برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۰۷/۲۷

مردی که با قلم خود ، به جنگ اسلام سیاسی و حکومت دینی رفته بود.




ارباب زَرُ و زور به هم می ترسند
و ز هر که قوی ست ، بیش و کم می ترسند
این طُرفه نگر ، که صاحبان زَر و زور
با این همه زور ، از قلم می ترسند !!!

بهمن مرادیان پی


به نام هویت انسانی

"محمدرضا پور شجری" ("سیامک مهر") نویسنده ی وبلاگ "گزارش به خاک ایران" ، مردی که با قلم خود ، به جنگ اسلام سیاسی و حکومت دینی رفته بود.

"محمدرضا پورشجری" ملقب به "سیامک مهر" ، در تاریخ اول فروردین سال 1339 در مشهد متولد شده است.
ایشان نویسنده ی وبلاگ :
"گزارش به خاک ایران" بوده ومقالات کوبنده ای در برابر اسلام سیاسی و ادیان ، به نگارش در آورده ، که در پایگاه های مهم خبری منتشر شده است.
این روشنفکر ایرانی که بیشتر از یک سال است ، که در زندان های نظام جمهوری اسلامی گرفتار است.
تمام اتهام "محمدرضا پورشجری" ، اندیشه ی انسانی ونقد سنت ها و قوانین ارتجاعی رژیم اسلامی و ظلم جاری بر مردم عزیز ایران است.
در واقع "محمدرضا پورشجری" کسی است که به انسانیت ، اخلاق خردمند و خرد اخلاق مند ، عشق می ورزد و همه ی تلاش و داستان زندگی اش ، برای روشن گری وآگاهی دادن به جامعه ی بشری است ، که به دام خرافات و فرهنگ ضد انسانی و نابرابری گرفتار شده اند.

"محمدرضا پورشجری" در تاریخ 21 شهریور 1389 برابر با 12 سپتامبر 2010 با یورشی که ماموران اداره ی اطلاعات کرج به آپارتمان شخصی وی داشتند ، بازداشت شده و به همراه او کلیه لوازم شخصی از جمله کیس کامپیوتر، ریسیور ماهواره ، مدارک هویتی از قبیل شناسنامه ، پاسپورت ، اسناد بانکی ، دست نوشته ها ، فیش ها ، یادداشت های شخصی و متفرقه ، کتاب ها ، فلش مموری ، سی دی ها و... که دقیقا متوجه ی ریز آنها نشده است را با خود بُرده اند!!!

ماموران اطلاعات که چهار تَن بوده اند ، او را به بند اطلاعات در زندان رجائی شهر ، معروف به بند 8 سپاه منتقل کرده و در سلول انفرادی حبس نموده اند!!!

در همان روز بازجوئی ها آغاز شده و با تهدید ، تمامی رمز عبور ایمیل ، آدرس ها و پسورد وبلاگ های او را از ایشان گرفته اند و با تهیه پرینت از مقالات مندرج در وبلاگ "گزارش به خاک ایران" و تهیه ی پرینت از متن ایمیل ها و نامه های متعدد او و تماس های او با هم میهنان در خارج از کشور ، به مدت چندین روز متوالی به قصد پرونده سازی و وارد آوردن اتهاماتی از قبیل :
- اقدام علیه امنیت ملی
- تبلیغ علیه نظام
- توهین به مقدسات
- توهین به مقامات رژیم اسلامی
بازجوئی هائی همراه با فشار و تهدید را ادامه داده اند ! به دنبال فشارهای تحمل ناپذیر و برای خود داری از اظهار توبه و پشیمانی ، با بُریدن رگ های دست خود در سلول انفرادی اقدام به خودکشی نموده ، که موفق نشده است ؛
وی را به بیمارستان زندان منتقل و مداوا کرده اند . بازجوئی ها همواره با چشم بند و با کتک ، ضرب و شتم و فحاشی همراه بوده است !
در یک مورد از او خواسته اند که وصیت نامه بنویسد و سپس وی را به روی چهار پایه بُرده اند و نمایش اعدام اجرا کرده اند ! که تنها هدف شان تهدید و ترساندن وی بوده است.
پس از 24 روز او را به قسمت عمومی زندان انتقال داده اند !
ولی به مدت 8 ماه ممنوع الملاقات ، ممنوع التلفن ، و حق در اختیار گرفتن وکیل را هم از او گرفته بودند !!!!
او در این مدت یا در سلول انفرادی و یا در اتاقک هایی معروف به فرعی همراه با تعدادی از ... برای ماه ها حبس کردند.
دادگاه انقلاب کرج بدون تشکیل دادگاهی عادلانه و واجد قواعد حقوقی ، از بابت توهین به رهبر جمهوری اسلامی و نیز تبلیغ علیه نظام اسلامی ، او را به 3 سال حبس تعزیری محکوم کرده است و از بابت اتهام توهین به مقدسات پرونده ای را در دادگستری کرج گشوده ، که با توجه به ماده 513 قانون مجازات اسلامی ، با خطر صدور حکم اعدام مواجه کرده است!!!
در هیچ مورد ، حقوق او رعایت نگردیده و وکیل هم نداشته ! هیچ کدام از دادگاه های صورت گرفته ، واقعی و علنی نبوده و صلاحیت لازم را نداشته است. او را بی خبر و بدون اطلاع قبلی ، و با دستبند و پا بند به دادگاه های فرمایشی می بُردند که فقط او و دادرس دادگاه حضور داشته است ! از کیفر خواست نیز در بی اطلاعی کامل به سر می برده !
طی این مدت از بازجو و شکنجه گر و بازپُرس گرفته ، تا حتی کارمند شعبه ی 2 دادگاه انقلاب ، دائما او و خانواده اش را به مرگ و اعدام تهدید می کردند ! او طبق ماده ی 19 اعلامیه حقوق بشر از آزادی بیان استفاده نموده و در بلاگ شخصی اش اندیشه ها و افکار و آرای خود را منتشر می ساخته و اتهاماتی که به او وارد کرده اند ، بر طبق همین ماده و ماده ی 18 این اعلامیه که به آزادی عقیده و وجدان صراحت دارد ، بی اساس و فاقد وجاهت قانونی است.

نویسنده : بهمن مرادیان پی