برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۰۹/۲۶

کریستوفر اریک هیچنز درگذشت.






کریستوفر اریک هیچنز زاده ۱۳ آوریل ۱۹۴۹- ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱ نویسنده، منتقد و روزنامه نگار انگلیسی -آمریکایی و از بزرگ‌ترین صاحب نظران مکتب ضدخدایی بود.




مقالات و کتب ضدخدای او تا حدی تندرو و شدیداللحن هستند که دیدگاه بسیاری از میانه‌روهای بیخدا را نیز معتدل جلوه می‌دهند. او دانش آموختهٔ دانشگاه اکسفورد بود. وی انگلیسی الاصل بوده و از نظر سیاسی با محافظه کاران آمریکایی اغلب در یک گروه قرار داده شده‌است. هیچنز برای مجلاتی چون آتلانتیک، ونیتی فر، سلیت، ورلد افرز و نیشن مقاله می‌نوشت. او از تحسین گران افرادی چون جورج اورول، تامس پین، و تامس جفرسن و از منتقدان بنام مادر ترزا، بیل کلینتن و هنری کیسینجر محسوب بود. گرایشات چپ گرایانه هیچنز پس از فتوای خمینی در باره نویسنده انگلیسی، سلمان رشدی و آن چه وی موضع گیری ملایم اروپا در رویارویی با آن فتوا نامید، رو به سردی گذاشت و پس از حمله تروریستی یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، او به شکلی آشکار سیاست خارجی مداخله جویانه در مقابل آن چه او «فاشیسم با چهره‌ای اسلامی» نامید را پذیرا گشت.




هیچنز خود را ضدخدا می‌نامید و می‌گفت:«فرد می‌تواند بی خدا باشد و در همان حال آرزو کند که‌ای کاش باور به خدا راست بود، حال آن که یک ضد خدا کسی است که بسیار از این موضوع که شاهدی بر وجود خدا وجود ندارد خرسند بود.» او معتقد بود که موضوع خدا یا یک وجود برتر اعتقادی تمامیت خواهانه و ویرانگر آزادی‌های فردی است. او باور داشت که آزادی بیان و یافته‌های علمی باید جایگزین مذهب به عنوان تشریح کننده اخلاق و تمدن بشری گردند. کتاب مشهور وی «خداوند بزرگ‌مرتبه نیست: چگونه دین و مذهب همه چیز را مسموم می‌کند» (God is not Great: How Religion Poisons Everything) می‌باشد. درآن کتاب، وی به شکلی فراگیر به موضوع بی خدایی و ریشه و طبیعت مذهب پرداخته‌است. آخرین کتاب هیچنز «هیچ-۲۲ یک شرح حال» در ماه ژوئن سال ۲۰۱۰ منتشر گردید. تور تبلیغاتی کتاب در همان ماه به دلیل وضع بدنی هیچنز نا تمام ماند. در ژوئیهٔ سال ۲۰۱۰، هیچنز در وبسایت خود اعلام کرد که او اخیرا مبتلا به بیماری سرطان مری شده‌است. کریستوفر هیچنز در ۱۵ دسامبر ۲۰۱۱ در سن ۶۲ سالگی به دلیل ابتلا به سرطان مریدر گذشت.


۱۳۹۰/۰۹/۲۵

سدی به اسم دین




به نام هویت انسانی


بنیادگرایی دینی فعالانه مانع علم ورزی می شود.


بنیادگرائی دینی به ما می آموزد که تغییر عقیده ندهیم و چیزهائی جالبی را که می توانیم بدانیم ، نیآموزیم.


بنیادگرائی راه علم را سد می کند و شیره ی عقل را می کِشد ! اسفبارترین نمونه ای که می توانم در این مورد ذکر کنم ، حکایت زیست شناس امریکائی ، کرت وایز است که امروزه مدیر مرکز پژوهش های منشا انواع در کالج برایان در دایتون تِنِسی است.


کالج برایان در سال 1925 ، یک معلم علوم به نام جان اسکوپ را به اتهام تدریس تکامل به دادگاه مشهور "محکمه ی میمون" فراخواند.


وایز می توانست آرزوهای دوران کودکی اش را تحقق بخشد و در یک دانشگاه واقعی استاد زمین شناسی شود . دانشگاهی که شعار آن می توانست "انتقادی بیاندیش" باشد ، نَه شعار متناقضی که امروزه بر وب سایت کالج برایان می بینیم :


"انتقادی و انجیلی بیاندیش" !


در واقع جناب وایز یک مدرک زیست شناسی از دانشگاه شیکاگو دارد ، به علاوه ی دو مدرک دیگر در زیست شناسی و گیاه شناسی از هاروارد ، که در آنجا زیر نظر کسی مثل استفن جی گولد تحصیل کرده است.


وایز دانشمند جوان ، نخبه و آینده داری بود که می توانست رویای خود را تحقق بخشد و به پژوهش و تدریس در یک دانشگاه معتبر بپردازد.


سپس تراژدی رخ داد و او نه از بیرون ، بلکه از درون خود گرفتار بنیادگرائی دینی شد ! این بنیادگرائی او را واداشت تا باور کند که زمین موضوع تحصیل اش در شیکاگو و هاروارد کمتر از 10 هزار سال عمر دارد ! او آن قدر هوشمند بود که تصادم شاخ به شاخ میان دین خود و علم را تشخیص دهد و این تعارض مایه ی نا آرامی فزاینده ی او شد !


یک روز که دیگر نمی توانست این تنش ها را تحمل کند ، قیچی را بَرداشت و سر وقت انجیل رفت و شروع کرد به بُریدن هر آیه ای که با جهان بینی علمی نمی خواند ! در پایان این عمل بسیار صادقانه و پُر زحمت بود . پس از پایان کار دیگر چیزی از انجیل باقی نمانده بود . هر قدر سعی کرد ، حتی با حفظ حاشیه های بزرگ کتاب مقدس ، دید که دیگر نمی شود بدون گسیختن شیرازه ی کتاب مقدس آن را از روی میز بَردارد.


پس از کِش مَکشی که با خود داشت ، تا جائی پیش رفت که درگیر بنیادگرائی واقعی و افراطی دینی شد ! وی مجبور بود بین تکامل و کتاب مقدس ، دست به انتخاب بزند ! مادام با خود فکر می کرد که آیا تکامل درست است ؟ پس اگر تکامل درست است باید نوشته های انجیل را نادیده بگیرد وآنها را دور بریزد و به راه خود ادامه بدهد .


و اگر تکامل اشتباه است باید علم را رها کند و تمامی زمانی که برای فرا گرفتن علم صرف کرده ، بیهوده بوده و این روند تاثیر بدی روی ذهن او می گذارد و می تواند سرشت زندگی او را ، از دست وی درآورد !


وی در عین ناباوری تمام آمال و آرزوهایش را به دور انداخت و متاسفانه درگیر بنیادگرائی دینی شد ! بله درست متوجه شدید ، او تکامل را نادرست قلمداد کرد ! من این داستان را غلم انگیز توصیف می کنم.


پافشاری کِرت وایز بر بنیادگرائی دینی ، ناشی از حکم ایمان دینی بود ، که ظاهرا ، برای برخی همان ، قدر الزام آور و مقید کننده است.


می توان گفت : ایمان دینی ، نوعی شکنجه ی روانی است.


زخمی که بر زندگی کرت وایز افتاد ، گویا بر زندگی من افتاده ! این رقت بار است که دین مانع از پیشرفت می شود! زخمی که به آینده و شادکامی زندگی او وارد شد ، کار خودش بود و بسیار غیر ضروری بود و به راحتی می شد ، از آن اجتناب کُند .


تنها کاری را که باید می کرد ، این بود که کتاب را به دور بیندازد ، ولی متاسفانه کار بنیادگرایانه ای انجام داد ، علم ، شواهد و آرزوهایش را به دور انداخت !


جان رضا شهابى در خطر است، نياز به اقدامى اضطرارى و جهانى است


















به اتحاديه هاي كارگري در سراسر جهان




رضا شهابي عضو سنديكاي شركت واحد، بيست روز است كه در اعتصاب غذا بسر ميبرد. جان او در خطر است. بنا به گفته پزشكان خطر فلج شدن او را تهديد ميكند، بايد براي نجات جان او كاري كرد.




اين دومين بار است كه رضا در اعتراض به ادامه بازداشتش دست به اعتصاب غذا ميزند. رضا شهابي از ١٢ ژوئن ٢٠١٠ ، يعني ١٨ ماه است كه در زندان است. براي او وثيقه تعيين كرده بودند، اما عليرغم اعلام آمادگي خانواده اش و تهيه پول از جانب آنها، بازهم آزادش نكردند.




بنا بر خبر منتشر شده از سوي كميته دفاع از رضا شهابي قرار بود او را امروز ١١ دسامبر به بيمارستان منتقل كنند، اما وي را به بند ديگري از زندان اوين، بند ٣٥٠ انتقال داده اند.




همراه با رضا شهابي و همراه با كميته دفاع از او و خانواده اش فشار بياوريم كه رضا را فورا از زندان آزاد كنند. ادامه اعتصاب غذا براي رضا خطرناك است، با اعتراض گسترده خود به جمهوري اسلامي، كاري كنيم كه رضا به اعتصاب غذايش خاتمه دهد و به او اطمينان دهيم كه در كنارش هستيم.




رضا شهابي بخاطر تلاش كارگران شركت واحد براي ايجاد تشكلشان و مبارزاتشان براي حق و حقوق خود در سال ٢٠٠٦ زنداني است. رضا شهابي بايد فورا از زندان آزاد شود. ما از همه اتحاديه هاي كارگري در سراسر جهان ميخواهيم كه به جنايات جمهوري اسلامي در قبال رضا شهابي و زندانيان سياسي در ايران اعتراض كنند. جمهوري اسلامي در قبال جان رضا و وضعيت جسمي وخيمي كه امروز او در آن بسر ميبرد، مسئول است. بايد چنين رفتار جنايتكارانه اي در قبال زندانيان سياسي در ايران با شديد ترين اعتراضات جهاني پاسخ گيرد.




به هر شكل كه ميتوانيد، با اعتراض خود و محكوم كردن جمهوري اسلامي رضا شهابي و كميته دفاع از او را مورد حمايت و پشتيباني قرار دهيد.







كمپين براي آزادي كارگران زنداني




٢٠ آذر ٩٠، ١١ دسامبر ٢٠١١





Shahla_daneshfar@yahoo.com



آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید





Bahram.Soroush@gmail.com



آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید




http://free-them-now.blogspot.com


....................................



labor Activist Reza Shahabi's Life is in Danger - Urgent Worldwide Action Needed







To labor unions worldwide:




Reza Shahabi, a member of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company, has been on hunger strike for twenty days. His life is in danger. Doctors have stated that he is at risk for paralysis, and his case has drawn strong international support. We must act quickly to save him.




This is the second time he has gone on hunger strike in protest of his detention. Reza Shahabi has been in jail for 18 months since June 12, 2010. He was set a $60,000 bail for his release, however, the regime has refused to release him .




According to news published by the Committee to Free Reza Shahabi, he was to be transferred to the hospital today, 11 December 2011. Instead, he was sent to cell 350 in Evin prison.




Hand in hand with Reza Shahabi, his family, and the Committee to Free Reza Shahabi, we urge you to create the necessary pressure to free Reza from prison. Continuing this hunger strike poses a great risk to Reza's life. With a vast protest against the Islamic Republic, we can make him feel we are beside him so he can stop his hunger strike.




Reza Shahabi is in prison for his activities to establish the Syndicate and the struggle for their rights in 2006. We call international labor unions to protest against the Islamic Republic's crimes against Reza Shahabi and political prisoners in Iran. The Islamic Republic is responsible for Reza Shahabi's survival and his precarious health condition today.




Such a criminal act against political prisoners in Iran should be met with a prompt response in the form of the most severe worldwide protest action possible.




Support Reza Shahabi and the committee established in his defence by your protest and condemnation of Islamic Republic of Iran in any way possible.




These activists join a number of other trade unionists already in jail or about to be jailed:




• Reza Shahabi and Ebrahim Madadi (jailed leaders of Tehran’s bus workers’ union)



• Behnam Ebrahimzadeh (jailed member of the Follow-up Committee to Build Free Labour Organisations)



• Ali Nejati (leader of Haft Tapeh sugar cane workers’ union, about to begin a one-year sentence for union activity)


• Rasoul Bodaghi (member of Teachers’ Trade Association, sentenced to 6 years in jail for union activity)


• Shahrokh Zamani and Mohammad Jarahi, members of the workers’ group the Follow-up Committee to Build Free Labour Organisations in Iran, were sentenced to 11 and 5 years in prison, respectively



We call on trade unions and human rights organisations around the world to join us in condemning these attacks and calling for the immediate release of all jailed workers and political prisoners in Iran.



Free Them Now! (Campaign to Free Jailed Workers in Iran)



http://free-them-now.blogspot.com/




Email:



info.free.them.now@gmail.com



آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسکریپت دارید




Tel: Shahla Daneshfar 0044 (0) 7779 898968 Bahram Soroush 0044 (0) 7852 338334


,,11 December 2011




۱۳۹۰/۰۹/۲۳

نَه به جنگ ، آری به زندگی



به نام هویت انسانی





جنگ را نمی خواهم ، زیرا مخرب است .


از جنگ تنفر در سر دارم ، زیرا زیان بار است.


از جنگ بیزارم ، زیرا تعفون به همراه دارد .


از جنگ متنفرم زیرا ، استثمار به همراه دارد.


از جنگ خاطره ی خوبی ندارم ، زیرا از مرزهای ساختگی که به دست انسان ها و حکومت های خودکامه ، کشیده شده است ، بیزارم.


از جنگ متنفرم ، زیرا جنون انگیز و خون بار است.


جنگ را نمی خواهم ، زیرا هویتی برفی دارد و به محض نابودی جناهی ، چهره ی اصلی اش ، نمایان می شود !


جنگ را نمی خواهم ، زیرا از امپریالیسم و کپیتالیسم متنفرم .


صلح را برای تمام دنیا ، مهر را آمیخته ام با وجودم ، دوستدار انقلابم وتمام تلاشم را برای بدست آوردن و به ارمغان رسیدن ، آرمان هایم ، به کار می بندم.




b.moradiampey@gmail.com



بهمن مرادیان پی

جنگ چیست ؟ نگاهی کلی به بررسی تاثیر روانی که جنگ بر روی روان انسان ها می گذارد.









به نام هویت انسانی













کشورها ، قوم ها ، اقلیت ها و اکثریت ها به دلیل عدم توانائی تحمل یکدیگر وارد یک مرحله ی حساس و خطرناک می شوند که ، این منطقه و مرحله ، جنگ نام دارد.



گاهی جنگ برای بازداری کشوری از حرکات مخرب است ، که البته همین شروع جنگ ، خود خرابی به بار می آورد !


با شروع جنگ ، کرامت انسان ها لگد مال می شود و امنیت و عدالت ، جای خود را با جنون و


ننگ ، تعویض می کند !



در نگاه کلی و اجمالی می توان معنی و مفهوم جنگ را از میان واژه های زیر یافت کرد :


"آلودگی ، تخریب محیط زیست ، گسترش فقر ، بی عدالتی ، نارضایتی ، نا امنی و بی ثباتی !!



با شروع جنگ ، محیط زیست یکی از مناطقی است که آسیب جدی می بیند !


همه ی ما انسان ها ، باید این را درک کنیم که توسعه و رشد نسل های آینده ، رابطه ی بسیار نزدیک با حفظ محیط زیست و مسائل زیستی ، محیطی دارد و هر گونه آسیب و تخریب طبیعت ، بر زندگی سالم انسانی ، اثر گذار است.


افت مسائل زیستی برابر با به خطر افتادن زندگی بشر است. این موارد با بر پائی جنگ تشدید می یابد و بر شدت خطر می افزاید ، که این باعث نگرانی است !


استفاده از انواع سلاح های مدرن با قدرت تخریب بالا ، با شیوه ها و تاکتیک های غیر بشری بر بار منفی می افزاید و حیات انسان و طبیعت را به مخاطره می اندازد !


در واقع جنگ بهانه ای است ، برای از بین بُردن ، سیستمی که دائم در حال خرابکاری است و قصد حیله گری دارد ! حال در بعضی شرایط این کانون روی کشورهائی که قصد دست یابی به سلاح های کشتار جمعی و قصد بر پائی جنایت دارند ، متمرکز می شود و گاه بر روی نقطه ای که منافعی در پی دارد !؟


در جنگ حس ضربه زدن و پیروزی یک طرف منازعه و بر طرف دیگر تمایل شدید به انتقام جوئی با استفاده از سلاح های ویرانگر ، به تدریج ، به وجود می آید و دادن تلفات و ضایعات ، این حس را روز به روز شدت می بخشد و تا جائی که دو طرف منازعه هر گونه پای بندی به اصول انسانی و بشری را فراموش می کنند و بی رحمانه تر از قبل به جان هم می افتند !


بر پائی جنگ به نوعی برابر است با نابودی تمام و کمال زندگی زیستی محیطی و بیولوژیکی ما انسان ها و تمامی جانداران و با دید باز تر، نابودی زمین را به همراه دارد!


جنگ با خود صفات انتقام جوئی را حمل می کند و می توان از این صفت به عنوان یکی از مخرب ترین ، مضرترین صفت ، مقابل هویت انسانی یاد کرد !



در جنگ گاه هدف بازداری است و گاه استثمار ! گاه هدف رهائی مردم کشوری که زیر فشار هستند ، مبدا قرار می گیرد و گاه هم همین بر پائی جنگ و جدال ، عدم خواب است !


تحت هر شرایطی جنگ با خود زیان هائی به بار می آورد که بعضا رفع آن سالیان سال ، به طول می انجامد ! تاثیر روانی که جنگ روی اکثریت بر جای می گذارد ، قطعا حاوی فوبی است ! ترسِ از بین رفتن جان شیرین و زندگی ، می تواند خود باعث مرگ شود !


چیزی که این فوبی را شدت می بخشد ، شروع جنگ است ! حتی می توان به راحتی نوشتار کرد که ، خبرسازی و تهیه خبر درباره ی جنگ هم خود آبستن نگرانی است ! همین نگران دنبال کردن انسان ، باعث بروز برخی حوادث منفی در روند زندگی انسان می شود و باعث تحلیل موفقیت در زندگی ما می شود !


عوامل تاثیرگذار بر محیط زیست به سه عامل فیزیکی ، بیولوژیکی و عوامل اجتماعی تقسیم می شود که در این میان ، جنگ مربوط به دسته ی اول ، یعنی عامل فیزیکی می شود !


دلیل این استقرار ، این است ، که در جنگ با استفاده از سلاح ها ، تولید نور ، آتش ، صوت های مخرب ، آلودگی و تخریب محیط زیست و ... می شود !


در انتها تحت هر شرایطی با جنگ مخالفم و به هیچ عنوان هم ، به حمایت از جمهوری اسلامی به بهانه ی جنگ بپا نمی خیزم ؛ و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستم ، ولی از راه مدنی و با تلاش صد در صدی خودمان.



پاینده باشید


b.moradiampey@gmail.com



بهمن مرادیان پی