برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۱۲/۰۳

کارل مارکس مردی بی وطن بود.



به نام هویت انسانی

امیدوارم که از این سرگذشت لذت ببرید و دوستانی که با من رابطه ای نزدیک دارند ، قطعا به نقاط مشترک زیادی در این سرگذشت برمی خوردند که شاید ...
کارل مارکس انقلابی و رادیکال در بررسی ها ، پژوهش ها و نوشته هایش بسیار دقیق بود. به هر کتاب و سند و یا نوشته ای که اشاره می کرد ، دست اول بود و همیشه می کوشید ، اگر اصل مطلب به آلمانی ، فرانسوی یا انگلیسی نوشته شده ، آن را به همان زبان بخواند و از ترجمه استفاده نکند. مارکس شیوه های تجربه و تحلیل علمی و فلسفی را از آثار هگل آموخت. پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و گرفتن درجه ی دکترا در فلسفه و دریافت مدراک در رشته ی حقوق ، کارل مارکس به دنیای روزنامه نگاری و روزنامه نویسی گام گذاشت. علت این بود که چون به عنوان دانشجویی انقلابی و تندرو مشهور شده بود ، هیچ دانشگاهی حاضر به استخدامش نبود. خبرنگاری و مقاله نویسی و سردبیری تنها شغل ، گاه گاهی بود که تا پایان عمر نصیب وی شد. از آنجا که پیوسته کارگران و زحمت کشان را تشویق به اعتصاب و انقلاب می کرد ، پس از مدتی روزنامه اش توقیف و در بیشتر مواقع از آن شهر و کشور اخراج می شد!
زمانی که کارل مارکس از شهر یا کشوری اخراج می شد ، نخستین کارش به راه انداختن یک روزنامه دیگر بود . دیری نمی گذشت که بار دیگر غرش رعد آسای مارکس ، از یک گوشه ی دیگر اروپا به گوش کارگران پیشرو و پیشتاز می رسید . در این اخراج های متوالی در یک پروسه ، کارل مارکس ناگهان تبدیل به مردی بی وطن شد ! کشورهای اروپای مرکزی ، جایی برای مارکس و خانواده اش قائل نشدند ! آخرین کشوری که او را پذیرفت انگلستان بود !
و این چنین است که حال ، من در اینجا هستم شاید ...
با مهر
بهمن مرادیان پی