برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۰۷/۲۳

خطر دریافت اعدام ؛ جان محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس و روشنفکر ایرانی را تهدید می کند !!!





به نام هویت انسانی

دل ها اگر شکسته است ، ما را اگر شکستند !!
ماندیم و راست ماندیم ؛
نشکسته پیمانِ ما.

گزارشی دارم از خاک ایران ، خاکی که در حال حاضر ، اشغال است!!
خاکی که هر کس چیزی غیر از حاکمیت را باور داشته باشد ، به مشکل بر می خورد !
خاکی که تبدیل به خاک ریز دشمن شده است !!!
دشمنی که هم در سیاست مذهبی و هم در مذهب سیاسی ، شکست خورده است !!!
ولی متاسفانه تا آنجا که از دستش بر می آید ، در برابر هویت انسانها ، همانند سال های گذشته ، دست به جنایت می زند.

گزارشی دارم از سرزمین کشورم ایران ، که تبدیل به منطقه ای شده که یک قوم افراطی ، حاکمیت آن را ، تشکیل داده اند ! پایگاهی شده که انواع و اقسام جنایت علیه بشریت ، در آن روی می دهد!!!
در این سرزمین ، متاسفانه ، عاقبت آزاد اندیشی با مرگ گره خورده است.
هر نوع دگر اندیشی برابر با اعدام ، خون و درد است.
حتی فکرش هم ، درد در پیکرها جاری می کند.
در این سرزمین توحید را اصل نابودی کشور قرار داده اند و لاجرم مردم درون را با فشار به سمت نابودی سوق می دهند و هر کس چیز دیگری بگوید ؛ صدایش را در گلویش خفه می کنند!!!
به نقل از روشنفکر ایرانی در بند ، محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) :
مگر به غیر از این است ؛ توحید یعنی :
چیز پرستی و یک چیز دوستی و تسلیم محض ، به یک چیز شدن است !
این نوع تفکر ، یک فصل ننگین در جامعه ی بشری است ، یک نوع توحش ، بربریت ، بدویت احساسی و عاطفی با خود می آورد !!!
قدرت عاطفی با فقر عواطف و زندگانی درونی و اجتماعی همراه است ؛ توحید از لحاظ عاطفی ، یک فقر و در ضمن توحش است.
حال باید به دور از هر گونه خط کشی و تبعیض ، به نجات جان یک انسان و یک روشن فکر
پرداخت . کسی که با تمام وجود در برابر این بربریت موجود در کشور ، استقامت داشته و در برابر اندیشه های خود ایستادگی کرده و در حال حاضر متاسفانه ، در دستان و چنگال نظامی گرفتار شده ، که تا گردن در جنایت فرو رفته است.

سیستمی که جنایت را یک اصل بنیادی برای خود می ستاید ؛ نظامی که با خون و خونریزی ، زاییده شده است !!!
این نظام فاسد ، نظام جمهوری اسلامی است و قهرمان نامی و جاودان ما محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) است.
کسی که مهرش را در نوشته هایش سرازیر کرده است .
کسی که تسلیم خرافه نشده و سرشتش با علم و حقیقت ، اجین شده است ؛
محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس و روشنفکر ایرانی ، که در تاریخ 21 شهریور سال 1389 ( 12 سپتامبر 2010 ) با یورش نیروهای امنیتی در ملک شخصی اش بازداشت و راهی سیاه چال های نظام فاسد جمهوری اسلامی شده است.
ایشان مقالات کوبنده ای علیه اسلام سیاسی و انواع ایدئولوژی های مختلف نوشته که اکثر مقالاتش در پایگاه های مهم خبری چاپ شده است.
فردی که اخلاق خردمند و خرد اخلاق مند را ستوده و همچنان بر مواضع فکری اش استوار است.
ایشان در وضعیت حاد جسمی قرار دارد ، ولی همچنان بر آرمانهایش راسخ است و پای عقب نگذاشته است.
کسی که تمام توان خود را در قلمش جمع کرد و با تمام وجود لرزه به دل جمهوری اسلامی انداخت و آنقدر این فشار شدید بوده ، که از روی عصبانیت او را در زندانی که جایگاه ایشان نیست ، روانه کرده اند !!!
و در حال حاضر ایشان در زندان قزل الحصار نگهداری می شود ، زندانی که جایگاه ایشان نیست.
ایشان صدایش را از وبلاگ شخصی اش (گزارش به خاک ایران) به گوش همگان ، در سرتاسر جهان می رساند.
محمدرضا پورشجری طبق ماده 18 و 19 علامیه حقوق بشر ، مبنی بر آزادی عقیده ، بیان و اندیشه ، طرز تفکرش را به مخاطبانش ، انتقال می داد .

آیا طبق موازین جهانی عمل کردن و زیر بار حرف زور نرفتن جرم محسوب می شود ؟
آیا بر ملا کردن خرافاتی که این نظام به خورد مردم داده است ، جرم است ؟
آیا نباید ایشان مورد حمایت جامعه ی جهانی قرار گیرد ؟

در حال حاضر جان یک فریخته در خطر است و سکوت در برابر این جنایت ، شراکت صد در صد است !!!
ما باید فریاد اعتراض خود را بلند کنیم ، ما باید به دور از هر گونه تبعیض ،به پا خیزیم .

ایشان نسبت به نوشته هایش ، جرائمی را دریافت کرده است :

اقدام علیه امنیت ملی
تبلیغ علیه نظام
توهین به مقدسات
توهین به مقامات اسلامی
توهین به رهبری

که تنها برای توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام ، به 3 سال حبس تعزیری محکوم شده است !!!

از طرفی دیگر نسبت به مابقی جرائم وارده ، باید در تاریخ 30 آذر ، راهی دادگاه شود ؛ خطر صدور حکم اعدام برای این زندانی ، زندگی اش را تحت الشعاع قرار داده است و تنها بازمانده ی خانواده ی او یعنی : دخترش میترا را از همه بیشتر نگران کرده و باعث شده ایشان زندگی اش را با نگرانی دنبال کند. !

بارها و بارها محمدرضا پورشجری را وادار به نوشتن توبه نامه کرده اند ، ولی او همچنان استواری و استقامتش را حفظ کرده است .
حتی برای اینکه زیر بار حرف زور نرود یک مرتبه دست به خودکشی زده !!! ولی او را نجات داده اند و به بیمارستان منتقل کرده اند !!!
در تمامی مدت بازداشت تا به حال از حقوق یک زندانی برخوردار نبوده است !!!
ایشان از ابتدا تا به حال از داشتن وکیل محروم بوده و در تمامی مراحل ، دادگاه های او غیر علنی برگزار شده و حق هیچ گونه دفاع از خود را نداشته است.!!!

درست است ، تمامی گزارشی که از خاک کشورم منتشر کردم ، سراسر ننگن بار است !!!
کشوری که آزاد اندیشان را بند می نهند !!!
کشوری که به بزرگترین زندان برای ، روزنامه نگاران ، وبلاگ نویسان و صاحب قلمان ، تبدیل شده است !!!
کشوری که صاحبان اندیشه را می آزارند !!!
گزارش از خاک ایران را ، با گزیده ای از نامه ی محمدرضا پورشجری به دخترش ،
میترا پورشجری خاتمه می دهم :

میترا جان :
یادت باشد ، من یک فرد نیستم ، یک فکرم ؛
من یک شخص نیستم ، بلکه یک اندیشه ام.
اندیشه ای که در میان ایرانیان ریشه دارد.

نویسنده : بهمن مرادیان پی
نویسنده وبلاگ : عدالت ، برابری ، آزادی
2011/10/14