برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱/۰۱/۲۹

جنایتی بنام مذهب و علل ماندگاری آن


ما برای مبارزه با این پدیده جنایی، چه روشهایی پیش رو داریم؟
Bahman Moradian Pey
بوجود آمدن پدیده های دین، مذهب، و متافیزیک، محصول دوره ناآگاهی و اولیه بشریت است و محصول جوامعی هست که مبنا و اساسش بر بهره کشی و استثمار و سود بردن اقلیت جامعه است و باقی ماندن مذهب در سطح جوامع و در زندگی انسانها و یا در حکومتها و قوانین و بروز این همه جنایات در قرون حاضر مسئولش نظام سرمایه داریست که مدافع بی چون و چرای دین است چه بصورت علنی و چه غیرمستقیم. دین، عقل انسان را هدف قرار می دهد و عقل را نابود می کند! قدرت تفکر را از انسان می گیرد و جان و مال و هستی انسان را در اختیار یک عده سود جود قرار می دهد! انسانی که مغزش تعطیل شد ، تمام هم و غمش ناخودآگاه این می شود : که چطور به آن سود جویان ، منفعت برساند! بدون اینکه خودش متوجه باشد، درچه موقعیتی قرار گرفته است! سودجوها همان کسانی هستند که قدرت را در دست دارند! همان کسانی که تعیین می کنند که بزرگ ترین و مضحک ترین اختراع انسان یعنی "خدایان"، چه چیزی را دوست دارند! آنانی که خواهند گفت: خدایان ساختگی چه انتظاری از ما انسان ها دارند! جالب است، اختراع خودمان خواسته هایی دارد و به این افراد ارائه می کند و در نهایت اندوه باید عرض کنم که عده ای هم بر سر این موضوع، حتی فکر نمی کنند! حتی می ترسند! واقعا تعجب آور است که از اختراع خودمان بترسیم و به خواسته ی افراد و قشری سود جو بلی بگوئیم! سودجویان خطرناک هستند، زیرا بر جان و مال و امکانات مردم مسلط شده اند! هر جا که دین بر انسان ها نفوذ کند، عقل انسان را از او می گیرد ، انسانیت انسان را از او می گیرد ، دیگر انسان از خود نمی پُرسد که چرا باید چنین کاری بُکنم ! فقط باید اطاعت کند !حتی اگر آن عمل رفتار غیرانسانی باشد! مثل زدن زیر چهارپایه ای که زیر پای شخصی است که دارند، اعدامش می کنند! یک عده با تکیه بر قوانین ارتجاعی ، تصمیم می گیرند ، زندگی فردی را از او بگیرند و دیگر از خود نمی پرسند که چرا و به چه حق او باید اعدام شود! تنها اطاعت می کنند و در جنایتی علیه انسانیت ، مشارکت می کنند! زیرا مغزش آلوده به دین شده است! دیگر قادر به تفکر نیست! ذهنش مسموم شده و تنها تدبیری که از کارش دارد این است ، که باید دستور اجرا شود! چرا و به چه حق؟ نمی داند !مذاهب به صورت علنی و خصمانه مخالف آزادی است و یک سد، بلند مقابل علم است ودر اکثر محیط ها باعث بروز جنگ وجنایت علیه جامعه ی بشری می شود. دین افراد را به سوی خشونت و پیروی کور کورانه می کشاند و این خود تجاوز به حریم خصوصی انسانیت است و ما با علم و آگاهی که در اختیار توده ی مردمی می گذاریم، می توانیم به آنها حق انتخاب بدهیم و با آنها طوری رفتار کنیم که معنی و مفهوم واقعی آزادی را حس کنند.
atheism
دین پایه اش سُست است و عقل ، علم است و تکنولوژی و انسانیت و دیگر هیچ. موضع انسان های انقلابی باید نسبت به مبارزه و برخورد با مذهب رادیکال باشد و تمام تلاش را باید کرد که مذهب از تمامی لایه های حکومت،قانون و اجتماع حذف شود زیرا مذهب مانند یک بیماری مسری است و باعث جنگ و خونریزی و جنایت می شود .ما به عنوان نسل جوان باید تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا در ابتدا مذهب را از حکومت و قانون بیرون بیندازیم و امکانات سیاسی، مالی و اجتماعیش را از آن بگیریم و به این صورت تا حدود زیادی آنرا نابود و تضعیف خواهیم کرد و در ادامه به عنوان یک عقیده به جنگش برویم و بعد آن را از ریشه بزنیم .بنده به عنوان یک کمونیست و یک آتئیست، تمام تلاشم را می کنم که در عرصه های فکری و عقیدتی، یک مبارزه ی سیاسی علیه مذهب داشته باشم و با اطلاع رسانی وسیعی که در دل توده ی مردمی می کنم، سعی بر مبارزه با این صنعت (دین) را دارم. نسل جدید این عفونت سیاسی، اجتماعی را نمی پذیرد و در صدد مقابله با آن است. نسل جدید مذهب را مانعی در برابر راه خود می بیند و این خود می تواند یک گام بزرگ باشد. از بین بردن استثمار و بهره کشی و ساختن جامعه ای برابر و آزاد در ادامه باعث چشم پوشی از خیالات و تصورات غلط و گام نهادن در راه علم و لذت از زندگی این خود میوه ی خوش طعم ، آگاهی میشود. هرچه ذوق علم ورزی در انسان پرورش یابد، دیگر رد پای دین و خدایان ساختگی از زندگیهایمان جارو و این بلای مخرب از بین می رود و به دست فراموشی سپرده می شود.
با مهر
بهمن مرادیان پی
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 538منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید: