برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۱۰/۲۲

دین و عقل ، دو موضوع متفاوتی که در پارادوکس همدیگر بسر می برند !


دین و عقل ، دو موضوع متفاوتی که در پارادوکس همدیگر بسر می برند !

دین عقل انسان را هدف قرار می دهد و عقل را ظایل می کند ! عقل را از بین می برد ! و قدرت تفکر را از انسان می گیرد و جان و مال و هستی انسان را در اختیار یک عده سود جو قرار می دهد ! انسانی که مغزش تعطیل شده ، تمام هم و غمش ناخود آگاه این می شود که چطور به آن سودجویان ، منفعت برساند !

بدون اینکه خودش متوجه باشد درچه موقعیت ی قرار گرفته است ! سودجوها به نظر شما چه کسانی هستند ؟

بله درست است ، همان کسانی که قدرت دین را در دست دارند ! همان کسانی که تعیین می کنند که بزرگترین و مزخرف ترین اختراع انسان ، یعنی خدایان ساختگی ، چه چیزی هایی را دوست دارند!

آنانی که خواهند گفت : خدایان ساختگی چه انتظاری از ما انسان ها دارند ! جالب است ، اختراع خودمان خواسته هائی دارد و به این افراد ارائه می کند و در نهایت اندوه باید عرض کنم که عده ای از کسیر مردم بر این موضوع حتی فکر هم نمی کنند !

حتی می ترسند ! واقعا شرم آور است که از اختراع خودمان بترسیم و به خواسته ی افراد سود جو بلی بگوییم ! افراد سو جو خطرناک هستند ، زیرا بر جان و مال مردمی مسلط شده اند ! تنها دیندارن با تمام وجود و با خواست خودشان ، در پی انجام خواست اختراع انسان یعنی خدایان ساختگی هستند ! بدونه فکر کردن !

هر جا که دین بر انسان نفوذ بکند ، عقل انسان را از او می گیرد ، انسانیت ، انسان را از او می گیرد ، دیگر انسان از خود نمی پرسد که چرا ؟ باید چنین کاری بُکنم ! حتی اگر آن عمل رفتار غیر انسانی باشد ! مثل زدن زیر چهار پایه ای که زیر پای شخصی است که دارند ، اعدانش می کنند! یک عده با تکیه بر قوانین ارتجاعی ، تصمیم می گیرند ، زندگی فردی را از او بگیرند و آن شخص اجرا کننده دیگر از خود نمی پرسد که چرا و به چه حق ، او باید اعدام شود ! تنها اطاعت می کند و در جنایتی علیه بشریت و انسانیت ، مشارکت می کند ! زیرا مغزش آلوده به دین شده است ! دیگر قادر به تفکر نیست ! ذهنش مسموم شده و تنها تدبیری که از کارش دارد این است ، که باید دستور اجرا شود ! چرا و به چه حق ؟ نمی داند !

در انتها این را اضافه کنم که دین پایه اش سست است و عقل ، علم است و تکنولوژی و انسانیت و دیگر هیچ.

بهمن مرادیان پی

2011/12/29

Darleston /wednesbury/england