برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱/۰۲/۰۶

آیا می توان خدا را یک دیکتاتور قلمداد کرد ؟


کنجکاوی در مقوله ی دیکتاتوری و سرک کشیدن به فصل های قرآن .

در ادامه جستجو در تناقضات قرآن به این نکته ی حساس دست پیدا کردم ، که آیا می توان به دور از رد و پذیرش خدا او را یک دیکتاتور قلمداد کرد ؟ زیرا به صورت مادام تعریف او را از خودش در کتاب های ادیان خصوصا قرآن دیدم !؟
سر تیر تمامی فصول یا سوره های قرآن ، با اسم او آغاز شده و کلی گوئی ها و صفات خوب و نیکو که البته ، با جستجو در قسمت های دیگر ، تمامی آن نقاط زیر سوال رفته ، زیرا در بخش های زیادی از جنگ ، خونریزی و تجاوز به کوچک  و بزرگ گفته است !
آیا قرآن مقدس است ؟
می توان مبحث را شروع و البته دوباره تکرار می کنم ، به دور از رد و پذیرش وجود خدا و قدیس بودن کتاب قرآن ، تنها مسیر سوالات منطقی است ، از کسانی که پروردگار نگر هستند  و وجود هستی را از نیستی پذیرفته اند !
نویسنده اصلی قرآن کیست ؟
قرآن سخنان کیست ؟
بسیارخوب ، اینجا سوالاتی عیان است ، اگر نویسنده خدا است ، پس چرا تا این حد از خود تعریف کرده است ؟
آیا در عصر حاضر می توان کتاب نویسنده ای را پذیرفت ، که مدام از خود تعریف کرده باشد ؟
و اگر قرآن به قول مذهبیون ، وحی است و خدا در واقع پیام هایش را برای محمد فرستاده است ، خوب اینجا هم بر سر دو راهی رد و پذیرش ، علم و منطق  قرا می گیریم :
زیرا محمد تا آنجا که در کتوب آمده است ، بی سواد بوده و درک مطلب از این موضوع نداشته است !
و در مرحله ی آخر به این نگرش برمی خوریم ، آیا می توان پذیرفت ، که این کتاب قسمت قسمت برای محمد ارسال یا وحی شده و ایشان با کنار هم گذاشتن ( به دور از زمانی که به طول انجامیده) این کتاب را تهیه دیده است ؟
منظور این است که آیا می توان پذیرفت که این کتاب ، قسمت هایش ، همیشه همراه محمد و یا نزد او محفوظ بوده است ؟
پیوست و پا نوشت :
در قسمتی که محمد را بی سواد قلم داد کردم ، قصد جسارت به ایشان را نداشتم ، زیرا بنده به این درک رسیده ام ، که ایشان یک بیزینس من قهار بوده ، زیرا چنان صنعتی (دین) را به راه انداخته ، که هنوز بعد از گذشت 21 قرن برشکست نشده و بدون پرداخت هیچ مالیاتی ، همچنان دریافتی هایش سر به فلک می کشد واین نشان از هوش بالای محمد را می رساند !
هویداست که دین یک صنعت است ، زیرا دستش در جیب مردم است و با کندن از مادیات مردم پا برجاست !

برای اطلاعات بیشتر در این مقوله به کنفدراسیون بی خدایان ایرانی بپیوندید :
http://www.facebook.com/IranianatheistConfederation

در این قسمت سعی دارم که قسمت هایی از قرآن را مبتنی بر نوشته هایم بیاورم و قضاوت را به شما دوستان عزیزم بسپارم :


سوره
۱: الفاتحة
به نام خداوند رحمتگر مهربان 
(۱)



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 
﴿۱

به راحتی می بینید که در تمامی قسمت ها ایشان با نام خودش مطالبش را شروع کرده است که این به دور از رفتار شایسته است !


ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان (۲)

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲

همه را مجبور به ستایش خود و یکتا پرستی که مرحله ی نخست فصل دیکتاتوری است !


رحمتگر مهربان (۳)

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿۳

این قسمت هم از تناقضات بزرگ است ! زیرا او در قسمت های بعدی آنانی که به او باور ندارند را محکوم به محرومیت از زندگی کرده و آنان را به کشته شدن به دست مسلمین محکوم کرده است !


[و] خداوند روز جزاست (۴)

مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴

بدون شرح


[بار الها] تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم (۵)

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵

نمونه های دیگری از دیکتاتوری او

ما را به راه راست هدايت فرما (۶)

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿۶

او خود را همه چیز تمام معرفی دارد و مدام می گوید که برای اینکه در مسیر درستی باشید ، باید ابتدا از او خواسته و به او باورمند باشید !


راه آنان كه گرامى‏شان داشته‏اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان (۷)

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿۷

این هم نمونه ی بارزی از گفتار سیاه چشم  به چشم دندان به دندان است ! که او تنها به کسانی که به او باور دارند نگاه می کند و نه آنانی که به قول خودش گمراه هستند و یا او را رد می کنند !
نمونه ای که می توانیم نام ببریم پسر نوح بود که در آن داستان ، کسانی که پروردگار نگر بودند در کشتی نوح جان سالم به در بردند ، ولی پسر نوح از زندگی محروم و از دست رفت.






با مهر و احترام
بهمن مرادیان پی