برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۱۱/۱۵

من زنم، انسانم، آزادم!


مصاحبه با یک تابو شکن


فرستادن به ایمیلچاپ
Share


soodabe22


من زنم، انسانم، آزادم!

جوانان کمونیست: با تغییرات یکسال گذشته و شروع انقلابات خاورمیانه و متعاقب آن شروع جنبش اعتراضی 99 درصدی ها در امریکا و اروپا، در ادامه ما شاهد برهنه شدن علیا ماجده در مصر و تکرار آن یعنی نیمه برهنه شدن گلشیفته فراهانی بودیم. این مسئله به همین جا ختم نشده و در ادامه همین حرکت افراد زیاد دیگری هم این حرکت را تکرار کردند و ضمن حمایت از اقدام علیا و گلشیفته، صدای آزادی خواهی و برابری طلبی نسل جوان و زنان ایران و خاورمیانه شدند. خلاصی فرهنگی و خلاصی اخلاقی این جنبش عظیم را به رخ "جمهوری اسلامی" و "گرایشات راست و چپ جنبش ملی اسلامی" و "ناسیونالیستهای وطن پرست" کشیدند و به همه این مرتجعین نه گفتند. این حرکت با حمایت و استقبال اکثریت مردم بخصوص جوانان و زنان پیشرو مواجه شده است. ما در اینجا به مصاحبه با تنی چند از این دوستان میرویم و از زبان خود این عزیزان حرکت شجاعانه شان را جویا میشویم.

ج.ک: با سلام اگر میشه خودتون رو برای خوانندگان ما معرفی کنید.

سودابه هستم 27 ساله.

ج.ک: انگیزه شما از دست زدن به این اقدام چه بوده؟ به چه چیزی اعتراض داشتید که عکس برهنه و نیمه برهنه خود را منتشر کردید؟

سودابه: همان طور که قبلا هم با یک مثال خیلی ساده عرض کردم ، شکسته شدن یک تخم مرغ زمانی منجر به تولد می شود که این نیرو از داخل به آن وارد شود. پس لازمه ی تغییرات بزرگ، تغییراتی در درون خود ما انسان هاست و تا زمانی که ما نتوانیم با آزادی فردی و احترام به آزادی افراد جامعه کنار بیاییم، نمیتوانیم جامعه ی آزاد ونیز دموکراسی و سکولاریسم را ببینیم. متاسفانه ما که در ایران به دنیا آمده ایم و انگار گناه کرده ایم که در ایران بدنیا آمده ایم و به همین دلیل نمیتوانیم مثل متمدن ترین جوامع بشری دنیا آزاد زندگی کنیم و نیز حکومت اسلامی هم آمده و وضع را خراب تر هم می کند با آن قوانینی که همه اش ضد انسان و بویژه ضد حقوق زن است. یک نمونه ی بارز آن که امروز هم به وفور در ایران دیده می شود مسئله ی طلاق است.که دراین زمینه هیچ زنی حق این را ندارد که به اختیار خودش به زندگی مشترکش پایان بدهد. ولی در صورت اصرار یک راهی هم یک پیش پای این زن ها قرار می دهند و آن گذشتن از تمام حق و حقوقش است صرفا به خاطر اینکه خودش این جدایی را خواسته است. اما مردمی تواند هر زمانی که اراده کرد اقدام به طلاق کند و به نظر من زن در این مورد بیشتر شبیه یک بازیچه است و هیچ تضمینی برای بقای زندگی مشترکش نیست. گذشته از این مرد حق چند ازدواج همزمان را هم دارد. گرچه نمونه هایی از قبیل بی شمار است. همیشه برای من این سوال بوده که مگر چه فرقی بین زن ومرد است؟ و از نظر من صرفا تفاوت فیزیکی نمی تواند باعث توفیر شود. هم زن هم مرد هر دو انسان هستند با یک سری نیازهای انسانی ، اما امروزدر حکومت اسلامی خیلی از نیازهای زن تنها به خاطر زن بودنش نادیده گرفته می شود. نمونه اش همین حجاب اجباری است، در واقع پرچم سرکوب زن. درحقیقت تمام اعتراض من به همین تبعیض های جنسیتی است که به شدت من را آزار میدهد. این تبعیض ها به قدری عمیق و فاحش است و به قدری در افکارریشه دوانده است که حتی برای بعضی از "ایرانیهای مثلا روشنفکر" که بعضا درغرب هم زندگی می کنند و با قوانین و فرهنگ غرب آشنایی دارند، باعث شده که این شیوه اعتراض و جنبش برهنگی را قبول نداشته باشند و دلیل شان هم "فرهنگ غنی ایرانی" است که من امروز هیچ چیز به خصوصی در "این فرهنگ ایرانی" نمی بینم. به جز یک سری آثارباستانی ویران شده مثل تخت جمشید که همه چشمشان به آن است . این افراد خیلی دوست دارند به 2500سال پیش عقب گرد کنند در حالی که همه شان دارند از امکانات قرن 21 بهره می برند. جمهوری اسلامی ما را به 1400 سال پیش برده و وضع این شد، حالا اینها سعی دارند برگردند به 2500 سال قبل. من می خواهم این را بگویم که صرف اینکه چون من در ایران به دنیا آمده ام و تحت فشار یک حکومت اسلامی زندگی کرده ام ، نشان دهنده ی این نیست که پس من مسلمان هستم و باید زیرسلطه حجاب اجباری و خیلی از قوانین ضد انسانی دیگرش باشم. اگر این را قبول داریم که همه انسان هستیم پس باید این را هم قبول کنیم که همه دارای یک سری نیازهای انسانی اولیه و جهان شمول هستیم.چه فرقی است بین زن هایی که در ایران زندگی می کنند و زن هایی که در خارج از ایران. چرا پاسخ به رابطه ی جنسی یک زن در ایران می شود سنگسار اما در کشورهای غربی فقط اسمش نیاز جنسی است. همه ی این تفاوت ها برای من سوال بر انگیز بوده است. بنابراین اگر همه انسان و همه یکسان هستیم پس باید یک قانون و آنهم قانون انسانی باشد برای همه . من شخصا سکولار هستم و خواهان جدایی مذهب از حکومت.

ج.ک: خواست این نسل جوان و زنان ایران را بصورت خلاصه چه چیزهایی میدانید؟ این نسل بنظر شما چه میخواهد؟

سودابه: آزادی، جامعه ی سکولار، برابری زن و مرد در تمامی عرصه های اجتماعی.، اقتصادی و سیاسی، بهره گیری از حقوق بشر. ممنوعیت کودک آزاری و زن ستیزی. مبارزه با فقر و رفاه همگانی، که این خواسته ها به قوانین حکومت تبدیل شده باشد.

ج.ک: واکنشها به شما به چه صورت بوده و آیا انتظار چنین واکنشی را داشتید؟

سودابه: واکنشها بسیار متفاوت هستند، ولی برای من قابل پذیرش اند که افراد عقاید متفاوت و مخالفی داشته باشند. تمامی انسان ها برای من محترم هستند. البته بجز عقاید ضد انسانی که من اجباری به احترام گذاشتن به عقاید واپسگرا و یا ضدانسانی افراد ندارم. درحقیقت هدف من از این حرکت جلب واکنشها نبود. اما به هر طریق افراد مختلف با نظرهای مختلف جمع شدند و اظهار نظر کردند که تا جایی که امکانش باشد سعی می کنم آنها را بخوانم و بیشتر از قبل با عقاید و خواسته های نسل خودم آشنا شوم و از این بابت خیلی خوشحال هستم.

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 539 منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/?vf5x4yb1igof3bg

Nothing



I Believe ,Nothing Is Sacred , But Roots Of Human Is Important For Me.
Cheers For Listening To My Voice.
A Big Hug
Bahman Moradian Pey

میزگرد در مورد انقلابات و اعتراضات جهانی در برنامه ی 25 ثانیه





با توجه به جاری بودن انقلابات خاورمیانه و شمال افریقا و نیز اعتراضات جنبش "99 درصدی ها" و جنبش "اشغال Occupy" که در شماره های قبلی ما گزارشاتی از آخرین موقعیت و تحولات این اعتراضات که بر علیه نظام سرمایه داریست را منتشر کرده ایم و برای جوانان و جامعه ایران که در آستانه تحولات و انقلاب عظیمی ست مناسب دیدیم که در جریان آنچه بین فعالین و سازماندهندگان این جنبشها میگذرد قرار بگیرند. پیاده کردن این میزگرد توسط بهمن مرادیان پی صورت گرفته است.ج.ک.

سلام، من کیریس برنز هستم ، به برنامه 25 ثانیه خوش آمدید. در این برنامه به قلب یکی از موضوعات خبرساز نزدیک می شویم، و از دست اندرکاران، می خواهیم که در 25 ثانیه به پرسش های مطرح شده ما پاسخ دهند :تظاهرکنندگان در جریان انقلابات خاورمیانه و شمال افریقا حاکمان را سرنگون کردند و در ادامه وال استریت و خیابان های بسیاری را در امریکا اشغال کردند ، آنها در جریان بحران اقتصادی نیز در اروپا با خشمی برانگیخته دست به تظاهرات زدند و خواستند تا صدایشان شنیده شود .این نسل را نسل Y می نامند .این نسل در ده های 1980 و 1990 کودکیش بوده و یا به دنیا آمده و می خواهد دنیا را تغییر دهد و با اینترنت و ماهواره بزرگ شده و از نظر اطلاعات فنی، از نسل قبلی خود یا نسل X زرنگ تر است، به رسانه های سنتی باور ندارد و خود را با شبکه های اجتماعی توانمند کرده است. در یادگیری و مهارت سریع است .چرا 25 درصد از این نسل در اسپانیا بیکار است؟ ابتکار و خلاقیت آن چگونه می تواند بروز کند؟ آنها چگونه دنیائی می خواهند و چه نقش سیاسی در اروپا و دیگر کشورها بایستی داشتند باشند؟ در این برنامه آملیا آندره دوتر ، 24 ساله و جوان ترین عضو پارلمان اروپا در بروکسل با ماست ، که قبلا در دانشگاه ریاضی خوانده و به عنوان نماینده حزب "دزدان دریائی" در سوئد انتخاب شده است. همچنین در اینجا در بروکسل ، میگل آنگیل با ماست که در جنبش معروف به "خشم" شرکت داشته و در زمینه ی حقوق سیاسی و دفاع از حقوق زنان کار می کند. و از ژنو گرونیمو کارلورن رئیس "بنیاد اجتماعی جوانان" ، وابسته به اتحادیه اروپا با ماست ، که یکی از شکل دهندگان فرمول جهانی اقتصاد است و از کار آفرین های با استعداد است.همه شما خوش آمدید به این برنامه!

اجازه بدهید پرسشی را با همه ی شما مطرح کنم و ابتدا با آملیا آندره دوتر شروع کنم :نسلی را که نسل Y می نامیم را چگونه می بینید ، آنها با نسل X و با نسلی که هنوز کودک هستند متفاوت هستند؟

آملیا آندره دوتر :نسل Y ، در یک دنیا جهانی شده رشد کرده که ، با دنیای دو نسل دیگر متفاوت است . اما ارتباطات جهان را آنقدر به هم نزدیک کرده است که می بینیم ، جنبش های اعتراضی به همه جا گسترش یافته و می بینیم مردم بسیاری در فراسوی مرزها در آن شرکت می کنند.

بسیار خوب آملیا به سراغ میگل می رویم :شما چگونه می بینید ؟

میگل آنگیل :من فکر می کنم ما نسلی هستیم که بیشترین بها را به خاطر این بحران می پردازیم و هیچ گونه امکان مشارکت با معنایی، برای تغییر شرایط نمی یابیم، به همین خاطر به خیابان ها می رویم تا بگوییم این شیوه کار نمی کند.

بسیار خوب گرونیمو کارلورن شما این مساله رو چگونه می بینید ؟ مردم در خیابان هستند ، نسل جدید هم، همین طور ، شما چه تفاوتی در این نسل با نسل قبلی می بینید ، که بعضی از آنها هم به خیابان آمده اند؟

گرونیمو کارلورن :نسل Y پرسش را به این گونه مطرح می کند ، که دیگر نیاز نداریم ، مردم را مورد خطاب قرار بدهیم و بگوییم شما مقصر هستید، ما از خودمان می پرسیم که نحوه ی مشارکت ما چگونه می تواند باشد؟ چگونه می توانیم، تغییراتی را که می خواهیم، انجام دهیم؟

بسیارخوب میگل آنگیل شما به عنوان یک شرکت کننده در جنبش خشم ، چگونه می خواهید جهان را تغیییر دهید؟ پرسش های زیادی در زمینه ی فرهنگی ، سیاسی، زیست محیطی و اقتصادی مطرح هستند ، چگونه می خواهید، تغییر ایجاد کنید؟

میگل آنگیل :اول از همه نیاز داریم تا تشخیص خودمان را ، در مورد سیاست های سنتی ، مطرح کنیم و این که نظریه ی اکثریت های تناوبی در سیاست دیگر کار نمی کند ، ما می خواهیم به توسعه، نوع مشارکتی دموکراسی سیال و قابل انتقال دست یابیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم.

بسیار خوب میگل، اجازه بدهید برویم سراغ آملیا آندره دوتر .شما یک سیاستمدارید و سخن از سیاست است .

آملیا آندره دوتر :آنچه ما واقعا در نهادهای سیاسی نیاز داریم، شفافیت و چشم انداز روشن تر در مقابل تصمیم گیریهای سیاسی است ، در حالی که، قوانین و شرایط جغرافیائی، متمرکز هستند و در حال حاضر با مقررات جهانی و مقررات اروپایی و کشوری و محلی رو به رو هستیم! به ساده کردن آنها نیاز داریم .حتی در یک دموکراسی مشارکتی اگر شهروندان چشم اندازی نداشته باشند، چگونه می توانند ، تاثیرگذار باشند؟ به نظر من حقیقت این است .

بسیار خوب ، گرونیمو کارلورن ، شفافیت نکته ی کلیدی است و یا مساله ی دیگری را برای تغییر جهان مهم می دانید؟

گرونیمو کارلورن: من آن چیزی را که آملیا گفت را ادامه می دهم، ما فقط نیاز شنیده شدن صدایمان را نداریم، به داشتن جایگاهی برای شرکت عادلانه درتصمیم گیری ها نیز، نیازمندیم، همچنین نباید منتظر دعوت باشیم، بلکه باید جایگاه مان را خودمان ایجاد کنیم .

بسیار خوب برای ایجاد این جایگاه شما تا اندازه ای در شبکه های مجازی این کار را کرده اید و میگل آنگیل از شبکه های اجتماعی برای این کار استفاده کرده است ، شما قدرت اینترنت و شبکه های اجتماعی را برای استفاده ی مردمی نظیر خودت را چگونه می بینید؟

میگل آنگیل :در مورد پرسش اول شما باید بگویم که نسل کنونی همه ی اطلاعات خود را از احزاب سیاسی و اتحادیه های صنفی دریافت نمی کند ، با ارتباطاتی با شبکه های افقی مانند ایمیل و فیس بوک داریم که روند مشارکت دیگری را ایجاد می کند ، که متفاوت است با این که همه ی مردم گرد هم آیند و درباره ی آینده کنند و مثلا از شما هم دعوت کند که در تصمیم گیری هم شرکت کنید .

آیا از محدودیت این شبکه های اجتماعی ناامید نمی شوید ؟ شما از شبکه ی افقی ارتباطات حرف می زنید و از نه مساله ی رهبری، آیا این واقعا کافی است، یا اینکه شبکه های اجتماعی برای ترجمه و یا انتقال سخن مردم به قدرت سیاسی دچار محدودیت نیستند ؟

میگل آنگیل :خوب این فقط یک ابزار است ، آنچه ما نیاز داریم ، ترجمه و انتقال این ارتباطات به عرصه ی سیاست است و چنین سیاستی می تواند یک جایگزین واقعی باشد.

بسیار خوب ، چگونه انجام می دهید ؟

میگل آنگیل :در سطح جهانی بزرگترین اقدام بین المللی کردن جنبش است و ما این را در جنبش اشغال وال استریت دیدیم ، ما آگاهی بخشی به مردم را پیش می بریم ، همان طور که دید تظاهرات ، ما در 15 اکتبر در ، 1000 شهر به خیابان ها کشیده شد، ما چنین شبکه هایی را ایجاد می کنیم .

اجازه بدهید سراغ آملیا آندره دوتر برویم ، ما اکنون در ادامه بحران اقتصادی هستیم ، نسل Y خود را در آن چگونه می بیند ؟ تا چه اندازه خود را مقصر می داند ؟ و چگونه خود را تطبیق می دهید ؟

آملیا آندره دوتر: من همیشه بحران اقتصادی را به عنوان موقعیتی برای توسعه ای برای آینده ی اروپا دیده ام که می تواند یک چهار چوب، عملی برای حل بحران اقتصادی ایجاد کند ، مانند آنچه در اروپا و در سال 2008 در ایسلند اتفاق افتاد. فکر می کنم در بین جوانان تمایلی ، در این رابطه وجود دارد .

بسیار خوب گرونیمو کارلورن شما در سازمانتان با افراد زیادی از نسل Y سر و کار دارید ، این نسل را هنگام کار چگونه می بینید ؟

گرونیمو کارلورن: من باور دارم که جایگاه آنها مهم تر می شود و ما تلاش می کنیم که جوانان درخلال تحصیلاتشان با طرح های اجتماعی در ارتباط با محیط ، بیشتر درگیر شوند ، تا بتوانند ، تجربیات و مهارت هائی به دست بیاورند ، مسئولیت بپذیرند و شغلی را که می خواهند بیابند .

بسیار خوب، میگل آنگیل بعضی مشاغل در برابر نسل جدید بسیار محتاط هستند و مساله حفاظت سطح بالا و صرف انرژی و تولیدات سطح بالا را مطرح می کنند، پاسخ شما به این انتقاد چیست ؟

میگل آنگیل :واقعیت این است ، که برای تغییرات محیط کار ما نیاز به حل مسائل بزرگ تری در سطح جهان داریم، شرکت های بزرگ مالیاتی کمتری می پردازند، در جایی که باید مالیات بپردازند، با زیان بیشتری، روبروی می شوند ، باید تجارت ، بین المللی نظم تازه ای بیابد .

آملیا آندره دوتر آیا امیدوارید که اتحادیه ی اروپای می تواند به نسل Y چشم اندازی برای یافتن و شانس شغل بدهد ؟

آملیا آندره دوتر: آنچه ما نیاز داریم بین المللی کردن، بیشتر ارتباطات و همبستگی بیشتر در سطح اروپا است .

منظورتان چیست و چگونه می توان آن را انجام داد ؟

آملیا آندره دوتر :ما باید بتوانیم ، سیاستمداران را و نیز دولت های ملی را در بروکسل وادار کنیم که در قبال تصمیمات سیاسی اشان پاسخ گو باشند، سال گذشته در رویاروئی با بحران اقتصادی، درگیر بی عملی شدند .

و آخرین سوال! گرونیمو کارلورن شما نسل Y را بسیار آرمان گرا می دانید ، چگونه می توان بدون بیان آرمان ها آن ها دست یافت؟

گرونیمو کارلورن :فکر می کنم، پرسش اولیه ی شما این بود که چه چیزی ما را، نسبت به نسل قبل متفاوت می کند، فکر می کنم ما این آرمان گرائی را حفظ کرده ایم، زیرا هنوز ما به آرمان هایمان خیانت نکرده ایم .

ما می توانیم برای هر فردی راه متفاوتی، را برای مشارکت بیابیم، به ویژه در اتحادیه ی اروپا، که بیشتر به آن نیاز است .

آملیا آندره دوتر: فکر می کنم زمانی که مساله ای را خصوصی می بینیم ، بیشتر نیاز به تفاهم و سازش داریم .

بسیار خوب باسپاس از همگی شما که در این برنامه ما را همراهی کردید.

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 539 منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/?vf5x4yb1igof3bg

شعار نویسی، جرقه ای در انبار باروت!


بهمن مرادیان پی :شعار نویسی، جرقه ای در انبار باروت!

فرستادن به ایمیلچاپ
Share

bahman moradian

جدی گرفتن شعار نویسی از سوی جوانان باعث خوشحالی است و این می تواند باعث انرژی گرفتن همه مردم شود.شعار نویسی به نوعی یکی از نهادینه ترین رسانه های غیر رسمی است که مجددا در دست معترضین در این چند سال اخیر افتاده و نیز تنوع خاصی به آن داده اند، به طوری که در تمامی مکان ها از آن استفاده می کنند. در گذشته هم این مهم صورت می پذیرفت. این غیر رسمی ترین رسانه ی مردم معترض به نحو مضاعفی در حال پیشرفت است و این عمومی بودنش است که تبدیل به یک برجستگی در شرایط جاری شده است. به جرات می توان عنوان کرد که اگر جدی تر و در تمامی اقسا نقاط و شهرها انجام شود، بنوعی میتواند بازتابش از صدا و سیما بیشتر باشد، زیرا صدا و سیمای آقای جمهوری اسلامی از طرف ، اکثریت مردم مورد تحریم واقع شده و اصلا کسی به آن گوش نمی دهد .می توان از نقاط مثبت شعار نویسی، پارازیت ناپذیر بودنش را عنوان کرد ، زیرا امروزه رژیم ارتجاعی اسلامی ، با خرید سیستم های مخرب تمامی کانال های ماهواره ای را با اختلال رو به رو کرده است ، و رسانه های ماهواره ای را مختل کرده ولی دیگر با این رسانه ی همگانی جلو چشم مردم کاری را نمی تواند از پیش ببرد. در این روزهای تاریک جامعه ایران ، یکی از راه هائی که می تواند مسیر را هموار کند، از این دست کارهای رادیکال است که باعث ایجاد انرژی می شود و می تواند توده ی مردمی را برای اعتراضات وسیع ، انرژی دهد و تقویت کند. هم اکنون من قصد دارم که به دیگر ویژگی ، شعار نویسی اشاره کنم : شعار نویسی باعث تشویق جوانان و مردم می شود، زیرا یک عمل گریز ناپذیر است، منظور من این است که یک مخاطب هر چند که مخالف یک ایده ی سیاسی، اجتماعی باشد ، به راحتی هر چه تمام تر می تواند یک شبکه تلویزیونی و یا یک فرکانس رادیوئی را، مسدود کند و به آن توجه نکند، ولی در این باب کاری از او بر نمی آید، زیرا چه او بخواهد و چه نخواهد، از مقابل دیدگانش عبور می کند و بعضا باعث جرقه ای در ذهن او می شود، چه موافق باشد و چه مخالف. تجربیات نشان داده، که مخاطبی که شعار را می بیند ، یک تلنگر می خرد و او هم شروع به تکثیر شعار نوشته شده به اشکال گوناگون می کند. خصوصا که اگر مقداری هم سمپاتی نسبت به آن داشته باشد. این موارد می تواند مزید برعلت شود که شعار نویسی را یکی از مهم ترین عواملی که می تواند در مسیر سیاسی حال حاضر ایران ، باعث تحول شود قلم داد کرد. انگیزه زا بودن شعار نویسی ، در این روزها ، تبدیل به کابوسی برای رژیم ارتجاعی اسلامی، حاکم برای ایران شده است. می توان این حرکت رادیکال را به یک تکه سنگ تشبیه کرد ، که هر روز با انتشار و تبلیغ علیه رژیم لمپن جمهوری اسلامی تبدیل به تکه سنگ بزرگ می شود و با شروع و جرقه ی اعتراضات روی دامنه ی شیب دار می افتد و به سمت پایین غل می خورد و باعث اکتیو شدن توده ی عظیمی می شود که ویرانی رژیم ارتجاعی اسلامی را در پی دارد.

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 539 منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/?vf5x4yb1igof3bg