرانی است ! همین نگران دنبال کردن انسان ، باعث بروز برخی حوادث منفی در روند زندگی انسان می شود و باعث تحلیل موفقیت در زندگی ما می شود !


عوامل تاثیرگذار بر محیط زیست به سه عامل فیزیکی ، بیولوژیکی و عوامل اجتماعی تقسیم می شود که در این میان ، جنگ مربوط به دسته ی اول ، یعنی عامل فیزیکی می شود !


دلیل این استقرار ، این است ، که در جنگ با استفاده از سلاح ها ، تولید نور ، آتش ، صوت های مخرب ، آلودگی و تخریب محیط زیست و ... می شود !


در انتها تحت هر شرایطی با جنگ مخالفم و به هیچ عنوان هم ، به حمایت از جمهوری اسلامی به بهانه ی جنگ بپا نمی خیزم ؛ و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستم ، ولی از راه مدنی و با تلاش صد در صدی خودمان.



پاینده باشید


b.moradiampey@gmail.com



بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۰۹/۱۲

We are the 99%







We are the 99%
England
occupy sheffield

The current system is unsustainable . It is undemocratic and unjust. We need alternatives , this is where we work towards them.




We are of all ethnicities , backgrounds , genders , generations , sexualities abilites and faiths . We stand together with occupations all over the world.




We refuse to pay for the banks crisis.




We do not accept the cuts as either necessary or inevitable. We demand an end to global tax

injustice and our democracy representing corporations instead of the people



.
We want regulators to be genuinely independent of the industries they regulate.




We support the strike on the 30th November and the student action on the 9th November , and actions to defend our health services , welfare , education and employment , and to stop wars and arms dealing.




We want structural change towards authentic global equality. The worlds resources must go

towards caring for people and the planet , not the military , corporate profits or the rich



.
We stand in solidarity with the global oppressed and we call for an end to the actions of our government and others in causing this oppression.




This is what democracy looks like come and join us !
Find us outside the Cathedral on Sheffield High Street

We are the 99%
facebook.com/
occupysheffield
twitter.com/
occupysheffield
occupysheffield.org.uk

۱۳۹۰/۰۹/۱۰

occupy sheffield




United kingdom
England
occupy sheffield




This is a peaceful occupation echoing the action that have been taking place in London , New york , and around the world We invite you to join us to express your dissatisfaction with the current system and explore alternatives. Our activities include workshops , debate , music , shared food , collective meetings everyday at 12 noon and 6.30pm and whatever you bring.

There is more than enough for everyone on this planet , why is the majority with the few ?
Let the world have its say !




We are the 99%

۱۳۹۰/۰۹/۰۸

گزارش وضعیت وخیم وبلاگ نویسی که با نوشته هایش جاودانه شده است










به نام هویت انسانی





پس از گذشت روزهای طولانی و بسیار سخت برای وبلاگ نویس زندانی سیامک مهر (محمدرضا پورشجری) همچنان دریافت کننده ی حوادث بد و شرایط بد جسمانی از طرف خانواده ی وی از ایشان هستیم. به راستی فاش کردن حقایق باید چنین عوارض بدی به جای بگذارد ؟ به راستی بر ملا کردن و فاش کردن خرافات ، در جامعه ای که از این راه و از آن 30 و اندی سال است ، جان گرفته است ، باید چنین فشارهائی در پی داشته باشد ؟!
در تماس های متعددی که با خانواده ی سیامک مهر داشته ایم ، متاسفانه خانواده ی وی خبرهای بدی به ما انتقال دادند و این نابسامانی شرایط جسمی سیامک باعث نگرانی ما شده !
گویا با گرفتن وکیل برای او ممانعت به عمل می آورند و خانواده ی او را سر در گُم کرده اند ! این سر درگُمی خانواده ی او نگرانی را صد چندان می کند ! شرایط جسمی سیامک مهر بسیار بد و ضعیف توصیف شده و فشارها بر روی وی صد چندان شده و این فشارها وارد فاز جدیدی شده که خانواده ی وی هم در این خصوص اظهار بی اطلاعی کردند!
نقض حقوق زندانیان سیاسی هم همانند گذشته بسیار ناگوار و هر روز بدتر از دیروز گزارش می شود! سیامک هم از این قاعده به دور نیست ، او از زمان بازداشت تا به حال از بسیاری موارد و حقوق انسانی و حقوق یک زندانی به دور بوده و با مروری بر پرونده ی او ، کاملا نقض حقوق او مشهود است !
او حتی از حداقل های حقوق انسانی هم بهره نَبرده است و نقض گسترده ی حقوق سیامک مهر می تواند همانند دیگر جنایت های جمهوری اسلامی ، در پرونده ی ننگین این اوباشان ثبت شود.
امید به اینکه پرونده ی او نقاط مثبتی به دست آورد و پرونده او وکیل به خود ببیند و سیامک و سیامک ها از بند رها شوند و تمامی انسان ها و سیاسیون به راحتی نقطه نظرات خود را ارائه کنند.





B.Moradianpey@gmail.com

۱۳۹۰/۰۸/۲۷

"باکرگی" چیست و "باکره" کیست؟



"باکرگی" چیست و "باکره" کیست؟

آیا شما این واژه، ارزش گذاری و خط قرمزهای گذاشته شده در مورد این پدیده را قبول دارید و انسانی میدانید؟ چرا؟

برای برخورد و از بین بردن این پدیده و همه حواشی آن در زندگی انسانها و زنان چه اقداماتی باید انجام داد و موانع پیش روی ما برای برچیدن این مسئله چه چیزهایی هستند؟


رامین ژوبین از کانادا-


ما هر روز تنش بین آزادی و محافظه کاری را میبینیم. پشت محافظه کاری در همه روابط، از جمله روابط جنسی‌، معنویات اصولی ایست که در غرب افلاطون و کانت آن را مشهور کردند، و تبدیل به وسیله‌ای برای توجیه قانون، دولت، سیستم سرمایه، و مذاهب شده است. پشت آزادی معنویات طبیعیست که آنچه طبیعیست را باید انجام داد، و تنها معنویتی که وجود دارد بر اثر تجربیات آدمیست. برنده، دیدگاه دوم است، تجربه و در آغوش گرفتن احساسات دقیقا قدم لازم و بنیادی ایست برای رشد، تکامل و شکوفایی انسان و جهان. نیاز به آگاهی‌ در این رابطه، بحث پیشنهاد داده را مفید و ضروری می‌کند.



ریحانه گلی از نروژ-


باکرگی خط قرمزی است که مذاهب از جمله اسلام و جمهوری اسلامی بر زنان قرار داده است که در عبور از این خط قرمز آن زن مورد سنگین ترین مجازاتها، محرومیتها از طریق قوانین و عرف جامعه میشود. آن ها می خواهند با این روش زن را از جامعه پاک کنند و آنها را تا جائی که می توانند نادیده بگیرند زیرا آن ها در حینی که زن را بعنوان یک کالا نگاه می کنند از قدرتشان هم می ترسند. تقدس و مفهوم باکره و باکرگی چیزی جز توهین به زن نیست و با وضع این قوانین و فرهنگ تحقیرآمیز زن را بعنوان یک کالا و مطیع در برابر مرد نشان میدهد و مرد را صاحب اختیار زن می داند. بارها شده در جوامع اسلامزده به دلیل باکره نبودن دختری که ازدواج نکرده را به کام مرگ کشاندند و آن دختران را نابود کردند بدون نادیده گرفتن آرزوها و آینده آن دختران.



محسن آزاد از ایران-


باکرگی تعهدیست اخلاقی که شامل هردو جنس میشود. من با مفهوم عام ان مخالفم که عوامانه است وجلوی ازادی زنان را میگیرد و روند تساوی حقوق زنان ومردان را کند میکند.

سرور ایرانی از کانادا-


بعنوان یک زن ایرانی خسته از تمام دستورات ساخته دست مردان در امور مذهبی، آیینی، اجتماعی، قانون و خانواده؛ باکره گی‌‌ را بشدت یک توهین به شعور بانوان میدانم و آن را حاصل نابرابری پرورش دختر و پسر از بدو تولد در خانواده و شکلگیری متفاوت در مدرسه میدانم. خط قرمز‌های حاصل این پدیده ناشی‌ از پذیرفتن آن بعنوان یک قانون مانا توسط خود زنان جامعه هست که باید این توهین را در مرحله اول پذیرا نباشند و اجازه ندهند کسی‌ در خصوصیترین امر زندگیشان از آنها سند بخواهد. برای اینکار باید مردان را آموزش داد که اگر زنی‌ یا مردی سکس داشته باشند قبل از ازدواجشان میتوانند صادقانه باهم راجع این موضوع صحبت کنند و اجازه دخالت خانواده در این امر خصوصی را ندهند. جراحی پرده بکارت به معنی سقوط اخلاقی‌ یک جامعه میباشد نه بخاطر سکس بلکه بخاطر کتمان حقیقت و اعتماد نداشتن به شریک زندگی‌.


لیلا فرد از سوئد-


آیا ارزش گذاری زنان بر اثر بکارت، نگرشی احترام امیز است؟ براستی کدامین باکره گی مقدس است؟ من با پدیده باکره گی مخالفم چرا که انسان خرافه پرداز ،قرون وسطایی ،خودمحور و متعصب با افکاری پوسیده نمی تواند ذهن و زندگی باکره داشته باشد، که او باکره گیش را بابت باورهای غلط از دست داده، چنانکه که دختر میتواند با یک عمل جراحی مثل روز اولش در بیاد و.... به هر صورت مسئله باکره گی جسم مسئله ای مردود است.

روکسانا آزادمنش از ایران-


میتوان از دیدگاه های مختلفی به ان نگاه کرد و همه ی دیدگاه ها از نظر من یک چیز را روشن میکند که باکره بودن سند بردگی زن است مثل این است که مرد به زور به تو میگوید چون باکره بودن من معلوم نمیشود یعنی (اینکه من قبلا سکس داشتم )تو حق نداری سکس را تجربه کنی .سكس“ یك حق و سائق طبیعی «زن» است و اما باکره به نظر من باان معنای توام فیزیکی و روحی وجود ندارد و اصلا هم نمیشود برای ان کسی را تعریف کرد چون باکره بودن فیزیکی با داشتن تصورات سکسی معنایی ندارد پس اصلا باکره ای وجود ندارد.ا من عاشق این جمله ام (پشت دیوار باکرگی, دختری با روان و تن بیمار منتظر مردان ابله است)الهام گرفته از پیج محبوبم باکرگی ممنوع.


پیمان افشار از روسیه-


خیلی ها نمی توانند تحمل کنند که با زنی ازدواج می کنند که قبل از او با کسی دیگر ارتباط جنسی داشته است. لذا بعضی دوستان دیگر عقیده بر این دارند که به شرطی می توانند بپذیرند, که آن رابطه "شرعی" بوده باشد! برخی می گویند من خودم باکره هستم و دوست دارم با یک باکره ازدواج کنم! امان از دست این نفس! هر دختری می تواند با عمل جراحی یک ساعته دوباره باکره شود ! ولی . . .ذهنی که هزاران سال است چنین باورهایی را یدک می کشد, تجاوز به او شده است و صد البته در چنین تجاوزی باکره گیش را از دست داده است. خود او نیز در این تجاوز دست داشته است. ذهنی که آلوده به باورهای قرون وسطایی و دست دوم می باشد بدون تردید ذهن و زندگی باکره ای ندارد! آیا این ذهن هم می تواند با یک عمل جراحی یک ساعته باکره گیش را به دست بیاورد!؟ انسان باکره, انسانی است که ذهنی خالی داشته باشد. ذهن پر و شلوغ,توام با خرافات قطعا باکره نیست. انسان لجباز, با عناد, متکبر, حسود, خودمحور, جبار, جاه طلب و متعصب نمی تواند باکره باشد. او باکره گی اش را توسط باورها و خرافات از دست داده است. بدجوری هم از دست داده است. اینجاست که مولانا گفت: "بشنو از نی چون حکایت می کند، از جدایی ها شکایت می کند." نفس، مانع باکره ماندن می شود. به راستی باکره ی واقعی کیست!؟ حال من از شما سوال می کنم کدام نوع باکره گی مقدس است؟ و آیا شما دوست دارید با کدام نوع باکره ازدواج کنید و یا دوست شوید؟ یک انسان بی شرم و حیا باکره است و یا یک انسان باشرم و حیا!؟ قطعا از نظر من ذهنی که هزاران سال است چنین باورهایی را یدک می کشد, تجاوز به او شده است وباکره نیست.


شهره ناطقی از آلمان-


با درود ، به باور من ، بکارت باز هم یکی از قوانیی میباشد ،، که شخصیت زن را که نیمی از مرد است ثابت میکند ،، داشتن بکارت باز هم یکی از قوانین من درهای اسلامی میباشد ،،که به زن میگوید تو مطیع مرد هستی ،، بکارت داشتن دلیلی بر منش و شخصیت یک زن نیست و نمیدانم و تا جایی که من شنیده ام، پرده بکارت هم در ایران ، با یک عمل جراحی ترمیم میشود ،، آیا این را یک منش انسانی میدانیم .. آیا در کشورهای خارجی که سکس قبل از ازدواج است ،، همه فاحشه میباشند؟؟


آرمان از ایران-


خب من با این مسئله مخالفم چون به نظر من اصلی ترین مسئله ای که باعث رواج تبعیض جنسیتی میشه این مسئله ست، ناموس پرستی و حس مالکیتی که مردها نسبت به زنها دارن باعث میشه باکرگی ارزش محسوب شه .از یه آدم می پرسن چرا به مردی که با n نفر خوابیده میگن مرد واقعی ولی به همچین زنی میگن خراب؟ میگه: دری که با n تا کلید باز بشه خرابه ولی کلیدی که n تا درو باز کنه شاه کلیده! این تفکر هم از قوانین عقب افتاده مذهبی میاد وقتی که از بچگی و داخل مدارس با این حرفا ذهن بچه ها رو آماده می کنن خیلی سخته که این آدم وقتی بزرگ میشه بتونه باکره نبودن یه آدم دیگه رو درک کنه. بعضی مردها حق خودشون می دونند که با n نفر سکس داشته باشند اما همسرشون nبار باکره تر باشه اما واقعا اصلا چرا باید جامعه و حکومت به روابط شخصی آدما چه زن چه مرد کار داشته باشه؟ از این چه نفعی می بره؟

بهمن مرادیان پی از انگلیس-


به نام هویت انسانی


بکارت را بخواهید از جهالت.

بکارت ریشه در اصل درحماقت.

بکارت معنی و مفهوم ندارد

و در خود نقطه ای مثبت ندارد.


باکره گی قبل از اینکه یک پدید ه ی ظاهری باشد ، اصولا یک امری است مربوط به روانشناسی. می توان گفت : بکارت و باکره گی تنها چند قطره خون است و دنباله روی از آن ختم به یک تست مضحک است و فاقد یک نتیجه ی مشخص است ، زیرا قابل ترمیم است و در آن هیچ گونه نتیجه ای روشن یافت نمی شود. این پدیده باکره گی و باکره ، از اساس معنی و مفهوم ندارد و به دور از مواضع انسانی است. شرط حکم عقل مدرن این است که بیش از اینکه به بکارت و ... فکر کنیم باید به شخصیت ، هویت و خصوصیات همسر خود توجه کنیم. سکس یک حق طبیعی است، چه برای زن و چه برای مرد. نقطه ی عطف این موضوع این است ، که به حکم عقل و عقلانیت مدرن ، به بکارت ارزشی قائل نشویم.
انسان باکره انسانی است که ذهنی خالی داشته باشد. با مهر


فرامرز اسکندریان از روسیه-


من این خط قرمز را قبول ندارم .از دیدگاه من باکره کسی است که بدون علاقه و از روی اجبار با کسی هم آغوش نشود . این علاقه خواه قلبی باشد خواه جسمی .باکره گی به معنایی که ما در ایران شاهد آن هستیم یکی از پیامد های مرد سالاری در خانواده هاست . خوشبختانه اکثر جوانان به آزاد بودن روابط اعتقاد دارند و کمی از این مرد سالاری کمتر شده ولی هنوز در سطح خانواده ی خود فرد با تعصب برخورد می کند.


فواد از ایران-


در کل اون اتفاق های که بعد جنگ جهانی دوم تو اوروپا افتاد تو این چند سال اخیر به ایران هم در این رابطه کشیده شده و کلا باکره گی شکلش عوض شده. به گفته بعضی ها اگه با کسی دوست بشن و طرف بگه باکره است همون جا میزنند زیر گوشش. عده ای هم می گویند باکره گی برای دختران همانند افسار عمل می کنه چون تنها چیزیه که دختران رو تحت کنترل خواسته های خود قرار میده. من خودم این مقوله خط قرمز رو قبول ندارم. چون وقتی از نظر پزشکی نفی ان ثابت شده چرا ؟.... من این هفته خیلی سرم شلوق کار های متعدد بود ولی تا آخر هفته احتمالا این قضیه رو از نظر جامعه شناسی یه تدبیری روش صحبتی می کنیم و یه دیالوگ خوبی براش می نویسیم.



مهوش علاسوئدی از ترکیه-


با درود به دوستان عزیز در رابطه با بحث مورد نظر : جامعه ی ایران ، جامعه ای است در حال گذار واین ویژگی خاصی به جامعه ی ما داده است . این وضعیت، حرکت وگذری است ازسنت به مدرنیته . مدرن شدن یک فرایند است ،فرایندی از جنس توسعه ای همه جانبه ،که عموما در کشورهایی نظیرایران به دلایل گوناگون این فرایند همیشه ناقص بوده . دلایلی از نوع استبدادزدگی گرفته تا توسعه صنعتی نا قص ویا معضلات فرهنگی ناشی از آن در جامعه ی استبدادی که این روش تا درون خانواده نیز رسوخ کرده وریشه دار می باشد بحث در مورد سوال فوق بیشتر به نمایشی شبیه است از اینکه ما روشنفکری هستیم پیشرفته واز خیلی از موانع گذشته ایم و در مسیر توسعه ی پایدار وهمه جانبه قرار بگیریم در یک حرکت آرام وهمه جانبه قادر خواهیم بود که کلیه روابط غیر انسانی وضد اجتماعی را دگرگون نموده ودر مسیری برابروانسانی پای به پیش بگذاریم . توسعه ی پایدار وهمه جانبه توسعه ای است که به عقب برنمی گردد وآرام آرام روابط سیاسی،اقتصادی ، فرهنگی واجتماعی را به صورت یک مجموعه ی به هم پیوسته وهمیشگی با توجه به شرایط جامعه تغییر داده وبه پیش می رود .هر گونه شتاب زدگی ویا تغییرات ناگهانی در هر یک از فاکتورهای فوق باعث به هم ریختگی فاکتورهای دیگر شده و پیشرفت توسعه را به انحراف خواهد کشاند .

مریم هلالی از بلژیک-


من موافق برابری حقوق زن و مرد هستم و داشتن بکارت برای دختران بالغ،نابرابری از جانب مردان قانون گذار دینی است. این ضعف جنسی در دختران،بعدن باعث بروز ناراحتی های روحی میشود و موضوع دوم محدود کردن دختران ازطرف جامعه وخانواده در انتخاب دانشگاه وادامه تحصیل،ومحدودیت شغلی،که همه این موارد زد پیش رفت زن درجامعه میشود.

زارا از ایران-


سلام. این واژه برای من بعنوان یک زن ایرانی تو زندگیم تاثیر مستقیم داشته و داره و همیشه یک مسئله ی گنگ و آزاردهنده بوده و هست.باکره تو لغت یعنی دست نخورده ولی گفته نشده جسم دست نخورده یا ذهن دست نخورده!اما در فرهنگ ما برای جسم دست نخورده ی دختر استفاده می شه!لفظ باکره گی در ایران از یک نگاه جنسی(ذهنی که باکره گی اش را از دست داده) نسبت به زن برآمده که خارج از اخلاق انسانیست.
هستی از سوئد- باکره در لغت به معنی‌ دست نخورده است و در فرهنگ عامیانه به دختری که آمیزش جنسی‌ نداشته است باکره گفته میشود. خیر، رابطه جنسی‌ انسانها یک امر خصوصی است و هیچ کس حق دخالت در آن را ندارد. خط قرمزها و ارزش گزاریها در رابطه با این پدیده، ریشه در مذهب و مرد سالاری دارد. همین که یک دختر باید تا لحظه ازدواج، باکره باقی‌ بماند به این معنی‌ است که باید برای یک مرد (همسر آینده‌اش) دست نخورده باقی‌ بماند. این به مثابه فشار مضاف بر زن است که باید در برابر نرمهای غیر انسانی‌ و مرد سالارانه کتمان کند.


مينا احدی از آلمان-


براي درک معناي اين کلمه نفرت انگيز٬ لازم نيست به ويکي پديا و يا فرهنگ لغت مراجعه کنيد٬ سرنوشت هزاران و هزاران زن را بررسي کنيد که بدليل اين کلمه پنج حرفي ٬ تحقيرشده٬ برخود لرزيده٬ کتک خورده و يا خونشان ريخته شده است. باکره در فرهنگ اسلامي به زني و دختري گفته ميشود که خود را سانسور کرده٬ به کسي عشق نورزيده و احساسات و عواطف جنسي و طبيعي خود را سرکوب کرده باشد. باکره گي اسم رمز بردگي زن است. من نه فقط اين " ارزش گذاري" را قبول ندارم٬ بلکه معتقدم کلماتي مانند باکره و يا ناموس بايد از فرهنگ لغات دنيا برچيده شوند٬ تا ميليونها زن و دختر در کشورهاي اسلام زده نفس بکشند٬ زندگي کنند٬ عشق بورزند و کسي و يا بهتر بگويم هيچ مردي و هيچ حکومت و باند فاشيستي بخود اجازه ندهد٬ در مورد زندگي و عواطف و جنسيت زنان تصميم بگيرد.


سپیده از ایران-


باکره گی، به نظر من واژه ای ست ساخته ی نظام مردسالارانه و مالکانه، برای اینکه مرد تملک هرچه بیشترش رو بر هر چیزی از جمله زن، بیشتر و بهتر حفظ کنه. باکره گی، واژه ای ست ناعادلانه، چون فقط مربوط به یک جنسیت هستش، اون هم فقط و فقط واسه ی اینکه مرد از همسری "دست نخورده!" بهره مند بشه.در قرن ما دیگه باکره گی جسمی معنا نداره، چون از طرفی به اهمیت ارضای غرایز جسمی در سلامت روحی پی برده شده و از طرف دیگه کل جهان در یک ارتباط تنگاتنگ با هم هستند که نتیجه ش تبادل فکریه. به نظر من باکره، کسی ست که ذهنش از آلودگی ها و بدی ها دور و دور تر بشه..ذهن بکر داشتن مهمه نه جسم بکر داشتن....



شیرین شمس از سوئد-


باکره در لغت به معنای دست نخورده ‌است و در فرهنگ عامه به شخصی که آمیزش جنسی نکرده باشد گفته می‌شود. برای زنان وجود پرده بکارت را نشانه باکرگی می‌دانند. برای مردان در آفریقا سفتی پوست ختنه‌گاه و آزمون توانایی ادرار از بالای طنابی در یک متری زمین را نشانه باکرگی می‌دانند. اما باکره (یا دوشیزه) در اصل به معنای زنی است که هیچ‌گاه آمیزش جنسی نداشته است. این واژه از کلمه لاتین "virgo" به معنای "زنی که تجربه جنسی نداشته است" مشتق شده است.از نظر من در واقع باکرگی چه برای زنان و چه مردان یعنی محرومیت از حق سکس که یک حق انسانیست و من کاملا با این پدیده مخالفم. باکرگی در ایران که توسط یک حکومت و قوانین مردسالار اداره می شود فقط برای زنان صدق میکند و درباره مردان معنی و مفهومی ندارد. لذا پدیده باکرگی در ایران علاوه بر پدیده ضد انسانی یک پدیده بشدت ضد زن نیز هست که زنان را نه به دید انسان، بلکه به دید کالا مینگرد و آنان را مجاب به دست نخوردگی برای مردان میکند.


دامون از مالزی-


باکره، دوران نوجوانی بهم یاد دادن باکره‌گی مال پسر‌ها نیست و دختر‌ها درگیر این مساله هستند، فقط یادمون دادن در آینده همسرتون باکره باشد و‌گرنه ...روز‌ها گذشت و رفقای پسر من، که با توجه به آموزش‌های دوران تحصیل باکره‌گی براشون معنا نداشت، باکره‌گی را از دختر‌ها می‌گرفتن و به راحتی می‌گفتن "دختر خراب!" خراب کیست؟ باکره کیست؟ ما ذهن باکره را ترجیح خواهیم داد، خرابیش مال دیگران! کاش دروغ گفتن و ریا کاری، باکره را نیست می‌کرد.


گلاریژ از ایران-



قبول ندارم...به نظر من یه مسئلهٔ شخصیه‌ که هرکی‌ خودش باید براش تصمیم بگیره. به نظر من روان آدما خیلی‌ مهمتر از جسمشون هست. سکس و رابطهٔ جنسی‌ داشتن،یه مساله غریزی که همه دارن...اهمیتی که تو جامعه به این مسئله میدن باعث شده دخترا میل جنسی شونو سرکوب کنن و اگر هم بخوان نیازشونو بر طرف کنن دائم استرس داشته باشن...بعدش عذاب وجدان بگیرن،خودشونو مقصر بدونن،احساس کنن باعث سر افکندگی خانوادشون شدن ویا زندگی‌ آینده‌شون خراب شده...در صورتی که یه مسئله کاملا طبیعی هست.در ضمن خط قرمزی که گذاشتن باعث نمی‌شه که کسی‌ دیگه نیازشو بر طرف نکنه...دختر ۲روز پریدش عقب میافته میترسه حامله باشه، افسرده می‌شه دیگه نمیتونه کارای روز مره شو انجام بده،خودشو مقصر میدونه ،۱۰۰بار میگه خدایا غلط کردم...بعدم اگه حامل باشه میره سقط جنین می‌کنه که با این کار یه انسانو از زندگی‌ محروم کرده، خودشم کلی‌ آسیب جسمی و روحی‌ می‌بینه....

داریوش از دبی-


عنوان کردن بکارت یعنی‌ اینکه زن تا قبل از ازدواج نباید حق داشته باشد وارد رابطه جنسی‌ با کسی‌ بشود. در دنیایی که حتا خود نفس ازدواج زیر سوال رفته است، کلمه‌ای مسخره تر از بکارت نمیشه پیدا کرد. عنوان کردن بکارت یعنی‌ گرفتن حق انتخاب و داشتن رابطه آزاد جنسی‌ از زنان.


افسانه زاهد از سوئیس-

باکرگی از نظر من نوعی قید و بنده که مردها برای زنها ساخته اند و در کشورهای شرقی و مخصوصا مسلمانان، بهش خیلی اهمیت میدن. باکرگی توی بعضی جوامع برای دختران ازدواج نکرده مهمه که حتی خود دختر و خانواده ی او از اینکه بگن دخترمون باکره نیست شرم دارن و حتی دختر بیچاره رو به درمانگاه برده و مخفیانه پرده ی ورودی رحم او رو میدوزند تا باعث سرشکستگی شون نشه توی کشورهایی مثل ایران حتی اغلب مردها از ازدواج با دختر بدون بکارت امتناع میکنن و دختر بیچاره ممکنه تا آخر عمرش بخاطر یه مساله ی ساده از اجتماع گریزون بشه یا اینکه انگشت نمای همه بشه
این سنت غلطیه که متاسفانه ما زنهای شرقی رو در دامش اسیر کردن و باید بعنوان یه سنت ارتجاعی و قرون وسطایی باهاش مبارزه کرد.




منتشرشده در نشریه جوانان کمونیست528
برای دریافت نشریه به لینک زیر بروید:
http://www.mediafire.com/?q4166zsc32z45gu