برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۱۲/۲۷

احتمال دارد هر لحظه شیرکو معارفی اعدام شود ؛ او را به سلول انفرادی منتقل کرده اند


شیرکو معارفی زندانی سیاسی کرد به سلول انفرادی انتقال یافته است و این اقدام احتمال اعدام وی را که مدتی قبل به ایشان ابلاغ شده بود که در روز 11 اردیبهشت (1ماه مه) اجرا خواهد شد، افزایش داده در سال گذشته نیز مزدوران جمهوری اسلامی قرار بود شیرکو معارفی را در ۱۱ اردیبهشت اعدام کنند که این عمل وحشیانه با اعتراض مردم صورت نگرفت اما بار دیگر قرار این خبر را به وی داده اند که در ۱۱ اردیبیهشت اعدام خواهد شد و وی را به سلول انفرادی منتقل کردند.
با تشکر از علیرضا رشیدی
با تشکر از کمپین زندانی سیاسی
برای پیوستن به کمپین زندانی سیاسی درنگ نکنید ، زیرا زود دیر می شود.
برای پیوستن به کمپین زندانی سیاسی روی لینک زیر کلیک کنید :

زينب جلاليان، زندانی محکوم به اعدام: من از مرگ نمی‌ترسم، من پیشمرگ آزادی ام



زينب جلاليان، زندانی محکوم به اعدام: من از مرگ نمی‌ترسم، من پیشمرگ آزادی ام

زينب جلاليان، با‌ آن لهجه شيرين کردی‌اش، وقتی حرف می‌زند، ، دلتان می‌خواهد ساعتها پای صحبتش بنشينيد، شرح شکنجه‌های او، قلب هر انسانی را به درد می‌آورد. وقتی از ضربات شلاق بر بدنش می‌گويد. وقتی شرح می‌دهد که بازجويان مرد، چگونه او را مثل يک توپ به هم پاس می‌دادند و کتک می‌زدند. وقتی از ميله آهنينی می گويد که بر سرش فرود آمد و هنوز جای شکستگی‌اش، عميق، روی سرش خودنمايی می‌کند. وقتی از تهديدش به تجاوز جنسی می‌گويد.

اما با همه اين احوالات، زينب جلاليان، انگار افسانه‌ای در روزگار ما، لب از لب باز نکرد، عليه خود و دوستانش، که مأموران، اعتراف دروغ می‌خواستند و زينب اهلش نبود. او همواره گفته است که با پژاک ارتباط داشته، اما صرفا کار تبليغی انجام می‌داده و هرگز در بخش نظامی فعاليت نداشته است.


زينب، فرزند خانواده‌ای محروم از کردستان، که از کودکی با طعم تبعيض آشنا شده، در ۱۶ سالگی در کوه‌های کردستان، با گروه پژاک آشنا می شود. زينب می‌گويد:" بارها دوستانم، هشدار دادند که ديگر نبايد به ايران برگردم، شناسايی شده و دستگير خواهم شد.

اما من فکر می‌کردم که کاری انجام نداده‌ام که بترسم. نمی‌توانستم، خانواده‌ام را، کردستان را، نبينم. برگشتم و دستگير شدم." وی لحظه دستگيری‌اش را اين‌گونه تعريف می‌کند:" به من گفتند که شناسايی شده‌ام، چند روزی بود که هر قراری که می‌گذاشتم، تعداد زيادی مأمور سر آن قرار حاضر می‌شدند برای بازداشت من، اما هر بار به طريقی دستگير نشدم.

خارج از کرمانشاه بودم و همه دوستانم می‌گفتند که نبايد به کرمانشاه برگردم اما می‌خواستم خانواده‌ام را ببينم. سوار اتوبوس شدم به سمت کرمانشاه، در ميانه راه، جلوی ماشين را گرفتند.

ده‌ها مأمور مسلح، ريختند توی اتوبوس و من را دست بسته بيرون کشيدند. اولين چيزی که گفتند اين بود که کيفم را به سرعت از من دور کنند و تفتيشم کنند. دنبال اسلحه بودند، يا بمبی، چيزی، اما چيزی پيدا نکردند. من هرگز مسلح نبودم."

دستگيری و حکم:

زينب جلاليان در آذرماه سال ۱۳۸۸ به اتهام محاربه و همکاری با گروه پژاک به اعدام محکوم شد. وی که بيش از دو سال است در زندان به سر می‌برد، در دادگاه اوليه اين اتهام را نپذيرفته؛ وی بارها اعلام کرده که با گروه پژاک همکاری غير مسلحانه داشته و صرفا کار تبليغی می‌کرده است.

جلاليان،۲۶ ساله، پس از بازداشت، به مدت ۴ ماه در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه اطلاعات به سر برد. وی در اين مدت جهت اعتراف به شدت مورد شکنجه قرار گرفت به طوريکه از ناحيه سر دچار جراحت شديد شد و پس از چند روز مأموران اطلاعات به ناچار وی را به بيمارستانی در کرمانشاه انتقال دادند. در حين اين انتقال، زينب جلاليان در بيمارستان با فريادهای خود مردم و مسئولان بيمارستان را در جريان اتهامات و شکنجه‌های خود قرار داد. مأموران اطلاعات، وی را به صورت مجزا از ساير بيماران نگهداری کردند.


جلاليان در مدت حضور خود در بازداشتگاه اطلاعات، مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفت و در چندين مورد، حکم شلاق در مورد او به اجرا در آمد. زدن کابل به کف پا، بازجويی با چشم‌بند و دست‌بند و پابند، در حالی که دست‌ها و پاهای وی به هم زنجير شده بود، از جمله شکنجه‌هايی است که در مورد او اعمال شده است. گفته می‌شود درجريان يکی از جلسات بازجويی، در‌حالی که بازجو وی را تهديد به تجاوز جنسی کرده بود، در مقابل اعتراض او، با ميله آهنی بر سر او کوبيد که منجر به خونريزی و بيهوشی وی شد. با وجود همه شکنجه ها، جلاليان ارتباط مسلحانه با گروه پژاک را رد کرد. اما، در جلسه دادگاه وی به اتهام ارتباط با گروه تروريستی، به مجازات اعدام محکوم شد. وی در شرح شکنجه‌های خود می گويد:" وقتی کف پاهايم را شلاق زدند، مرا به حال بيهوشی به سلول انتقال دادند. در آنجا هم وادارم می‌کردند با پاهای مجروحم طول راهرو را راه بروم. و و بعد دوباره می‌زدند."

زينب جلاليان درحالی که حکم خود را دريافت کرده و در انتظار تجديدنظرخواهی خود از ديوان عالی کشور است، در روندی غير قانونی در جريان انتخابات رياست جمهوری سال ۸۸ به مدت ۳ ماه به سلول انفرادی منتقل شد، او که در اعتراض به انتقال غيرقانونی و بی‌دليل خود به سلول انفرادی، دست به اعتصاب غذا زده بود، پس از وخامت اوضاع جسمانی‌اش، بار ديگر به بند عمومی زندان کرمانشاه منتقل شد. در طی مدت انتقال وی به سلول انفرادی و بی‌خبری از شرايط او، بسياری گمان می‌کردند که اين فعال سياسی کرد، جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شده است.

وی سپس در اسفندماه ۸۸ از زندان کرمانشاه به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. زينب جلاليان که خود نيز دليل اين جابجايی‌های نامعلوم را نمی‌دانست. بارها در مورد شرايط خود اعتراض کرد و نگهداری‌اش را در بازداشتگاه با توجه به اتمام بازجويی‌ها و صدور حکم، غيرقانونی دانست. جلاليان در مدت حضور در بند ۲۰۹، چندين‌بار از سوی بازجويان در مورد مصاحبه تلويزيونی تحت فشار قرار گرفت. مأموران اطلاعات به وی وعده داده بودند، در صورت انجام مصاحبه تلويزيونی، حکم اعدام او را لغو خواهند کرد. اين فشارها به خصوص پس از اجرای حکم اعدام ۵ فعال سياسی کرد در اسفندماه سال گذشته، افزايش يافت. با اين‌حال جلاليان در جريان بازجويی‌ها اعلام کرده بود:" من برای مرگ آماده‌ام و از اعدام نمی‌ترسم."

جلاليان پس از ۵ ماه حضور در بند ۲۰۹، و پس از ملاقات با دادستان تهران، به زندان کرمانشاه انتقال يافت. جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران در ملاقات با جلاليان اعلام کرده بود که حکم اعدام وی در ديوان عالی کشور تأييد شده است. با اين وجود، دکتر محمد شريف وکيل اين پرونده، از تأييد اين حکم ابراز بی‌اطلاعی کرد. وی گفت :" تاکنون حکمی به من ابلاغ نشده است."

جلاليان پس از انتقال به زندان کرمانشاه از طريق يکی از مددکاران زندان، با خبر شد که حکم اعدام وی در ديوان عالی کشور نقض شده است. با اين حال، پس از پيگيری‌های وی، اين موضوع بار ديگر تکذيب شد.

دکتر محمد شريف، وکيل زينب جلاليان نيز، نسبت به فرجام تجديدنظرخواهی جلاليان، ابراز بی‌اطلاعی کرده است، به گفته‌ی اين وکيل دادگستری، پيگيری‌های او برای اطلاع از روند پرونده جلاليان تاکنون بی‌نتيجه مانده است و هنوز حکمی به او ابلاغ نشده است. در حالی که در ماه‌های گذشته، اجرای حکم اعدام برای زندانيان سياسی شدت يافته است، هم‌اکنون نگرانی‌ها در مورد ساير زندانيان سياسی زير حکم اعدام، افزايش يافته است.

شيرين علم‌هويی، ديگر دختر زندانی کرد که به مدت ۲ سال زير حکم اعدام به سر برد، سال گذشته در زندان اوين اعدام شد. اين درحالی بود که درخواست عفو وی در کميسيون عفو و بخشودگی قوه قضائيه بی‌پاسخ مانده بود و بازجويان پرونده نيز بارها به وی وعده داده بودند که حکم اعدام او نقض خواهد شد. شيرين علم‌هويی در حالی اعدام شد که هنوز حکم وی در ديوان عالی کشور قطعی نشده بود، و او به مدت ۲ سال در انتظار حکم قطعی دادگاه خود به سر برد.

زينب جلاليان که از دوستان دوران کودکی شيرين علم هويی بوده است، روزهای پس از شنيدن خبر اعدام دوستش را بسيار سخت توصيف می‌کند. او که در زمان اعدام شيرين در بند ۲۰۹ به سر می‌برد، از طريق خانواده‌اش در جريان اجرای حکم اعدام شيرين قرار گرفت.

وقتی در مورد شيرين صحبت می‌کند، چشمانش برق می‌زند و می‌گويد که " کلی با هم خاطره داريم." و زمانی که شيرين اعدام شد، زينب بيش از هر زمانی خود را برای مرگ آماده کرده است. و با‌ آن جسارت مثال زدنی‌اش می‌گويد:«من از مرگ نمی‌ترسم، من پيش مرگ آزادی‌ام.»

پی‌نوشت: متن فوق که توسط يکی از هم‌بنديان سابق زينب جلاليان نگاشته شده، توسط کميته گزارشگران حقوق بشر تنظيم و به صورت گزارشی در خصوص وی منتشر شده است.
منبع:
فیس بوک زندانی سیاسی
با تشکر از علیرضا رشیدی
برای پیوستن به فیس بوک زندانی سیاسی به لینک زیر مراجعه کنید:

موسوی هم یکی از اعضای گهواره ی جنایت جمهوری اسلامی است


به نام هویت انسانی
یاد آوری به سبزالله هی های محترم :
موسوی هم یکی از اعضای گهواره ی ننگین اسلامی و جمهوری اسلامی است ، زیرا او هم در حال حاضر و هم در گذشته ، دستش به خون توده ی مردمی آغشته بوده و هست. هر کسی که او را حمایت کند و کرده است ، در جنایت علیه بشریت مشارکت کرده و می کند.
با مهر
بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۱۲/۲۵

نشریه جوانان کمونیست545 منتشر شد


به نام هویت انسانی

نشریه جوانان کمونیست545 منتشر شد ، برای دانلود،ویژه پخش و تکثیر در ایران
http://www.mediafire.com/?tb1zxr437rq553r

برای دانلود فرمت(پی.دی.اف) بروی لینک بالا کلیک کنید.
دوستان عزیز و مبارز راه آزادی، خواهشمندیم نشریه جوانان کمونیست را پرینت کنید و به دست دوستانی که امکان استفاده از اینترنت را ندارند برسانید.

Hell and Heaven


To Human identity
.Hell and Heaven is a game . If you're believe to this reason ,so you're Game over.
Bahman Moradian Pey

Islamistes hors des lois et de l'Etat !

En Egypte, Tunisie, Libye, Afghanistan comme ailleurs

Islamistes hors des lois et de l'Etat !

zanenqelabi-bw600

En Tunisie, Egypte, Iran et partout ailleurs, la révolution pour “le pain, la liberté et la dignité humaine” est liée à la lutte pour la libération des femmes. Dans ces révolutions, les femmes se lèvent en premières lignes dans la lutte contre la dictature. Et la lutte pour l'égalité des femmes est un élément important pour le succès de ces révolutions.

Le 8 mars cette année, nous exprimons notre révulsion à propos des Etats islamistes et des lois misogynes en Egypte, Tunisie, Libye et ailleurs. Faisons de la Journée Internationale des Femmes de cette année une lutte puissante contre les attaques de la réaction islamiste sur la vie des femmes.

L'apartheid sexiste et les lois médiévales et misogynes de la Charria n'ont pas de place dans un monde civilisé.

Parti Communiste-Ouvrier d'Iran

6 Mars 2012

Islamists’ hands off the laws and state!

In Egypt, Tunisia, Libya, Afghanistan and everywhere

Islamists’ hands off the laws and state!

zanenqelabi-bw600

In Tunisia, Egypt, Iran and everywhere the revolution for ‘bread, freedom and human dignity’ is tied to the fight for the liberation of women. In these revolutions, women stand at the forefront of the fight against dictatorship. And the struggle for women’s equality is an important element in the progress of these revolutions.

8th March this year we express our revulsion at the Islamic states and the misogynist Islamic laws in Egypt, Tunisia, Libya and everywhere. Let us turn this year’s International Women’s Day into a powerful fight against the encroachment of Islamic reaction on the lives of women.

Gender Apartheid and misogynist medieval Sharia laws have no place in a civilised world.

Worker-communist Party of Iran

6 March 2012

دست اسلامی ها از قانون و دولت کوتاه!

در مصر، تونس، لیبی، افغانستان و همه جا

دست اسلامی ها از قانون و دولت کوتاه!

zanenqelabi-bw600

انقلاب "نان و کرامت انسانی" با مبارزه برای رهایی زن در تونس٬ مصر٬ ایران و دیگر کشورها گره خورده است. در انقلابات شمال آفریقا و خاورمیانه، زنان در صف مقدم اعتراض علیه دیکتاتوریها هستند و مبارزه برای آزادی و برابری زنان، وجه مهمی از تداوم این انقلابات است.

هشت مارس روز اعلام انزجار از حکومتهای اسلامی و قوانین زن ستیز اسلامی در مصر و تونس و لیبی و در همه جا است. هشت مارس امسال را به صحنه پرشور مبارزه با دست درازی ارتجاع اسلامی به زندگی زنان تبدیل کنیم.

آپارتاید جنسی و قوانین قرون وسطایی شریعه و ضد زن در جهان متمدن جایی ندارد.

حزب کمونیست کارگری ایران

۶ مارس ۲۰۱۲، ۱۶اسفند ۱۳۹۰

حاکمیت سیاه جمهورى اسلامى



به نام هویت انسانی
من از نسل جوان ایران هستم ، از نسلى که در دنیاى تحت حاکمیت سیاه جمهورى اسلامى چشم به دنیا گشوده است ! از نزدیک حاکمیت مذهب، تبعیض، نابرابرى، آپارتاید جنسى، عدم تامین اجتماعى و سرکوب و خفقان را تجربه کرده است و علیرغم حاکمیت سیاه جمهورى اسلامى، امید به آینده‌اى بهتر را از کف ننهاده و براى تحقق آن به مبارزه برخاسته است.
با مهر
بهمن مرادیان پی

Happy 14 March


To Human identity

Happy 14 March to everyone , International Day of Action to Defend Blasphemers and Apostates.
Long life to Maryam Namazie

14 March 2012
London , United kingdom

نه به اسلام سیاسی ، آری به عدالت ، برابری و آزادی






به نام هویت انسانی

بعضی حرفها را باید زد.
بعضی حرفها را باید خورد.
ولی بعضی حرفها را ، نه میشه زد و نه می شه خورد !

این نوشته و عکس خود می تواند ، یک جواب منطقی برای کسانی باشد که جنبش برهنگی را زیر سوال بردند و دائما سعی داشتند که شجاعت زنان و مردان برابری طلب و آزادی خواه را ، زیر سوال ببرند.
زنده باد عدالت ، برابری و آزادی ، به دور از هر گونه تبعیض
زنده باد زندگی
پاراگراف ابتدایی ، نوشته ی یکی از طرفداران جنبش برهنگی است ، که از آلاسکا برای من ارسال شده است.
با مهر
بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۱۲/۲۳

یک روز و یک جنبش در مقابل قرن ها نابرابری


شیرین شمس:یک روز و یک جنبش در مقابل قرن ها نابرابری، بخش پایانی


فرستادن به ایمیلچاپ
Share

هشت مارس، روز جهانی زن

با تبریک به مناسبت روز جهانی زن، در ادامه مطالب گذشته تحت عنوان "به پیشواز 8 مارس"، این هفته مبحث را با توجه به فرا رسیدن این روز بزرگ آغاز میکنم. هشت مارس دیگری فرا رسید. روز گرامیدشت همه مبارزات علیه تبعیض، سیستم طبقاتی و استثمار و نیز فرصتی دیگر برای فریاد آزادیخواهی و برابری طلبی همه زنان و مردان برای رسیدن به یک جامعه انسانی و بدون تبعیض. تاریخ به وضوح نشان داده درهمه جوامعی که در آن انسانها به حق و حقوق خود به صورت قانونی دست یافته اند، همواره مبارزاتی پیشرو و پرتلاش برای رسیدن به خواسته های آن جامعه صورت گرفته است. لذا آنچه نیاز مبرم جوامع کنونی علی الخصوص جوامعی با تبعیض فاحش بر زنان چون جامعه ایران است، مبارزه برای برابری کامل و بدون قید و شرط زن و مرد در همه سطوح است. برای رسیدن به این برابری، باید خواسته های خود را بصورت مکتوب درآورد و برای دستیابی به همه آنها بی صبرانه مبارزه و پافشاری کرد. آنچه باید به صورت قانون و به اجرا درآید: *(آغاز نقل قول) "برابری بی قید و شرط زن و مرد در سطح حقوق اجتماعی و فردی، در سطح فعالیتهای سیاسی، اداری، اقتصادی و قضائی هم در انتخابات و هم در واگذاری پست و مقام، شرایط تحصیلی برابر، مشاغل و همه قوانین کار و بیمه اجتماعی و نیز مزد برابر برای کار مشابه با ملاحظات قانونی دوران بارداری و زایمان زنان. برابری کامل در قوانین خانواده اعم از برابری در سرپرستی و مدیریت همه امور مربوط به کار خانگی، فرزندان، دارائی ها و دیگر اموری که بصورت مشترک به زن و مرد مربوط می شود. به عبارتی لغو کامل همه امتیازاتی که تحت عنوان سرپرست خانواده به مرد داده شده است. برخورداری از حق برابر برای طلاق و حضانت کودکان در صورت جدائی برای زن و مرد. لغو قانون چند همسری و نیز صیغه نه فقط برای مردان متاهل، بلکه لغو کلی قانون صیغه در هر سطحی. اعمال مجازات قانونی برای هر نوع اعمال خشونت ، آزارجسمی و روانی، تحقیر و اعمال محدودیت علیه زنان در هر زمینه ای و بنا به هر دلیلی اعم از مذهبی، سنتی، مردسالار و ناموسی. و نیز لغو همه قوانین ذکر شده از قوانین و عرف جامعه. لغو هر گونه نابرابری که تحت عنوان ناموس بر زن اعمال شده و ممنوعیت استفاده از الفاظی چون دوشیزه، بانو و خواهر که زن را مشخصا با توجه به موقعیت و ارتباطی که با مرد دارد تعریف می کند. به عبارتی به رسمیت شناختن زن به عنوان یک انسان با هویت مستقل و آزاد بر تصمیم گیری بر نحوه پوشش، سبک زندگی و ارتباطات اجتماعی، فردی و شخصی اعم از عاطفی و جنسی بدون دخالت هر نوع شخص حقیقی و حقوقی. لغو کامل تفکیک جنسیتی در همه سطوح جامعه از وسائل نقلیه تا مدارس و دانشگاهها."(پایان نقل قول). خواسته هایی که مطرح شد همگی برای رسیدن به یک جامعه انسانی بر حسب رفع هر گونه تبعیض بر جنسیت است. ما زنان و مردان مبارز در داخل و خارج از ایران باید برای رهائی زنان از همه قید و بندهای سنتی، مردسالار و مذهبی که در طول تاریخ بختکی بوده بر زندگی زنان، تلاش کنیم و از همه فرصتها برای فریاد خواسته هایمان استفاده کنیم. هشتم مارس فرصت خوبی است تا اینکه مردم در ایران به صورت توده ای همزمان با مردم سراسر دنیا به خیابانها بیایند. یکی از کارهائی که مردم در این روز مشخص می توانند پیش ببرند، حمل پلاکارهائی است که در آن خواسته های رفع تبعیض نوشته شده باشد، شعارنویسی روی دیوارها و نیز پس زدن حجاب اجباری-این ابزار حیات جمهوری اسلامی- توسط زنان است. و این خود علاوه بر فریاد خواسته ها، یک اعتراض کلی بر شرایط زنان تحت حاکمیت جمهوری اسلامی است. زنده باد آزادی، زنده باد برابری، گرامی باد یاد همه مبارزین این راه انسانی.

*برگرفته از بخش "برابری زن و مرد" یک دنیای بهتر برنامه حزب کمونیست کارگری ایران.

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 544 منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/?3lfvyoqb8hwxxl3