برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۰۴/۱۸

روح الله خمینی:من لازم باشد امروز یک حرفی را می زنم، اگر فردا لازم ببینم عکس آن را می زنم !!!





خانم ستاره درخشش: شما در نوفل لو شاتو بودید، روحیهٔ آیت الله خمینی نسبت به وضع ایران چه بود؟ آنجا درک می کردید که بعد از ورود ایشان، تغییراتی ایجاد بشود؟ پیش نویس قانون اساسی که تنظیم شده بود، کنار گذاشته شود، و عدّه ای زندانی شوند؟ دکتر بنی صدر که در بسیاری از کتاب های خود، بویژه در خیانت به امید، به این مسأله اشاره کرده است، چنین پاسخ داد: اینکه من او را می شناختم، متأسفانه نه. و این هم اشتباه است از جانب ما و هم اینکه جبرانش آسان نبود. برای اینکه وضعیتی که الان من دارم و مردم ایران دارند، حاصل این عدم شناسائی بموقع است. اما آنچه که می دیدیم و می خواستیم ببینیم، بهتر بگویم می خواستیم ببینیم، چون خود را سانسور می کردیم، واقعیت ها را نمی خواستیم ببینیم. آن خمینی که ما می دیدیم و مردن ایران می دیدند که ایشان را بردند به ماه، گفتند اصلاً آنجا دیدیم، یعنی یک معنویت محض. این را ساده نباید تلقی کرد که مردم ایران اینقدر این کیش شخصیت... و در اسطوره سازی تا جائی رفتند که این آقا را بردند کرهٔ ماه. نه از دید مردم، می خواستند این یک معنویت خالصی باشد. خوب، او مرجع تقلید هم که بود. پس انتظار هم نداشتیم که ایشان یک تعهداتی را در برابر دنیا بر عهده بگیرد، بگوید ما بعد از رژیم شاه این کارها را خواهیم کرد، بعد بیاید پایش که به ایران رسید عکس آن کارها را بکند. این را هم انتظار نداشتیم. می گفتیم خوب مرجع است دیگر، می داند که دین یعنی عهد و وقتی اینها را جلو دنیا گفت، به آنها عمل می کند. پس بخود اطمینان کامل می دادیم که این است و جز این نیست. اینجور خواهد شد. حالا رسیدیم به ایران و بنابر بقول شما قانون اساسی شد، بر پیش نویس قانون اساسی شد که در دفتر آقای دکتر [یدالله]سحابی با شرکت عده ای از حقوقدان ها تهیه شد، من هم در تهیهٔ آن، در آن دفتر شرکت داشتم، هم بعنوان عضو شورای انقلاب. خانم ستاره درخشش: ولایت فقیه چه جائی داشت در این قانون اساسی؟ آقای ابوالحسن بنی صدر: هیچ جایی، هیچ جایی، ولایت جمهور مردم بود بنابر آنچه در نوفل لو شاتو آقای خمینی، بر آن تصریح کرده بود. و این تهیه شد، قانون اساسی هم تهیه شد و دیگر ما کاملاً مطمئن بودیم که اینبار ما می توانیم یک دولت حقوقمدار، مردم سالار داشته باشیم. پس تا اینجا مشکل نداشتیم. الا اینکه اول بار شروع شد با این روسری یا تو سری، معروف به شعار روسری یا تو سری، که زنها را مجبور کردن به روسری گذاردن. و من به نزد آقای خمینی به قم رفتم و گفتم مگر شما در پاریس نگفتید که زنها آزادند در پوشش؟ این بساط چیست؟ گفت من لازم باشد امروز یک حرفی را می زنم، اگر فردا لازم ببینم عکس این حرف را بزنم، عکس آن را می زنم. ما تازه متوجه شدیم که اِی، با یک آدمی طرفیم که نه، این میزان و قول و قرار و تعهد و معهدی توی کارش نیست. منظور به اینکه، پس جواب شما اینست: ما تا تهران نه، با خیال راحت، کاملاً، اصلاً هیچ دغدغه خاطر هم نداشتیم. یک مقداری از باب اینکه بالاخره یک محور سیاسی لازم است چرا [نگران بودیم]. برای اینکه قدرت، قدرت است دیگر. فرشته را شیطان می کند. بنابراین فکر اینکه یک محور سیاسی باشد که این آقایان یکه تاز نباشند، چرا این [نگرانی] وجود داشت و در پاریس هم کوشیدیم با...اینکار را هم بکنیم وقتی آقایان مهندس سحابی و دکتر سنجابی اینجا بودند که متأسفانه موفق نشدیم، در تهرات هم موفق نشدیم، و اشکال از این وَر بود. نتیجه آن ور در واقع در قدرت یکه تاز شد. و طبیعتاً قدرت آنچه که اقتضاء داشت، کردند. معلوم شد که آنها بندی ندارند. خانم ستاره درخشش: در همین ارتباط جنابعالی اشاره فرمودید به وضع خودتان در حال حاضر، بسیاری از پیشگامان این انقلاب بهرحال به یک همچنین سرنوشتی دچار شدند، در زندانها بودند، محکوم شدند، چرا به این سرنوشت این عدّه دچار شدند؟ آقای ابوالحسن بنی صدر: آن ضد انقلاب است که قدرت را هدف می کند و بر ضد انقلاب عمل می کند، چون اینهایی که انقلاب را آوردند، حاضر نمی شوند تن بدهند به توقعات این ضد انقلاب، او با استفاده از منطق صوری، این ارسطو خیلی معلم گردن کلفتی است برای مستبدها، منطق اش، منطقی است که هر قدرتمندی بکار می برد، صورتاً انقلاب، یعنی این آقای خمینی. واقعاً اندیشه و عمل ایشان، بخصوص از زمان ورود به ایران به بعد، اندیشه و عمل ضد آن انقلاب است. برای اینکه آزادی که منکر شد، استقلال را که با گروگانگیری و جنگ ٨ ساله و معاملات پنهانی و ایران گیت و اکتبر سورپرایز و اینها، برباد داد. عرض کنم بشما، آن اسلام که بیان آزادی باشد، معنویت باشد، آنهم که کرد یک بیان خشونت آمیزترین روش ها. اصلاً او خشونت را تقدیس کرد. آن خشونت که الان در دنیای اسلام هست، منشأ اش ایشان است بلحاظ اینکه تقدیس کرد این خشونت را، والا تا آنوقت خشونت در اسلام مقدس که نبود هیچی، نکوهیده هم بود. ایشان[= روح الله خمینی] این کارها را کرد، پس بنابراین در موضع ضد انقلاب بوده. حالا آنچه که کرده از گرفتن و کشتن، اینها را ضد انقلاب است که کرده، نه انقلاب است که فرزندان خود را بلعیده یا خورده یا...

۱۳۹۰/۰۴/۱۳

To the decent and revolutionary people of Syria








Your brave struggles with one of the most brutal repressions and regimes of our time have aroused admiration and solidarity in the people of the world. The people of Iran follow, however, with more enthusiasm and care of the attempts of Syrian women and men to get rid of Bashar Al-Assad’s regime and the criminal ruling clique in Syria, since the regime of Syria is allied with the Islamic regime of Iran and the overthrow of either of them would cause a wave of happiness and success, in particular, among the oppressed people of these two countries.
Let me on behalf of the people of Iran, state that was in fact vanguard of the heroic revolutions in the countries of North Africa and Middle East by raising up against the Islamic regime in 2009, express my solidarity with you, the revolutionary people of Syria. We and the people of Iran condemn strongly appalling crimes of al-Assad’s regime and the army against you and are firmly standing by your side. We are all aware of the fact that the Islamic regime of Iran has done all that was within its power, and still is doing, to maintain al-Assad’s bestial regime and support criminal Islamic currents, like Hamas and Hezbollah. We have always condemned the axis of crime and terror, headed by the Islamic Republic of Iran, and supported the struggles of the people of Palestine under the ruling of Islamic criminal gangs.
We believe that either in Cairo and Damascus or in Baqdad and Tehran or in Athens and Madrid, people have common interest and must be released from clutches of capitalism and dictators. So when you, under the fire of guns and tanks of Al-Assad’s regime, set fire to the flag of the Islamic Republic of Iran, you are at the same time speaking the Iranian people’s mind! To the extent that your revolutionary struggle would pull up the roots of dictatorship, reaction and rightlessness in Syria, that you would advance in establishing freedom, equality, welfare, and a secular state emerged from the revolutionary people’s will, to the same extent you would strengthen the struggles of the masses of people elswhere.
Here, I would like to take the opportunity to call upon the Iranian freedom-loving people abroad to express in every way their solidarity with the liberating struggles of the people of Syria, to enter the scene in defence of the Syrian revolution, and to condemn the atrocities of the regime of Syria against the people and the colaboration of the Islamic regime in bloody repression of the people of Syria. Showing an ever greater solidarity with the people of Syria would be at the same time a crushing response to the Islamic regime, its Syrian allied, and all those governments which openly or secretly supporting maintenance of al-Assad’s regime. Worker-communist Party of Iran, on its part, will work for strengthening of this solidarity.
On behalf of members and supporters of the Party and all those that are struggling for overthrow of the Islamic regime in Iran, I send our compliments to you, the heroic people of Syria, and eagerly wish you victory in your struggle for overthrowing al-Assad’s regime and in your cause.

Asqar Karimi
On behalf of
Worker-communist Party of Iran
June 23, 2011

نازنين صديقي اگر بگويي زبانت را ميبرند !!!






اين روزها وضعيت داخلي رژيم اسلامي وضع بهتري از چهره بي آبروي خارجي آن ندارد. دولت و مجلس دو شقه شده و به جان هم افتاده اند. هر چه احمدي نژاد بتلاود و هر حرکتي که اطرافيان نزديک به وي انجام دهند مورد شماتت و انتقاد و جيغ و فرياد نزديکان رهبر قرار ميگيرد و بر عکس. حال اين شامورتي بازي است و دغلکاري است يا واقعيتي از بهم ريختگي درون حکومت مورد بحث من نيست؛ من در اين مطلب قصد دارم تقريبا بدون تفاسير طولاني به يک سري مسائل روز سياسي – اجتماعي در ايران بپردازم. احمدي نژاد وزارتخانه ها را در هم تلفيق ميکند و آش شوربايي از ممکلت بهم ريخته ميسازد و مجلس مخالفت ميکند. مصباح يزدي نظريه پرداز نظام که تا چندي پيش از طرفداران پر و پا قرص احمدي نژاد بود به وي و رحيم مشايي اش ميتازد... و خلاصه صحنه سياست ايران شهر فرنگي است ديدني که متأسفانه ضررش را فقط مردم تحت ستم ايران ميبينند.
سطور بالا تصوير کوچکي از وضعيت رژيم و جناحهاي درون آن است. از طرف ديگر با شروع فصل تابستان، با اجراي طرح به اصطلاح امنيت اجتماعي به جان مردم و خصوصا زنها افتاده اند و به نام عفت و عرف شرعي و اجتماعي به اذيت و آزار مردم ميپردازند. طبق اخبار موثق بدست آمده اکثر دستگير شدگان زنان جوان ميباشند. سخن از زنان به ميان آمد. آري زن، نيمي از شهروندان جامعه ۷۰ ميليوني ايران که حتي شهروند درجه چندم هم به حساب نمي آيند. بر اساس نص صريح قرآن و قوانين شريعه زنان همواره بايد در بي حقوقي فرودستي کامل بسر ببرند. اگر بر آنان ظلمي روا شود حتما خود آنان مقصر هستند؛ نمونه جديد آن ماجراي حمله به مهماني خصوصي در سده (خميني شهر) اصفهان است که اوباش اسلامي به باغي در آنجا حمله کردند، زنان را از مردان جدا کرده و مردان را در قسمتي از باغ زنداني کرده و سپس به شکل گروهي به آنان تجاوز کردند که در بين زنان حتي زن حامله اي نيز وجود داشته است. جالب اينجاست که از رئيس پليس گرفته تا امام جمعه و بقيه شيخ پشم الدين هاي آن اطراف به طور مدام متذکر شده اند که زنان آن مهماني بدحجاب بوده اند و غيره.
اين حکم زن در ايران تحت حاکميت اسلام ناب محمدي است. البته اين شگرد ۳۲ ساله اين حکومت از همان بدو تولدش بود که با برقراري قوانين شرعي در جامعه و سختگيريهاي فراوان، مردم و خصوصا زنان را به تمکين وادار نمايد. اما اين سياست و تاکتيک همواره به ضد خودش تبديل شده و زنان در طول اين سالها حتي اگر شده با عقب بردن چند سانتي از روسري خود به عقب، با اين جانوران جنگيده اند. بله، اين جنگي خياباني و هر روزه بين مردم و خصوصا نسل جوان با رژيم آدمکش اسلامي در ايران بوده وهمچنان ادامه دارد. زن ايراني، جوان ايراني و کلا مردم ايران، آزادي ميخواهند، عشق ميخواهند، خواهان شادي و يک زندگي عاري از بيم و ترس هميشگي از اوباش امر به معروف و نهي از منکر و ديگر هم خانواده هاي آنان هستند و براي همين به مبارزه خود در اشکال مختلف ادامه ميدهند. و براي همين است که آن دسته که امکان و توان مالي دارند از اين جهنم خارج شده و به کشورهاي غربي براي ايجاد يک زندگي آرام و بي دغدغه روي مياورند.
در ايران خنده ممنوع است، مجازات عشق، مرگ و قصاص و سنگسار است، سزاي نظر و تفکر منتقد و مخالف، زندان و کهريزک و اوين است. اگر بنويسي قلمت را ميشکنند، اگر بگويي زبانت را ميبرند، زن باشي، اصلا وجود نداري و بايد وجودت احساس نشود وگرنه ايجاد فساد ميکند و به همين دليل زن بودن هم در آن جامعه جرم بزرگي است و ... و اينها همه براي بقاي حکومت است که انجام ميگيرد چرا که اين جانوران خود واقفند که تا چه حد مورد نفرت مردم هستند و براي همين از هيچ جنايتي براي سرکوب مردم دريغ ندارند.
نابود باد جمهوري اسلامي

بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران :روز ۱۸ تیر باید علیه این ظلم, قفل سکوت را بشکنیم



بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران :روز ۱۸ تیر باید علیه این ظلم, قفل سکوت را بشکنیم.

جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران درآستانه ۱۸ تیر بیانیه ای صادر کردند , در بخشی از این بیانیه آمده است : در سالگرد قیام و گرامیداشت روز ۱۸ تیر، باید علیه این ظلم, قفل سکوت را شکسته, و ندای زنده باد آزادی و مرگ بر دیکتاتور سر میدهیم و خواستار آزادی زندانیان سیاسی به طو ر خاص دانشجویان دربند اسیرمان میشویم... مشروح کامل این بیانیه ای راست قامتان وطن دوست, وقت تمام کردن کار است. دانشجویان سراسر کشور هموطنان درتاریخ مبارزه ملت قهرمان ایران در هر روز و ساعتش برگی زرین از مبارزه نگاشته شده است . ماه خرداد خونین که یاد آور شهدای قیام سال ۸۸ است را پشت سر گذاشتیم و اینک تیرماه و خاطره کوی دانشگاه و حمله ناجوانمردانه نظام ولایت فقیه را در پیش داریم که چگونه دانشجویان آزاده را به خاک و خون کشیدند و به خیال خام خود خواستند که قلب تپنده و پیشتاز مبارزات را در نطفه اش خاموش کنند اما این حادثه تخم افشان جوانه های امیدی دیگر و قیام های سال ۸۸ شد و اثبات شد که ظلم پایدار نخواهد ماند . دانشگاه زنده است و دانشجو پیشتاز ملت ایران است . در روز ۲۲خرداد دومین سالگرد قیام سال ۹۰ همه اقشار مردم حضور خود را در خیابانهای تهران برای زنده نگه داتشن جنبش به ثبت دادند وادامه آنروز باید که تیر ماه در ادامه قیام, همانند سوریه و دیگر کشورها قفل سکوت در ایران نیز شکسته شود! چراکه این نظام پوسیده تر از آن است که بتواند به حکومت ننگین خود ادامه بدهد . جوانان انقلابی ایران هزینه گزافی برای مقابله با دیکتاتور داده اند و مسیر سبزو سفید و سرخ را فر اسوی ملت ایران قرار داده اند . پس ای دانشجویان و جوانان انقلابی همه باهم متحد شویم . در سالگرد قیام و گرامیداشت روز ۱۸ تیر باید علیه این ظلم, قفل سکوت را شکسته, و ندای زنده باد آزادی و مرگ بر دیکتاتور سر میدهیم و خواستار آزادی زندانیان سیاسی به طو ر خاص دانشجویان دربند اسیرمان میشویم... دوران دیکتاتوری در خاورمیانه به پایان رسیده است زنده باد دانشجویان آزاده در بند درود بر شهدای راه آزادی
مرگ بر دیکتاتور
جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران