برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۰۶/۱۲

اگر تغییر نکنیم ، ناگزیر تعویض می شویم!







به نام هویت انسانی



پس از برخورد های مکرر ، با رفتارهای هموطنان عزیزم ، در خارج از ایران و خصوصا در غرب ، ناگزیر به قلم زدن درباره ی این موضوع مهم شدم.
باری ، چرا ایرانیان ساکن اروپا و غرب از یکدیگر فاصله دارند ؟
ایرانیان ی ، که خارج از وطن و در دل غربت زندگی می کنند ، از فعالیت های سیاسی واهمه دارند و همیشه در حال عقب نشینی هستند!
هموطنانم به قدرت نداشته ی جمهوری ولایت وقیه {وقیح} ، عکس العمل نشان می دهند و این باعث می شود ، در جا بزنند!!!
همه ی ما بارها نشان داده ایم در کارهای فرهنگی ، صدها قدم از دیگر مردمان دنیا ، جلو هستیم ، ولی در فعالیت های سیاسی ، برعکس!!
متاسفانه بیش از همه چیز ، وابسته به ایدئولوژی و... هستیم ! تا چیزهای مهم دیگر!!!
این رفتار در سرشتمان ، برجسته شده ! که در تمامی موارد گزینشی عمل کنیم!!!
امیدوارم از بیان چنین موضوعی ، از بنده دل خور نشوید :
به قول یکی از دوستان خوبم {ب ج} ، بعضی از رفتارهای ما ایرانیان در غرب ، باعث می شود ، که چنین تفکری در ذهن نفر سوم ، تداعی شود :
که انگار تنها آدرس محل سکونت مان تغییر کرده است!
رفتارها ، همان رفتارهای سالیان قبل است !
رفتارهای زننده ! برخوردهای لغزنده !
در عین ناباوری ، به جای پیشرفت ، پسرفت مشاهده می شود!
در این گوشه ی دنج دنیا ، ما ایرانیان در کنار هم نیستیم ، تنها مقابل هم صف آرائی کرده ایم!!!
این باعث تاسف است !!!
ننگ بار تر از این مگر می شود !!! مگر می شود هموطنت را ببینی ، و از او روی برگردانی !
بله !!!
در غرب ، عاطفه در رفتارهای ما ، حل شده است !!!
تمامی این گزارشات را با نهایت تاسف عرض می کنم:
وقتی رفتارها و روابط ، هموطنانم را از دید ، جامعه شناسی و روابط انسانی ، با یکدیگر، مشاهده می کنم ، تنها فرمانی که از سیستم عصبی و مغزم ارسال می شود :
یک آه بلند است!!!
حرکات و رفتارهای خودمان و وابستگی هایمان را در مقایسه با کشورهای شرق دور ، تنها رعشه به وجودم می اندازد!!! هر چه آنها ، وابسته به یکدیگر و وفادار ، متاسفانه ما چه عرض کنم !!! بر عکس!
ایرانیان ساکن اروپا و غرب ، هر چه نزدیکشان می شوی ، فاصله اشان بیشتر و هر چه دور می شوی ، بیشتر جذب می شوند ! این یکی از ویژگی هائی بوده ، که مرا متعجب ساخته است !
به دلیل پارادوکس های رفتاری ، در رابطه هایشان ، برای یکدیگر تاریخ مصرف تعیین می کنند! متاسفانه آنقدر برای خود مشغله های فکری تراشیده اند ، که نسبت به رویدادهای سیاسی کشورمان ، کاملا بی تفاوت شده اند ! و تبدیل به افرادی خنثی شده اند!
ما ایرانیان متاسفانه ، بیشترین تنش را با خود و سازشهای ماندگاری با عوامل دیگر داریم.
این عرض بنده باعث شرمساری است :
به سرعت گذشته ی خود را فراموش می کنیم و از خود یک ماکت ارائه می کنیم !
شخصیتی کاذب و شکننده!!!
خلاصه همین فاصله ها و ناهمگن بودن هاست که باعث شده در این 31 سال گذشته بر سر کشورمان عزیزمان ، چنین و چنان روی دهد!
مردم داخل کشور سرگرم به مواردی بیهوده ! و پناهندگان غرب و اروپا هم ، دائما در حال اصطکاک با یکدیگر !!
تنها جمهوری ولایت وقیه است ، که در حال سو استفاده است !
تنها سیستم فاسد این جنایت کاران است ، که از آب گل آلود برای خود ، ماهی می گیرد!
تنها جمهوری ولایت وقیه است ، که در فکر است ! البته افکارش تعفون بار است !
و بوی تعفونش ، تا این سر دنیا ، می آید!
هر روز که از خواب بر می خیزم ، تنها وسواس فکری ، چاشنی آغاز روز من است !
تا قبل از اینکه خبرها را چک کنم ، از استرس فکری زیاد ، ذهنم به درد می آید !
با نگاهی به خبرهای سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی ، عمق وجودم تحت تاثیر قرار می گیرد!
بدیهی است که استرس ، ذهن مرا بدرد آورد ! زیرا رفتارهای ناشایست ، جمهوری ولایت وقیه ، سرتاسر محرک است ! و هر لحظه امکان بر پا شدن خطر ، برای کشورمان است!!
با نگاهی عمیق تر به نمودارهای اجرائی کشور ، استرس و وسواس فکری ام ، بیشتر می شود ! زیرا در این گوشه از دنیا ، کاری جز اطلاع رسانی از دستم ، بر نمی آید!!!
رو در رو شدن و برخورد با هموطنانم ، برای من ، شیرین و جالب است .
در همه چیز همراه و هم پیمان هستند ، الی هم فکری و همکاری سیاسی!!!

رفتارشان همیشه برایم سوال برانگیز بوده ، چرا عقب نشینی می کنند ؟
به محض عنوان مسئله ای سیاسی ، چنان از من فاصله می گیرند ، که انگار من اورانیوم غنی شده ام!!!
سپس با فاصله از من می گویند :
ما را اذیت نکن ، ما می خواهیم به ایران برویم و شاید برای مان مشکل ساز بشود!
نمی دانم آیا با این عقب نشینی ها ، مشکلات رفع می شود ؟
آیا این رژیم تا گردن در فساد ، بر کنار می شود ؟
آیا این نابسامانی ها ، جامع سبز به خود می پوشند ؟
با این برخوردها من انرژی ام ، صد چندان می شود و با تمام نیرو رو به جلو ، حرکت می کنم و این انرژیک بودن و جهش به سمت اهدافم ، نسبت ها را تعیین می کنم و در ادامه این نسبت ها ، سرنوشتم را رقم می زند.
به قول بزرگ مرد ، متفکر جهان:
کارل مارکس:
نباید زندگی انسان ها را ، به توسط افکار آنها توضیح داد ، بلکه باید افکارشان را به توسط ، زندگی اشان توضیح داد.
برخی تنها افکار رادیکال دارند ، و به هنگام عمل و پیشنهاد جا می زنند !
این خود جواب سوالی است ، که بازگو کننده ی همه چیز است !
وقتی به ظاهر در تجمعات و میتینگ ها ، مخالف جمهوری ولایت وقیه هستند ، ولی در هنگام یک نظرسنجی و یا حتی ، حمایت توسط یک امضای ساده جا می زنند!
انسان خود باید دریابد ، که هویتشان همانند برف است!!!
همین هویت برف گونه ، باعث می شود که نسبت ها را معیین کنیم!! و رفتارها و روابط مان را به راحتی هرچه تمام تر، خط کشی کنیم.
بنده به عنوان یکی از کوچکترین ، امواج سیاسی و مخالف صد در صد جمهوری ولایت وقیه ، به همه ی این عزیزان ، عرض می کنم :
با دست ، دست کردن و ترس از قدرت پوشالی دیکتاتوران و شانه خالی کردن از مسئولیت شخصی ، کاری از پیش نمی رود!
رها کردن فعالیت برای سرنگونی این رژیم جانی ، و تمامی بار مسئولیت را روی شانه های فعالین سیاسی و اجتماعی گذاشتن ، به دور از مواضین انسانی است.
اگر خواستدار یک حکومت انسانی و به دور از هر گونه تبعیض هستیم ، باید از همین الان شروع به فعالیت و تبلیغ علیه این نظام خون خوار کرد.
به این نکته باید توجه داشت ، که خیلی زود دیر می شود و دیگر پشیمانی حاصلی را در پی ندارد!
در انتها عرض می کنم :
اگر همه چیز را رها کنیم و دائما در حال فرار رو به جلو باشیم و تسلیم تغییر نشویم ، ناگزیر تعویض می شویم ! و از گردونه ی اجتماع انسانی ، اخراج می شویم!
و دست خوش تعویض می شویم !
و ثبات انسانی امان تحلیل می رود!




به امید آزادی ایران و ایرانی.




Bahman Moradian pey
02/09/2011
Central Library In Sheffield
Time : 02:56PM