برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱/۰۳/۱۴

"درد را از هر طرف بخوانید درد است !؟"

Bahman Moradian Pey 2012 London

شبی که گذشت ، شب سیاهی بود و حتی سیاهیش آنقدر بود که برای چند ثانیه ، غلظتش مانع از حرکت خون در رگانم شد ! اکسیژن سنگین شد و زیر این سنگینی قامتم خمیده شد !
نفس کشیدن برایم سخت شده بود ، انگار جام اسید سرکشیده بودم ! رعشه وجودم را در بر گرفته بود !
دلم سوخت ، ولی سوختگی موضعی نبود ! درست متوجه شدی قابل دید نبود ، زیرا آتش در درونم به پا شده بود و چیزی برای دید نبود ! زیرا از درون سوختم !
به طنابی چنگ زدم ، که سیم بُرنده ای بود ! دستم لاشه شده بود ، اما دست دلم ، نه دستانم !؟ از داخل خورد شدم و صدای خورد شدنم را با گوش هایم شنیدم !
زخمی که شب گذشته خوردم ، قابل پانسمان نبود ! از درون خوردم ، این هم از شانس من بود !؟
عاملین و جاری کننده های این دردها ، روزی متوجه می شوند که دیگر صدایم زنده نیست ، آن وقت بسیار دیر است ، زیرا زود دیر می شود !
با مهر
بهمن مرادیان پی