برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۰۶/۰۸

سیب گاز خورده !!!














به نام هویت انسانی

روزی ، روزگاری پسرکی جوان در شهر گینکستون واقع در کشور جامائیکا ، برای خرید میوه تصمیم می گیرد ، که از خانه به مرکز شهر برود. مرکز شهر مکان شلوغ و پر ترددی بود ، ایشان با صاحب مارکتی که قرار بود برای خرید پیش او برود ، تماس گرفت و صاحب مغازه با احترام از او استقبال کرد.
او در راه با دوستان و آشنایان خود احوال پرسی کرد و بعد از حدود نیم ساعت پیاده روی ، به مارکت رسید و چند کیلوئی سیب خرید و بعد از گشتی در مرکز شهر ، به منزلش برگشت.
کار پسر به اتمام رسید و بعد از خریدی موفق ، با شوق برای خود ، در منزل برنامه ای تدارک دید ! میوه ها را خورد و از آنجائی که زیاده روی کرده بود ، به دلیل شکم درد ، یکی از سیب هارا بعد از چند گازی ،روی میز می گذارد و نیمه کاره رها می کند و می خوابد!
فردای آن روز پسرک جوان از خواب برمی خیزد و با نگاهی اخم آلود به سیب از اتاقش به سمت دیگر اعضای خانواده می رود ! برخورد پسر با سیب ، بسیار جالب بود !
سیب گاز خورده ، دیگر قابل مصرف نیست !
میوه همان میوه ی دیروزی بود که به خاطرش ، تا مرکز شهر کینگستون رفته بود ، ولی ، دیگر قابل استفاده نیست!
قصدم از نوشتن این داستان کوتاه ، توصیف افراد سیاسی کشورمان ، ایران بود!
مردم داخل همیشه از افرادی که بیرون از کشورمان هستند ، برای خود یک بت ساخته اند و همیشه از آنها به عنوان قهرمان داستان های خود یاد می کنند!!!
ولی در واقع این چنین نیست!!!
زیرا این افراد تنها شومن هستند و قصدشان جمع کردن مشروعیت برای خود هستند ! دقیقا در این مورد با جمهوری ولایت وقیه {وقیح} مشترک هستند!!!
حال به صورت منطقی ، قصد دارم در مورد چند شخصیتی که به چشم مردم خوب هستند ، ولی در واقع همیشه سعی داشته اند ، که خوب باشند ، توضیح و توصیفی کوتاه داشته باشم و قصدم هم از این کار تنها برداشتن ماسک از روی چهره ی واقعی این دوستان است و قضاوت را به شما دوستان و مخاطبانم می سپارم.
خود در مقام قاضی باشید !!!
بنده و تعدادی از فعالین سیاسی و اجتماعی ، بعد از به مخاطره افتادن زندگی امان ، اجباران خانه و کاشانه امان را از دست دادیم و به غربت اعزام شدیم !
در این سفر اجباری تجربیات زیادی کسب کردیم و با این حرکت پرده از روی خیلی از چهره هایی که فکر می کردیم که خوب هستند ، برداشته شد و این سفر باعث شد ، افرادی را بشناسیم و به خیلی از خصوصیات پنهان در آنها ، دست پیدا کنیم!!
این ویژگی ها ننگین هستند ، ولی باید گفته شوند :
افرادی مانند جناب آقایان دکتر سازگارا ، دکتر نوری زاده و خانم الهه هیکس ، به فعالین داخل ایران ، به چشم پله نگاه می کنند و برای بالا رفتن از آنها استفاده می کنند!! با سوار بر روی آنها ، آنها را به پایین و خود را به بالا راهنمائی می کنند و از این راه برای وصل شدن به شبکه های خبری استفاده می کنند!!!
فعالین سیاسی و اجتماعی داخل ایران با به خطر انداختن زندگی خود ، برای آنها خبرهای داخل را ارسال می کنند ، و این افراد با حضور در برنامه های تلویزیونی ، همان خبرها را بازگو می کنند و بسیار چهره ی حق به جانب ، به خود می گیرند!!
اگر فعالین سیاسی ، اجتماعی داخل ، خبر برای آنها ارسال نکنند ، دیگر آنها نمی توانند ، چنان شیوا در برنامه های خبری کشور های مختلف شرکت کنند و خود را به نامبر وان معرفی کنند!
بعد از به خطر افتادن زندگی افرادی که برای این اشخاص ، خبر ارسال می کردند ، این فعالین اگر خوش شانس باشند !، کشور را ترک می کنند و آوارگی را تجربه می کنند ! و اگر نه ...
حال به نظر شما آیا درست است ، که دیگر جواب تلفن ، ایمیل و... فعالین سیاسی داخلی که به تازگی آواره شده اند ، داده نشود؟!!
عین واقعیت است :

آقایان و خانم هایی چون...  متاسفانه همین برخورد را با ما کرده اند.
تمامی تماس های این افراد با ما قطع شد و دیگر حتی جواب ایمیل های ما را هم نمی دادند ،چون دیگر برای آنها سودی نداشتیم و این برخورد با ما ،بسیار شوک برانگیز بود!!
آیا این برخورد درست است !
در واقع در عین ناباوری برای فعالین سیاسی و اجتماعی ، تاریخ مصرف تعیین کرده اند ، در واقع بعد از خروج از ایران ، دیگر تاریخ از بین رفته و ...
آیا به نظر شما اینان ، همان افرادی هستند که خود را در برنامه های تلویزیونی ، پر زرق و برق نشان می دهند !؟
همین اشخاص برای خود چند ده تلفن ، سایت و ایمیل و ... درست کرده اند ، ولی چه فایده ای دارد ، وقتی به هیچ یک جواب داده نشود !!!
یا طوری جواب داده شود ، که طرف از تماس خود پشیمان شود!!
این ها تماما برای تبلیغ است و برای بزرگ جلوه دادن خودشان است!!
در این دنیای وارونه باید یک نفر ، این موضوعات را برای مردم داخلی و دیگر نفرات توضیح می داد ، و بنده این وظیفه را به عهده گرفتم.
بنده قصد تخریب هیچ یک از این اشخاص را نداشتم ، تنها قصدم این است که توسط این مقاله، صدای من و ما را بشنوند ، شاید تغییری در رفتارشان ، پدید آید.
حال شما مخاطب عزیزم :
متوجه ی مطرح کردن داستان کوتاه ابتدای همین مقاله شدید!
با روان مردم بازی کردن و آنها را در مقام سیب گاز زده گذاشتن ، بسیار زشت و ننگین است !!
حتی ، بدتر از رفتارهای جمهوری اسلامی است.!!!
افسوس می خورم برای مردمی که ، به صحبت های این اشخاص توجه می کنند و نمی دانند که چه آینده ای در انتظارشان است!!!
امیدوارم که روزی برسد که ایرانیان ، در سرتاسر کره ی زمین ، تهی از رفتارهای زننده و تفکر زائد، باشند.
امیدوارم تغییر را در رفتارهای افراد سیاسی کشورمان احساس کنیم و هر روز بهتر از دیروز شویم و برای آبادانی کشورمان قدم مثبت برداریم.







بهمن مرادیان پی
2011/08/17